طی روزهای گذشته، رسانههای امریکایی گزارشی منتشر کردهاند درباره اینکه عربستان سعودی در شهر «الدوادمی» در حال ساخت موشکهای بالستیک است. در گزارش «سیانان» آمده، «چین» نقش اصلی را در انتقال این تکنولوژی به عربستان داشته است. طی روزهای گذشته، رسانههای امریکایی گزارشی منتشر کردهاند درباره اینکه عربستان سعودی در شهر «الدوادمی» در حال ساخت موشکهای بالستیک است. در گزارش «سیانان» آمده، «چین» نقش اصلی را در انتقال این تکنولوژی به عربستان داشته است. در پاسخ، پکن روابط خود با عربستان را یک راهبرد همهجانبه دانسته که شامل تجارت نظامی هم میشود. این موضوع البته ضربه سنگینی برای ایالات متحده خواهد بود که رقیب جدیاش یعنی چین، تا این اندازه در جبهه متحدانش نفوذ دارد. سعودیها به چه دلایلی فرایند دوری و عدم اتکا به ایالات متحده را به ویژه در مسائل نظامی- امنیتی کلید زدهاند و سعی دارند امنیت خود را با اتکا به خود تأمین کنند؟
بیاعتمادی نسبت به متحد سابق
اقدامات دولت پیشین امریکا و در ادامه آن خطمشیهای بایدن، این مهم را به عربستان گوشزد کرد که نمیتواند بقا و امنیت خود را به دولت ایالات متحده گره بزند. سخنان ترامپ درباره اینکه عربستان بدون امریکا تنها چند هفته پابرجا خواهد ماند و ناتوانی دولت او در حفظ امنیت سعودیها مقابل حمله انصارالله یمن به تأسیسات آرامکو خودنمایی کرد. خروج امریکا از برجام و سازمانهایی مثل سازمان بهداشت جهانی و یونسکو هم این تفکر را به سیاستمداران سعودی مخابره کرد که ایالات متحده هر لحظه ممکن است از تعهداتش شانه خالی کند.
اقدامات بعدی دولت بایدن از جمله جابهجایی سامانههای دفاعی موشکی پاتریوت از شبه جزیره عربستان و استقرار آنها در شرق و جنوب شرق آسیا برای موازنهسازی در برابر چین، درخواست هزینههای نظامی هنگفت از اعراب برای تأمین امنیت آنها و خروج شتابان از افغانستان، حامل این پیام بود که خاورمیانه مانند گذشته در اولویتهای سیاست خارجی امریکا نیست، بلکه شرق دور و رقابت با چین و روسیه در اولویتهای اصلی امریکا قرار گرفته است. این اقدامات، بر بیاعتمادی امنیتی- نظامی دولتهای عرب به امریکا بیش از پیش افزوده است. تلاش امارات برای تأسیس پایگاه نظامی مشترک با چین در بندر «الخلیفه» و عقد قراردادهای نظامی با کشورهایی همچون فرانسه، نشان از سرایت این بیاعتمادی به امریکا در دنیای عرب دارد.
البته سابقه همکاریهای نظامی چین و عربستان به چند دهه قبل برمیگردد، زمانی که خریدهای تسلیحاتی پنهانی محوریت این همکاری بود. مهمترین رویداد، خرید قریب به ۵۰ موشک چینی از طرف ریاض در سال ۱۹۸۶ بود که بعد از اینکه سیا آن را در سال ۱۹۸۸ شناسایی و افشا کرد، بحران در روابط دو کشور بروز کرد. البته سرانجام سعودیها اطمینان دادند که از آنها علیه متحدان امریکا استفاده نشود. در سال ۲۰۱۲ هم میان این دو کشور توافق همکاریهای هستهای در زمینه نگهداری و توسعه نیروگاهها، راکتورهای تحقیقاتی و تأمین سوخت هستهای امضا شد، هرچند این توافق هم روی کاغذ باقی ماند و ایالات متحده نسبت به آن احساس خطر نکرد. اما گزارشهای اخیر سیا حکایت از آن دارد که همکاری مخفیانه ریاض و پکن منتهی به تولید اورانیوم غنی نشده جهت غنیسازی و ساخت و سازهای هستهای در منطقه «العلا» شده و همه اینها در حالی است که سعودیها از تعهد پذیرش بازرسیهای پادمانی آژانس خودداری کردهاند. این همان مسئلهای است که با افشای خبر ساخت موشکهای بالستیک از جمله ساخت و تجهیز موشکهای بالستیک با کلاهک هستهای سرو صدای زیادی به پا کرد.
