
انتشار خبر تصویب بودجه 55 میلیون دلاری پنتاگون برای جنگ نرم در ایران توسط کمیته نیروهای مسلح مجلس نمایندگان آمریکا در لایحه بودجه سال 2010 این کشور باقی مانده تردیدها نسبت به نقش کارگزاران خارجی جنگ نرم علیه نظام اسلامی را مرتفع ساخت.
در بند 1262 این قانون تصویب شده که به منظور گسترش ارتباط ایرانیان با شبکههای فارسی زبان خارج از کشور مبلغ 15 میلیون دلار برای پخش اطلاعات از طریق رادیو، تلویزیون، اینترنت، موبایل، خدمات پیام کوتاه و سایر وسایل ارتباط جمعی اختصاص یافته است. مبلغ 15 میلیون دلار نیز برای ایجاد ظرفیت بیشتر برای ارسال رادیو فردا و شبکه خبر فارسی (voa) به منظور مقابله با پارازیتها و از طریق ارسال امواج کوتاه و متوسط اضافی، ماهواره و مکانیزمهای اینترنتی، ایجاد ظرفیت بیشتر برای سرور پروکسی (فیلتر شکن) و نرم افزار ضدسانسور برای مقابله با وب سایت رادیو فردا و شبکه خبر فارسی و ایجاد ظرفیتهای لازم به منظور مقابله با تلاش برای قطع سیستم ارسال پیام کوتاه از طریق موبایل اختصاص یافته است.
اختصاص مبلغ 20 میلیون دلار برای تعامل با ایرانیان و آموزش آنها با استفاده از شبکههای اینترنتی و همچنین 5 میلیون دلار برای مستندسازی اقدامات ایران در عدم رعایت حقوق بشر از دیگر بخشهای این مصوبه است. اگر با استناد به گزارش کمیته خطر جاری استراتژی آمریکا برای مقابله با نظام اسلامی را بر سه دکترین مهار، جنگ رسانهای و نافرمانی مدنی استوار بدانیم، بودجه فوق تنها معطوف به بخش رسانهای آن است که اگر بودجه مورد نیاز سایر محورها را نیز - که انجام آن را سایر بخشهای دستگاه سیاست خارجی آمریکا بر عهده دارند - به آن اضافه کنیم، نشانگر این است که در جنگ نرم آمریکا علیه ایران مردم آمریکا باید هزینه زیادی را تحمل کنند. اما نکتهای که باید در این مصوبه مورد توجه قرار گیرد، اختصاص این بودجه به پنتاگون، وزارت جنگ آمریکاست و این به منزله این است که جنگ نرم آمریکا علیه ایران را همان مجموعهای بر عهده دارد که جنگ سخت و تهدیدهای نظامی را طی سالهای اخیر علیه ایران هدایت میکرده است.
تصویب همزمان لوایح متعدد تحریم ایران در کنگره و تلاشهای اوباما برای گشودن باب مذاکره با ایران و ساماندهی مراحل متفاوت جنگ نرم در حوزههای رسانهای و نافرمانی مدنی، ابعاد یک بازی چند وجهی است که نقطه ثقل آن «بازیگران داخلی» این عرصه هستند.
کمترین تردیدی نیست که علت شکست سیاستهای گذشته آمریکا و غرب علیه ایران - فارغ از توانمندیها و قابلیتهای نظام جمهوری اسلامی - ناکارآمدی اپوزیسیون داخلی در پیشبرد اهداف بیگانگان بود، اما در شرایط کنونی عملکرد مجرمانه سران فتنه و دیگر فعالان سیاسی مرتبط با آنها پس از انتخابات - که به زمینهسازی برای ایجاد تقابل درونی در نظام اسلامی و رودررو قرار دادن بخشی از مردم علیه نظام انجامید - این امید را در بیگانگان ایجاد کرد که این اپوزیسیون جدید - که این بار در چهره افرادی نظیر موسوی و کروبی و ... ظاهر شده است - به دلیل سابقه حضور در قدرت، قادر خواهد بود تا ارکان نظام را به چالش بکشد و با تضعیف آن زمینه پذیرش فشارهای قدرتهای سلطه را فراهم آورد. در این عرصه این افراد نه به عنوان عامل ذی اراده که همچون عروسک خیمه شب بازی نقش واسطهای را ایفا میکنند تا با به صحنه کشاندن معدود هواداران باقی مانده و تغییر شعارهای اساسی انقلاب اسلامی، انتقام تسخیر لانه جاسوسی و دیگر شکستهای آمریکا را پس از 30 سال بگیرند، شاهد مثال این مدعا بیانیه شماره 14 موسوی است که ضمن فراخوان هواداران برای روز 13 آبان نامی از روز مبارزه با استکبار جهانی به میان نمیآورد.
به همین دلیل است که جفری فلتمن، معاون وزیر امور خارجه آمریکا هفته گذشته به «عوامل داخلی» اطمینان میدهد که دولت این کشور از اصلاحطلبان حمایت میکند و حمایت از فعالان این طیف کاهش نیافته است. به گزارش سایت اینترنتی صدای آمریکا، جفری فلتمن معاون وزیر خارجه در امور خاورمیانه در دیدار با شماری از نمایندگان کنگره تأکید کرد که سازمانهای مستقر در آمریکا به حمایت از گروههای آزادیخواه در ایران ادامه خواهند داد. صدای آمریکا تأکید میکند که: «استراتژی کاربرد دیپلماسی به موازات تحریم برای مهار برنامه هستهای ایران یک استراتژی سست است و باید روش فراگیرتری در پیش گرفته شود و از جمله از «جنبش سبز» در ایران پشتیبانی شود. کنار ایستادن ما در زمان ناآرامیهای چند ماه پیش زیرکانه بود اما اکنون سکوت قابل توجیه نیست.» و وزیر دفاع آمریکا هم با اشاره به خط زدن شعار مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسراییل در راهپیمایی روز قدس هواداران فتنه بگوید که «این نشانه شکاف میان ملت ایران و تأثیرگذاری تحریمهاست. بنابراین فشارها به ایران را باید شدت بخشید.»