طیف وسیعی از سیاستمداران و رسانههای منسوب به یک جریان سیاسی با رفتن دولت برآمده از اصلاحات تدبیر و امید و روی کار آمدن دولت جدید علیالظاهر دچار دگردیسیهای آنی شدهاند و هر آنچه طی هشت سال از دولت سابق سراغ نگرفته و مطالبه نکردهاند، در ۱۰۰ روز اخیر با ادبیات تند و بعضاً زننده از دولت نوپای رئیسی مطالبه میکنند. طیف وسیعی از سیاستمداران و رسانههای منسوب به یک جریان سیاسی با رفتن دولت برآمده از اصلاحات تدبیر و امید و روی کار آمدن دولت جدید علیالظاهر دچار دگردیسیهای آنی شدهاند و هر آنچه طی هشت سال از دولت سابق سراغ نگرفته و مطالبه نکردهاند، در ۱۰۰ روز اخیر با ادبیات تند و بعضاً زننده از دولت نوپای رئیسی مطالبه میکنند.
اگر چه ممکن است نقدهایی به برخی عملکردهای دولت جدید وارد باشد که البته قضاوت کلی درباره جهتگیریها کمی زود است، اما با این حال تناقض رفتاری طیف نشانهداری از مخالفان امروز دولت را به دلایلی که در ادامه ذکر خواهد شد، نمیتوان صرفاً بر مبنای همسویی ادعایی با مردم تجزیه و تحلیل کرد. مهمترین ابهام و پرسشی که در اینجا مطرح میشود این است که چرا جریان مورد اشاره که گویی چشم و زبانش در مقابل کمکاریهای بعضاً تعمدی دولتمردان گذشته بسته بود، طی هفتههای اخیر به یکباره توانمندیهای محیرالعقولی در نقادی توأم با تخطئه به دست آورده و به صورت مستمر در تخریب دولت فعال شده است.
منافع ملی در اولویت است
یا مطالبات پدرخواندهها؟
طی هشت سالی که گذشت، هر زمان افکار عمومی از فقدان کارآمدی و توانایی دولت و وزرا گلایهمند شد و از بیتفاوتی دولتمردان نسبت به مشکلات معیشتی و اقتصادی گفت، همین جریان با انبوهی از رسانههای مکتوب و تصویری و مجازی که در داخل و خارج از کشور در اختیار داشت، تلاش کرد با حربههای روانی- رسانهای انگشت اتهام را به سمت اصل نظام نشانه برود و دولت و جریان متبوع خود را از هر گونه تقصیر و اشتباهی مبرا بداند. در تناقضی آشکار جریان غربباور که بر اساس اولویتهای جریانی ترجیح داد به صورت متعصبانه ناتوانیها و ناکارآمدیهای دولت متبوع خود را توجیه کند، امروز با هر رفتار و اقدام دولت بنای مخالفت دارد و تلاش میکند جامعه را نسبت به آینده دولت و اصل نظام دلسرد کند که نمونههای فراوانی از این تاکتیک حزبی و جناحی را میتوان به صورت روزانه در مواضع سیاسیون این جریان و رسانههای منسوب به آنها جستوجو کرد.
همه مقصرند، اِلا بانیان وضع موجود!
روزنامه جمهوری اسلامی در یکی از مطالب خود بدون اشاره به اینکه دولت تحت نفوذ و حمایت جریان غربباور طی هشت سال دلار را از ۳ هزار تومان به بالای ۳۰ هزار تومان رساند، با طرح این پرسش جهتدار که «آقای رئیسجمهور! جمشید بسماللهِ امروز کیست؟ چرا این افراد را معرفی نمیکنید؟» در نقل قولی از رئیسجمهور، سؤالی طعنآمیز از او پرسیده و نوشته است: «خبر دقیق داریم عدهای شبانهروز در تلاشند همزمان با مذاکرات، نرخ ارز را بالا ببرند و مذاکرات را به اقتصاد گره بزنند تا خواستههای خود را به ملت تحمیل کنند. این، سخن صریحِ رئیسجمهور است از یک «بیماری اقتصادی». امیدواریم این بار قصه شبیه ماجرای «جمشید بسمالله» نشود. یادمان است که بعد از نام بردن او توسط معاون اول دولت دهم، وی دستگیر و مشهور شد، اما دلار و دیگر ارزها راه خود را رفتند. بازار به راه خود رفت و نه دستورها که بازداشتها هم چندان توفیقی نیفزود.» روزنامه همدلی نیز با تأکید بر اینکه «رئیسی هم مسئولیت نپذیرفت، نمیگذارند!» رئیسجمهور را به فرافکنی متهم کرده و مینویسد: «سیدابراهیم رئیسی کمکم وارد مسیر دولتهای گذشته میشود. او ابتدا سعی کرد با نگاهی باز به مشکلات کشور بپردازد و درباره آنان صحبت کند، اما حالا که بیشتر از ۱۰۰ روز از عمر دولت او گذشته و کمکم در مظان اتهام کمکاری و کارنابلدی قرار میگیرد، مسیر تکراری فرافکنی را در پیش گرفته است» یا روزنامه شرق در خبری ویژه مدعی میشود که مردم نمره مردودی به عملکرد اقتصادی دولت دادهاند، این روزنامه در همین زمینه مینویسد: «طبق نظرسنجی تلفنی مؤسسه کیو آنالیز از مؤسسات معتبر نظرسنجی داخل کشور ۷۸ درصد مردم از عملکرد صد روزه دولت رئیسی در کنترل قیمتها رضایت ندارند.»
