امروز ۱۲ بهمن است، مصادف با یکم فوریه. ۴۳ سال بعد از انقلاب ۵۷ (۱۹۷۹) اسناد از طبقهبندی خارج شده شورای امنیت ملی امریکا، تصویری روشنتر از وضعیت سرگردان کاخ سفید در برخورد با رویدادهای منتهی به انقلاب نشان میدهد. یکی از این اسناد، مربوط است به بحثهای داخل جلسه سوم ژانویه ۱۹۷۹ (۱۴ دی ۱۳۵۷) در داخل شورای امنیت ملی امریکا است که حدود یک ماه قبل از انقلاب برگزار شده است؛ جلسهای که نشان میدهد سیاست خارجی امریکا به رغم اتفاقنظر در مورد حمایت از منافع ملی، در مورد نحوه این حمایت همواره دچار شکاف بوده و این شکاف، گاه تا سرحد سردرگمی پیش رفته است. این سند در کتاب «World Apart» چاپ ۲۰۲۱ که مالکوم و کیان برایان آن را نوشتهاند، منتشر شده است. بخشهایی از این سند به همراه بخشی از تحلیل شورای امنیت ملی امریکا در مورد وضعیت آن روزها را بخوانید:
با شروع سال جدید میلادی (۱۹۷۹) دولت کارتر خود را در یک لحظه حساس تصمیمگیری در مورد ماندن یا رفتن شاه میبیند. جلسه سوم ژانویه شورای امنیت ملی برگزار میشود: «رئیسجمهور (کارتر) از حاضران میپرسد که آیا از نظر آنها ما باید از شاه بخواهیم که کنارهگیری کند یا خیر». زبیگنیو برژینسکی (مشاور امنیت ملی) میگوید که با این کار مخالف است با این فرض که اصلاً درخواست امریکا برای کناره گیری مطلوب نیست. در مقابل او سایروس ونس، وزیر امور خارجه و استنسفیلد ترنر، رئیس سیا، قرار دارند. ترنر معتقد است که اینکه شاه کشور را ترک کند بهتر است که البته عواقب گستردهای هم دارد. ولی ونس میگوید که باید از گامهایی که خود شاه برمی دارد از جمله تصمیم [احتمالی]او به خروج از کشور حمایت کرد، زیرا تقویت تصمیم شاه، شانس شاپور بختیار نخستوزیر تازه منصوب شده را برای موفقیت بیشتر میکند. البته از نظر والتر موندل، معاون رئیسجمهور این کار هزینه سیاسی قابلتوجهی خواهد داشت، زیرا او معتقد است که ما (امریکا) «باید بدون اینکه چنین چیزی [درباره برکناری]بگوییم شاه را تشویق کنیم که برود.»
رئیسجمهور امریکا میگوید: «ما میتوانیم فرض کنیم که این تصمیم شاه است.» ولی برژینسکی که خواهان حمایت از شاه به هر قیمتی است استدلال میکند که «ما نباید خودمان را فریب دهیم که ایرانیها آن (بیرون رفتن شاه) را به عنوان توصیهای برای کنار رفتن شاه تفسیر نمیکنند.» او از شاه تا سر حد ممکن دفاع میکند. از نظر برژینسکی، بیرون رفتن شاه پیامدهای گستردهای برای ایالات متحده خواهد داشت و دخالت نکردن امریکا در حمایت از شاه ممکن است ایران را به ناآرامی و حتی جنگ داخلی بکشد «ما باید عواقب احتمالی این امر را برای دوستانمان در ایران در نظر بگیریم. به نظر میرسد که عدم مشارکت امریکا میتواند کشور را وارد هرج و مرج یا حتی جنگ داخلی کند» دست آخر تصمیم گرفته میشود که ژنرال رابرت هایزر، فرستاده ویژه که تجربه شخصی در ایران دارد، به ایران اعزام شود تا با ارتش کار کند، چشمانداز آن را تعیین و راههایی برای اقدام توصیه کند. البته ونس استدلال میکند که «ارتش نمیتواند حکومت کند (در حالی که) رئیسجمهور معتقد است که پارلمان میتواند منبع ثبات باشد.» با این حال، توافق میشود «ژنرال هایزر بلافاصله با پیامی برای ارتش ایران عازم ایران شود که ایالات متحده بدون توجه به شرایط گذار سیاسی از آنها حمایت میکند و ما از رهبران نظامی ایران میخواهیم که کشور را ترک نکنند.» استدلال برژینسکی این است که «اگر شاه مجبور به ترک [کشور]شود، باید این را با تعهدات مشخص در قبال ایران جبران کنیم تا اگر [وضع]بدتر شد و کار به خشونت کشید، ارتش ایران از حمایت ارتش امریکا احساس اطمینان کند.» یک ماه مانده هایزر در ایران شایعات کودتا را مطرح میکند. شورای امنیت ملی امریکا نوشته است: «برژینسکی و براون، وزیر دفاع، از اقدام نظامی ژنرالهای ایران برای جلوگیری از حکومت [امام]خمینی یا کمونیستی توده رهبری حمایت میکنند. اما همانطور که اغلب اتفاق میافتد، رئیسجمهور و مشاورانش پس از بحثهای طولانی نتوانستند به اجماع برسند و اتفاقات مسیر خود را طی کرد.»
منبع: https://nsarchive.gwu.edu