اخیراً آماری از رتبهبندی استانها در رابطه با سطح زیر کشت و تولیدات گلخانهای منتشر شده که نشان میدهد در بیشتر زمینهها، پایتخت با اختلاف فاحشی در رتبه نخست قرار دارد اخیراً آماری از رتبهبندی استانها در رابطه با سطح زیر کشت و تولیدات گلخانهای منتشر شده که نشان میدهد در بیشتر زمینهها، پایتخت با اختلاف فاحشی در رتبه نخست قرار دارد. با کمی تأمل در این آمار و ارقام مشخص میشود، خیلی نباید از این اتفاق خوشحال باشیم زیرا استانهای زیادی وجود دارد که از کمآبی در رنج و مشقت بوده و اولویت بیشتری جهت راهاندازی گلخانهها دارند. اینکه تهران با سهم ۸/۰ درصدیاش از خاک کشور بتواند به تنهایی حدود ۲۰ درصد از مساحت گلخانهها و ۳۰ درصد از تولیدات گلخانهای را به خود اختصاص بدهد به این معنی است که ۳۰ استان دیگر با تمام طرحها و برنامههای تغییر نوع کشت و استفاده بهینه از آب و راهاندازی گلخانهها، اندر خم یک کوچهاند. استانهایی مثل سیستان وبلوچستان و هرمزگان و خوزستان و مناطق دیگر که به خاطر هوای مساعدشان جهت داشتن گلخانه و پرورش محصولاتی در این فضا، سالهاست در انتظار عملی شدن وعدهها و قولهای مسئولان و حمایتهای دولتمردان، چشم انتظار نشستهاند.
روزگذشته سرپرست سازمان مدیریت و برنامهریزی استان تهران با تأکید بر اینکه افزایش کمی و کیفی تولیدات کشاورزی یکی از اهداف محوری در برنامههای توسعه اقتصادی کشور است، از رتبه نخست استان تهران در میزان مساحت و تولیدات گلخانهای در کشور خبر داد.
شهرام عدالتی گفت: «افزایش کمی وکیفی تولیدات کشاورزی یکی از اهداف محوری در برنامههای توسعه اقتصادی کشور است که با استفاده مطلوب و اصولی از منابع و امکانات و بهکارگیری شیوههای نوین تولید محصولات امکانپذیر است و به منظور تحقق این هدف، سهم و رتبه استانها براساس شاخصها و متغیرهای مهم کشاورزی توسط مرکز آمار ایران تهیه شده است. بر این اساس استان تهران با وجود سهم ۸/۰ درصدی از مساحت خاکی کشور، با سهم ۴/۶ درصدی از تأمین ارزش افزوده بخش کشاورزی در رتبه پنجم کشور قراردارد.» اینکه تهران با سهم ۸/۰ درصدی از خاک کشور بتواند رتبه نخست تولیدات گلخانهای را به خود اختصاص بدهد خیلی خوب است، اما چرا ۳۰ استان دیگر با سهم ۲/۹۹ درصدی که به صورت میانگین به هر کدام از آنها ۳/۳ درصد از خاک کشور میرسد نتوانستهاند در این زمینه اقدام شاخصی داشته باشند؟
این ارقام وقتی نگران کنندهتر میشود که سرپرست سازمان مدیریت و برنامهریزی استان تهران مدعی میشود: «استان تهران از نظر مساحت و تولیدات گلخانهای در جایگاه نخست کشور قرار دارد و ۷/۲۰ درصد از مساحت گلخانهها و ۴/۳۰ درصد از تولیدات گلخانهای کشور مربوط به پایتخت است. در حقیقت تهران با سهم ۴/۳۶ درصدی بیشترین سهم را در تولید گلها و گیاهان زینتی در گلخانههای کشور به خود اختصاص داده و با سهم ۷/۲۰ درصدی در تولید قارچ خوراکی نیز در رتبه نخست کشور قرار دارد.»
ناگفته نماند بعد از تهران، استانهای البرز و اصفهان با ۱/۱۸ و ۹درصد در رتبههای بعدی قرار دارند. با یک حساب سرانگشتی مشخص میشود وقتی ۴۰ درصد از مساحت گلخانههای کشور به سه استان برسد برای ۲۸ استان باقیمانده به طور متوسط دودرصد میماند و این برای کشوری که از کم آبی مینالد و مسئولانش پیوسته از تغییر نوع کشت و امنیت غذایی حرف میزنند یعنی فاجعه.