یکی دیگر از کانالهای ضدانقلاب که بسیاری از فعالان سیاسی اصلاحطلب با آن همسویی و همراهی دارند، در مطلبی با عنوان «بازدید سرزده حاکمان محصول جوامع ارباب رعیتی است»، مینویسد: «بازدید سرزده یکی از علایق اصلی حاکمان ما به ویژه جریان محافظهکار است. از رئیس مجلس و رئیس قوه قضائیه تا رئیسجمهور و وزرا همگی علاقه دارند سفرهای آنان به نقاط مختلف کشور در قالب بازدید سرزده توسط رسانهها و خبرگزاریها بازتاب داده شده و خبررسانی شود، اما این میزان از علاقه مسئولان و ارزشگذاری جامعه برای بازدید سرزده به چه معناست؟ آیا در کشورهای توسعهیافته جهان هم مسئولان اجرایی و قضایی اینچنین علاقهای به بازدید سرزده داشته و در کمین سازمان و ادارات دولتی نشسته و سرزده برای بازرسی وارد میشوند؟ آنچه مشخص است، بازدیده سرزده مطلوب و مورد علاقه کشورهایی است که در آنها ترس و اطاعت از فرد به جای ترس و اطاعت از قانون حاکم است و قانون اقتدار و اتوریته خود را از دست داده است.»
عاملان وضع موجود که طی هشت سال نسبت به مشکلات دامنهدار مردم به واسطه ناکارآمدی دولت برآمده از اصلاحات سکوت اختیار کردند، از ناتوانی دولت فعلی سخن به میان میآورند، در نمونهای دیگر محمدصادق جوادیحصار یکی دیگر از عناصر جریان مورد اشاره در گفتگو با روزنامه اعتماد بدون اشاره به آوارهایی که از دولت گذشته بر سر دولت رئیسی وارد شده، گویا انتظار معجزه در دولت جدید دارد و میگوید: «امروز بیش از سه ماه از آغاز به کار دولت جدید و ایجاد این شرایط گذشته، اما آیا تغییری در وضعیت معیشتی ملت، وضع تورم و رکود بازار و مراودات بینالمللی و تعاملات اقتصادی کشور ایجاد شده است؟ ما امیدواریم تغییری ببینیم، اما تاکنون که اتفاقی نیفتاده است، بنابراین میتوان در این نوع نگاهی که قائل بود بر اینکه پای صندوق نرویم تا حاکمیت یکدست و از این طریق مشکلات حل شود، تشکیک کرد.»
هجمه به گفتوگوی تلویزیونی رئیسی
اگر چه همانطور که اشاره شد، طی ماههایی که دولت حجتالاسلام رئیسی روی کار آمده است انواع و اقسام تخریبها را علیه آن شاهده بودهایم، با این حال شاید بارزترین نمونهای که بتوان حجم عملیات روانی طیف غربباور علیه دولت جدید را به واسطه آن به خوبی درک کرد، موضعگیری جریان مورد اشاره بعد از سخنرانی تلویزیونی اخیر رئیسجمهور به مناسبت صدمین روز دولت او بود. رسانههای وابسته به این طیف در حالی به شدت علیه گفتوگوی تلویزیونی صد روزه رئیسجمهور با مردم انتقاد کردهاند که رئیسی برخلاف روحانی وعدهای مبنی بر حل مشکلات کشور طی ۱۰۰ روز به افکار عمومی نداده بود و طی همین سخنان فروتنانه همه چیز را گردن دولت قبل نینداخت و تنها تلاش کرد ناظر به آینده سخن بگوید، اگر چه برای اثبات برخی عملکردها ناچار بود گریزی هم به گذشته بزند. روزنامه جمهوری اسلامی در این زمینه هم با نمایشی خواندن گفتوگوی تلویزیونی رئیسجمهور تلاش کرد اینگونه شخص رئیسجمهور را مورد حمله قرار دهد: «تا زمانی که مسئولان نظام از مصاحبه کردن با خبرنگاران آزاد و مستقل پرهیز میکنند، هرگز نمیتوانند افکار عمومی را قانع نمایند. با مصاحبههای نمایشی نباید انتظار داشت مسئولان به سؤالهای موجود در اذهان مردم پاسخ بدهند و مردم احساس کنند حرفشان را زدهاند و جواب مسئولان را شنیدهاند. بدون تعارف و البته با ذهنی خالی از حب و بغض به آقای رئیسجمهور میگوییم این مصاحبه را نمیتوان مصاحبه موفقی دانست.» این روزنامه به گونهای از گفتوگوی تلفنی رئیسجمهور انتقاد کرده است که گویی در دولت قبل همه گفتگوهای شخص رئیسجمهور و وزرای کابینه جلسات پرسش و پاسخ بوده و خبرنگارهای منتقد توانستهاند بدون هیچ گونه مانعی سؤالات چالشی و غیرکانالیزهشدهای از آنها مطرح کنند، حال آنکه در نشستهای خبری دولت برآمده از اصلاحات خبرنگاران در نشستها گزینش میشدند و اگر گاهی هم دعوت میشدند، فرصت طرح پرسش به آنها داده نمیشد.
سکوت هشت ساله بانیان وضع موجود کشور و تندخویی آنها و تلاش برای تخطئه اقدامات دولت فعلی نمایانگر این مسئله است که آنچه همچنان اولویت جریان غربزده است، منافع حزبی و جریانی است و منافع مردم و مشکلاتی نظیر گرانی، تورم، بیکاری و رکود که حاصل تفکر وابستهگرایی آنهاست، کمترین ارزش و اهمیتی ندارد و اگر گاهی پشت مطالبات مردم پنهان میشوند، نه از سر خیرخواهی و مردمباوری که با نگاه بهرهبرداری سیاسی از آنها در بزنگاههای خاص است، اما اکنون به خوبی دریافتهاند که مواضع این جریان کمترین نسبتی با مطالبات مردم ندارد و جامه نقد بر تن این جریان بسیار گشاد است.