نام دیگر دادستان، مدعی العموم است. مدعی العموم بودن یعنی دفاع از حقوق عامه. کارگران کارواش هم یکی از اقشاری هستند که احقاق حقوقشان نیازمند ورود دادستان است. کارواشیها حقوقی دریافت نمیکنند و دلشان فقط به انعامی خوش است که مشتریان به آنها میدهند.
در میان کارگران اصناف مختلف، کارگران کارواشها با مشکلات بیشتری دست و پنجه نرم میکنند یا حقوق نمیگیرند یا فقط چندصدهزار تومان حقوق میگیرند! اکثر این کارگران فقط به دلیل جای خوابی که مدیر کارواش به آنها داده این شغل را میپذیرند و زندگیشان با انعام برخی از مشتریان میگذرد.
دادستان جدید پایتخت که در همین مدت کوتاه کاری خود، بارها از دادسراهای مختلف بازدیدهای سرزده داشته، خوب است گاهی هم بازدیدی از یک کارگاه انجام دهد و وضعیت اجرای قانون کار را بررسی کند. در همین پایتخت کارواشهایی هستند که در نبود اصناف کارگری و بیحامی بودن کارگران، این قشر ضعیف را استثمار میکنند. کارگاههایی در قلب پایتخت هستند که مثل برده از کارگران بیگاری میکشند. در چنین وضعیتی است که زندگی کارگران بخشهای خدماتی مثل این کارواشها به انعامی بستگی دارد که مشتریان به آنها میدهند. قضیه چنان عیان است که حتی نیازی به بازدید دادستان از کارواش هم نیست و کافی است فقط نگاهی به رسانهها انداخت.
یک کارگر کارواش چندی قبل در گفتگو با خبرگزاری دولتی برنا گفت: «حقوق مشخص و درستی نداریم، از هیچکدام از مزایای کارگران استفاده نمیکنیم و از طبیعیترین حقوق خودمان نیز محروم هستیم، از سر ناچاری به گرفتن انعام روی میآوریم.»
بسیاری از تخلفهای قانون کار مربوط به کارگاههایی است که بدون مجوز فعالیت میکنند. وقتی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی برخوردهای لازم را با کارفرما ندارد و خبری از حمایت از اتحادیه هم نیست، راهی جز ورود دادستان نمیماند. از آن طرف ماجرا هم این قضیه نیازمند ورود دادستان است: کارفرما به کارگران کارواش حقوق نمیدهد، کارگران به ناچار حقوقشان را از مشتریان میگیرند! پاسداری از حقوق مشتریان کارواش هم نیازمند ورود دادستان به این ماجرا است.