حذف تیمهای مطرح ایران (پرسپولیس و استقلال) از لیگ قهرمانان بیشک باعث کاهش شور و حال مسابقات لیگ برتر، رسانهها و هواداران میشود و ترانسفر بازیکنانی، چون قائدی، نوراللهی و خلیلزاده را نیز سخت میکند، چراکه این رقابتها ویترینی برای دیده شدن بازیکنان ایرانی است، اما منفعت این اتفاق از ضرر آن بیشتر است. آنقدر دروغ گفتیم و جعل کردیم که دیگر حنای ما پیش مدیران فوتبال و نزد فیفا و ایافسی رنگی ندارد. آنها برای ما حرص میخورند، برای آنکه زیرساختهایمان را درست کنیم. این اتفاق ما را به سمت حرفهای شدن واقعی سوق میدهد و خیلی هم خوب است، چراکه کنفدراسیون فوتبال آسیا برایمان برنامهریزی ۱۰ ساله کرده است، کاری که خودمان نکردیم! ما باید از ایافسی تشکر کنیم که از باشگاههای ما ورزشگاه اختصاصی میخواهد و با تأکید به عدم استفاد از منابع مالی دولتی باعث شد که گردش مالی ۲۶۰ میلیارد تومان منابع دولتی در فوتبال متوقف شود. با وجود حرفهای شدن زبانی، فوتبال باشگاهی ایران همچنان شاهد بازی کردن تیمها در ورزشگاههای وزارت ورزش یا سایر نهادهای عمومی است و این اتفاق میتواند آنها را موظف کند به ساخت ورزشگاه و باشگاهها را صاحب ورزشگاه و بلیتفروشی خواهد کرد و وضعیت فوتبال ما از این غول بلعنده منابع دولتی خارج خواهد شد. ما فراموش کردیم فوتبال صنعتی درآمدزاست و این اجبار میتواند باشگاهها را مجبور کند به استفاده از پتانسیلهایی، چون درآمدزایی از فروش پیراهن، نصب تبلیغ و حتی ساخت رستوران و درمانگاهی که هوادارانشان را به استفاده از آن مجبور کند تا درآمدش به جیب باشگاه برود. کاری که تیمهای اروپایی انجام میدهند. کنفدراسیون فوتبال آسیا تابلوی حرفهای بودن را از ما گرفته و میگوید بهجای اینکه تعریف کنید، حرفهای بودن چگونه است، حرفهای شوید. این یعنی کاری را که ما طی این سالها انجام ندادهایم، آنها دارند برای ما انجام میدهند و با این اتفاق که منفعتش به مراتب از ضررهایش بیشتر است، ما را موظف میکنند که به شکل واقعی حرفهای شویم.