مرد محکوم به مرگ که متهم است ۱۹سال قبل یکی از دوستانش را به قتل رسانده و اسنادش را سرقت کرده مشروط به بازگرداندن اسناد و پرداخت دیه موفق به گرفتن مهلت شدهاست. او در جلسه دادگاه، اما مدعی شد که از جای سندهای سرقتی خبر ندارد و این شبها بیشتر کابوس مرگ میبیند.
مرد محکوم به قصاص که ۱۹سال قبل مرد بنگاهدار را به قتل رسانده به خاطر ناتوانی در انجام شرط اولیایدم درخواست تعیین تکلیفی کرد.
به گزارش جوان، رسیدگی به این پرونده ۲۵بهمن سال۹۳، با شکایت زن جوانی از همسرش به جریان افتاد. آن زن راز جنایتی راکه ۱۲سال قبل همسرش رقم زدهبود بر ملا کرد و گفت: «شوهرم دوستی به نام جواد داشت که بنگاهدار بود. آنها خیلی با هم صمیمی بودند، اما ۱۲سال قبل یک روز شوهرم حجت به من گفت دوستش جواد را کشته و جسدش را داخل چاه انداخته است. با تهدیدهای شوهرم این راز مخفی ماند تا اینکه مدتی قبل او به دخترم گفته بود هم جواد را کشته و هم یکی از دوستانش به نام حسن را به قتل رساندهاست. شوهرم من و دخترم را تهدید کرد، اگر سر ناسازگاری بگذاریم ما را هم خواهد کشت.»
آن زن ادامه داد: «در این سالها با مشکلات زیادی زندگی را ادامه دادم، اما مدتی قبل توانستم از شوهرم جدا شوم. حالا نزد پلیس آمدهام و از آنها کمک میخواهم تا خون دو مقتول پایمال نشود.»
اعتراف به قتل
بعد از ثبت این اظهارات، تحقیقات آغاز شد و مأموران دریافتند جواد ۱۲سال قبل به طور مرموزی ناپدید شده بود. بنابراین حجت بازداشت شد. او در روند بازجوییها به قتل اعتراف کرد و گفت: «جواد را به خاطر مسائل ناموسی به قتل رساندم. او بنگاهدار بود و همه کارهای ملکی مرا انجام میداد. من همسرم را خیلی دوست داشتم. وقتی متوجه شدم او به همسرم نظر دارد و تلاش میکند با او رابطه بر قرار کند او را به قتل رساندم.» او در روند بازجوییها، اما قتل دیگر دوستش حسن را انکار کرد و گفت: «جواد و حسن با هم اختلاف داشتند. روزی سهنفری با هم به جاجرود رفتهبودیم. جواد و حسن در آنجا با هم درگیر شدند و جواد با ریختن بنزین او را به قتل رساند. من در آن حادثه نقشی نداشتم. فقط برای تهدید و ترساندن دخترم بود که به دو قتل اعتراف کردم.»
بعد از ثبت این اظهارات، مأموران به محل دفن جسد اعزام شدند و با انتقال بقایای جسد به پزشکی قانونی، پس از آزمایشات لازم مشخص شد جسد متعلق به جواد است.
شرط فرزندان مقتول برای آزادی متهم
متهم در اولین جلسه محاکمه با درخواست قصاص از سوی فرزندان مقتول به جرمش اقرار کرد و در دفاع از خودش مدعی شد به خاطر اختلاف با مقتول مرتکب قتل شدهاست. مرد میانسال در آن جلسه به قصاص محکوم شد و این حکم در دیوانعالی کشور نیز تأیید شد، اما متهم قبل از اجرای حکم توانست از اولیایدم مهلت ششماهه بگیرد. او با اولیایدم توافق کردهبود، اسناد و مدارکی را که از مغازه پدرش سرقت شدهبود را به آنها برگرداند و ۵۰۰میلیونتومان نیز به عنوان دیه به آنها بپردازد.
بلاتکلیفی به خاطر انجان نشدن شرط در مهلت تعیین شده از آنجاییکه متهم نتوانسته بود مدارک سرقتی را در مهلت تعیین شده به اولیایدم برگرداند و مبلع توافقی دیه را بپردازد، اولیایدم رضایت قطعی خود را اعلام نکردند و پیگیر اجرای حکم قصاص نیز نشدند. متهم هفتسال در زندان ماند و با نوشتن نامهای درخواست تعیین تکلیفی کرد. به این ترتیب او برای دومین بار مقابل هیئتقضایی شعبهدهم دادگاه کیفری یک استان تهران قرار گرفت. با اعلام رسمیت جلسه، چند نفر از اولیایدم حاضر در دادگاه گفتند: ما میل به قصاص نداریم. اگر متهم اسنادی که از مغازه پدرم سرقت شدهاست را برگرداند اعلام گذشت میکنیم.
وقتی نوبت به متهم رسید او در جایگاه ایستاد و در دفاع از خود گفت: «۱۹ سال قبل مرتکب قتل شدم و حالا هفتسال است در زندانم. با تأیید حکم قصاص هر شب در زندان کابوس مرگ میبینم و اولیایدم نیز پیگیر اجرای حکم نیستند. آنها میخواهند در زندان عذاب بکشم. از این وضعیت خسته شدهام و از قضات دادگاه تقاضا دارم تکلیفم را روشن کنند. نمیتوانم به زندگی در زندان ادامه دهم.»
او در آخر گفت: «از اسنادی که اولیایدم درباره آنها حرف میزنند اطلاعی ندارم. من حاضرم تحت الحفظ مأموران زمینهایی راکه اسناد آنها سرقت شدهاست به اولیایدم نشان بدهم. غیر از این کاغذ و نوشتهای ندارم و کاری از من بر نمیآید. اگر فرزندان مقتول راضی نمیشوند حاضرم قصاص شوم.» در پایان هیئت قضایی بعد از شنیدن آخرین دفاع جهت صدور رأی وارد شور شد.