صدای ناله استانها از بیتوجهیها
با گذری بر چند استان، که کمآبی کشاورزی آنها را به حاشیه برده و بیتوجهیها جهت راهاندازی گلخانه در این مناطق، آمار بیکاری را نیز افزایش داده است، میفهمیم نباید به آمارهای پایتخت نشینان دلخوش بود و به آن افتخار کرد. هرمزگان از جمله این استانهاست که چندی پیش رئیس سازمان جهاد کشاورزی آن با بیان اینکه با تغییر کشت محصولات سبزی و صیفی از فضای روباز به گلخانهای، میزان تولیدکشاورزی در استان تا ۳۰ برابر قابل افزایش است، گفته بود: «سال گذشته ۱۶۴ هزار تن محصول گلخانهای در هرمزگان برداشت شد که ۴۰ درصد در همسنجی با سال قبلتر بیشتر شده که علت افزایش این تولیدات نیز افزایش وسعت گلخانهها به خاطر اعطای تسهیلات کمبهره، تغذیه مناسب گیاه، قیمت خوب و بازارپسندی بوده است.»
به گفته علی باقرزاده همایی شهرستانهای بندرعباس، حاجیآباد، میناب و رودان از مناطق مهم تولید محصولات گلخانهای در هرمزگان است که سالانه ۵۰ درصد از محصول برداشت شده از سطح گلخانههای استان به کشورهای حاشیه خلیجفارس، روسیه و آسیای میانه صادر میشود. اما اگر حمایت وجود داشته باشد هم میزان سطح گلخانهها و هم اشتغالزایی در این حوزه افزایش چشمگیری خواهد داشت. خوزستان هم شرایط خوبی در رابطه با سهم گلخانهای ندارد. اواسط تابستان بود که گودرز بهرامیان مدیر جهاد کشاورزی شوش با بیان اینکه کشت محصولات تابستانه عمدتاً از تیرماه آغاز میشود، اما کشت تابستانه امسال نسبت به سال ٩٩ با افت شدیدی مواجه شده است، گفت: «شبکه آبی کرخه و دز با کاهش بسیار زیاد آب مواجه شده است و به همین دلیل، کشت تابستانه در این منطقه، با محدودیت مواجه شده است. برای شبکه آبیاری دز، به جز کشت محصولات دائمی، کشت هیچ محصول دیگری را نداریم.» این حرفها یعنی کشاورزی در فضای باز آن هم به صورت سنتی دیگر در استانهایی که از بیآبی در رنج و عذاب هستند، امکانپذیر نیست و مسئولان نمیتوانند با بیخیالی از کنار این موضوع بگذرند. سیستان وبلوچستان هم با تمام خشکسالیهایش وعده میشوند و هراز گاهی مسئولانی که چند عکس یادگاری در این منطقه میگیرند و میروند. در آخرین اظهار نظرها مسئولان جهاد کشاورزی استان از زیر کشت رفتن ۲۶۰ هکتار از اراضی برای احداث گلخانه در اقصی نقاط سیستان وبلوچستان خبر داده بودند که هنوز هم ساکنان این استان منتظرند تا اتفاقی در این باره بیفتد. البته استانهای دیگر هم وضعیت بهتری نسبت به هرمزگان و خوزستان ندارند و اینکه مسئولی بیاید و آماری ارائه کند و آن هم فقط با درصدها باشد، اصلاً نمیتواند بیانگر خوب بودن اوضاع باشد.
در مورد مزایای کشت گلخانهای همین بس که بدانیم در این روش نسبت به کشاورزی در فضای معمولی و در زمینهای روباز دردسر و مشکلات کمتری وجود دارد. ضمن اینکه بازه زمانی برای به ثمر نشستن و برداشت محصولات در گلخانهها نسبت به کشاورزی سنتی، کوتاهتر است. کشاورزی گلخانهای به دلیل افزایش تولید محصول در واحد سطح، میتواند بازده بیشتری داشته و سود آن گاهی دهها برابر کشاورزی معمولی است. کمک به رشد ونمو چرخه اقتصادی محلی و بومی از جمله مزایای کشت در گلخانههاست. با راهاندازی این نوع از کسب و کار زمینه افزایش فعالیتهای اقتصادی در شهرهای بزرگ و کوچک و بهخصوص مناطقی که از لحاظ اقلیمی شرایط مساعدی دارند، فراهم میشود. صرفهجویی در مصرف آب و انرژی با توجه به خطر خشکسالی و کمآبی از مهمترین دلایل توجه ویژه به گسترش این نوع از تولید محصولات کشاورزی در استانهای مختلف ایران است.