درهم تنیدگی اقتصادی
روابط پکن-ریاض از تبادلات اقتصادی و تجاری شروع شده است. عربستان به دلیل وجود منابع فسیلی، برای چین اهمیت راهبردی دارد به گونهای که پکن بزرگترین واردکننده نفت از عربستان است. در مقابل، چین نقش مهمی در توسعه و آمادهسازی «پروژه اقتصادی- اجتماعی چشمانداز ۲۰۳۰» سعودیها خواهد داشت. چین توانسته به بزرگترین تولیدکننده و صادرکننده کالا به جهان مبدل شود به گونهای که قریب به اتفاق شرکتهای بزرگ بینالمللی در این کشور اقدام به احداث خط تولید کردهاند. بازار مصرف پرشتاب در کنار جایگاه دوم در واردات کالا از سایر کشورها نقش تجاری- اقتصادی این کشور را بیش از پیش تقویت کرده است.
در سال ۲۰۱۹ چین دومین اقتصاد بزرگ جهان از نظر تولید ناخالص داخلی بوده و تا پیش از بحران کرونا، از سه دهه گذشته با رشد اقتصادی سالانه ۱۰ درصد به عنوان پرسرعتترین اقتصاد بینالمللی شناخته شده است. پکن رتبه یازدهم در سرمایهگذاری مستقیم خارجی و رتبه چهارم در جذب سرمایه خارجی را از آن خود کرده است. این کشور پس از ایالات متحده بیشترین میلیاردرهای دنیا و نیز عظیمترین ذخیره ارزی خارجی را دارد. همچنین پکن قادر بوده سالانه قریب به ۱۴ میلیون نفر را از خط فقر خارج کند و بانک جهانی، اقتصاد کلان چین را باثبات و محیط سرمایهگذاری آن را مطلوب توصیف کرده است. این وضعیت سبب شده نه تنها حجم سرمایهگذاری چین در عربستان شتاب گیرد، بلکه سرمایهگذاری عربستان شروع به تغییر جهت از امریکا و اروپا به سوی پکن کند. صندوق سرمایهگذاری عمومی عربستان که پیشتر در اروپا و امریکا فعال شده بود، کار خود را در چین آغاز کرد و تلاش میکند با سرمایهای نزدیک به ۲ تریلیون دلار، ابتدا در صنایع نفتی و سپس سایر حوزههای تولیدی سرمایهگذاری کند. از نظر سعودیها چین به زودی گوی قدرت اقتصادی- تجاری را از آن خود خواهد کرد و به دنبال آن دومینوی سرمایهگذاری در دیگر کشورهای شرق و جنوب شرق آسیا تسهیل و تسریع میشود. این خود باعث بازگشت سرمایه هنگفتی به عربستان برای عملی کردن افق اقتصادی- اجتماعی ۲۰۳۰ خواهد شد. علاوه بر موضوع تأمین انرژی فسیلی و جذب سرمایه از ریاض، بازار عربستان برای پکن بسیار سودآور است. واردات سعودیها از چین نزدیک به ۲۸ میلیارد دلار بوده و تاکنون ۴۰ میلیارد دلار سرمایهگذاری از پکن در این کشور به ثبت رسیده است و دو کشور درصدد هستند به جای دلار «ریال و یوآن» را در معاملات خود به کار گیرند.
با وجود این و به رغم بیاعتمادی روزافزون در روابط ریاض- واشنگتن، به نظر میرسد امریکا همچنان متحد استراتژیک عربستان باقی بماند و سعودیها تلاش کنند در بعد نظامی- امنیتی با رسیدن به تکنولوژی ساخت تسلیحات، ایالات متحده را دربرابر عمل انجام شده و تحت فشار قرار دهند.