این روزها شبکه تهران مجموعه مستند ۵۲ قسمتی «تهران ۱۴» را روی آنتن دارد که در مرحله نخست ۲۰ قسمت آن آماده پخش شده است و از روایتی داستانی درباره تاریخ تهران بهره میبرد و تلاش کرده علاوه بر قصه بنا، رویدادها و افراد تأثیرگذار هر بنا را برای مخاطب بازگو کند سرویس فرهنگ و هنر جوان آنلاین: این روزها شبکه تهران مجموعه مستند ۵۲ قسمتی «تهران ۱۴» را روی آنتن دارد که در مرحله نخست ۲۰ قسمت آن آماده پخش شده است و از روایتی داستانی درباره تاریخ تهران بهره میبرد و تلاش کرده علاوه بر قصه بنا، رویدادها و افراد تأثیرگذار هر بنا را برای مخاطب بازگو کند. به بهانه پخش مستند «تهران ۱۴» که هر پنجشنبه از شبکه ۵ سیما پخش میشود، سمیه عظیمیستوده، تهیهکننده این مستند در گفتگو با «جوان» توضیحات بیشتری درباره تهران ۱۴ ارائه داده است.
وجه تسمیه تهران ۱۴ چیست؟
شاید دلیلش این است که این مجموعه مستند قرار است تاریخ تهران در قرن ۱۴ را بگوید، هر چند در مسیر پژوهش و نوشتن سناریوهای اولیه، ملزم بودیم به بیان نکاتی از تاریخ که شاید در سالهای دورتر رخ داده و سببساز سلسله اتفاقات بعدی در سالهای بعد بودند.
طبیعتاً برای ساخت یک مجموعه مستند آن هم تاریخی، باید پژوهشی سنگین انجام شود.
دقیقاً. تهران ۱۴، ثمره پژوهشی در دو مرحله است. مرحله اول پژوهش عام درباره تاریخ ۱۰۰ ساله تهران و کمی قبلتر از آن بود. در واقع بنای این مستند، بر یافتن بناهای مهم و تأثیرگذار در تاریخ تهران گذاشته شده بود. پس ما باید تاریخ را زیر و رو میکردیم تا به بناهای مهم دست پیدا کنیم. در این مرحله ۱۵۰ بنا بررسی و مشخص شد از بین آنها، ۵۲ بنای مهمتر، استخراج شود. در این مدت بیش از ۵۰ جلد کتاب درباره تاریخ تهران مطالعه شد. هر چه به صورت مکتوب درباره تاریخ تهران در بستر اینترنت وجود داشت را مطالعه کردیم و فیلمهای زیادی هم در این باره دیدیم، هر چند وقتی قرار میشد بررسیهایمان را کمی عقبتر ببریم با کمبود منابع تصویری و عکس مواجه میشدیم؛ و مرحله دوم؟
مرحله دوم شروع بخش نگارش فیلمنامهها بود. به تیم نویسندگان گفتم بگردید خوراک سوژهتان را خودتان پیدا کنید و یک متن خشک و اولیه به من تحویل بدهید. پس نویسندگان ما باید همزمان پژوهش میکردند و مینوشتند، با همان سوژههایی که در اختیارشان قرار گرفته بود
سوژه یعنی مثلاً هر بنا را یک نویسنده نوشته؟
به هر نویسنده، چند بنا را سپردم و گفتم تحقیق کند و بنویسد، البته بناهایی که به لحاظ تاریخی، مشترکات زیادی باهم نداشتند، چون میخواستم هر قسمت، یک اپیزود جدا باشد، یعنی هر قسمت شروع شود و تمام شود و مخاطب هر چه لازم است در همان قسمت به دست آورد. معمولاً نویسنده، موقع نوشتن به این دلیل که اطلاعات خودش بالاست یا با پژوهش همزمان، اطلاعاتش افزایش پیدا میکند. در قسمتهای بعدی، آنهایی که در قسمت قبل نوشته را نمینویسد، برای همین سعی کردم قسمتهای تقریباً نامرتبط را به دوستان نویسندهام واگذار کنم.
بعد با آن متن اولیه چه کردید؟
متنهای اولیه که میرسید، آنچه لازم میدانستم در متن باشد، اضافه میکردم و اگر لازم بود جایی حذف شود، حذف میشد، البته دوستان نویسنده، هر کدام قلم منحصربهفرد خودشان را داشتند که باید برای تولید مستند، این قلمها یکسانسازی میشد. در ادامه هم متنهای نهایی در اختیار مشاوران تاریخی قرار میگرفت تا اگر نکتهای باید اضافه یا کم شود، به ما اعلام کنند.
تفاوت این مجموعه مستند با دیگر مستندهایی که برای تهران و اماکن مهم ساخته شده چیست؟
اول قرار بود در این مستند به تهران از بعد سیاسی توجه کنیم، یعنی برویم سراغ بناهایی که صاحب رویدادهای مهم سیاسی بودهاند. بناهای مرتبط با این موضوع استخراج شد و در اختیار دوستان شبکه قرار گرفت. بعدتر، اما قرار شد کار در گروه اجتماعی پیگیری شود. ما هم بناهایی را مشخص کردیم که از لحاظ فرهنگی و اجتماعی، بار سنگینتری داشتند. در این بین من به این نتیجه رسیدم که جز بنا و رویداد، باید سراغ افراد هم برویم، چون یک بنا بدون اتفاق مهم، مهم نمیشود و رویداد مهم جز با دخالت افراد، مهم نخواهد بود، لذا مثلث «بنا، رویداد، افراد» شکل گرفت. تفاوت این مستند با مستندهایی از این دست، یکی همین نکتهای است که گفتم. نکته دیگر، اما به شکل روایت برمیگردد. ما در این مستند برای مردم قصه گفتیم. قصه را هم طوری گفتیم که مردم بتوانند به تحلیل درست از وقایع تاریخی و اثرشان در زندگیشان برسند، یعنی اگر ماجرای «تیمورتاش» را گفتهایم، به نحوه مذاکره با جهان بیرون، نقش مردم در انتخاب وکلای مجلس یا سکوت افراد مهم جامعه در برابر از بین رفتن دموکراسی مشروطه و به قدرت رسیدن یک شاه جدید مثل رضا پهلوی هم اشاره کردهایم.
احتمالاً برای اینکه چنین مستندهایی باز هم ساخته شود و فرهنگ کشور را با زبانی روان و قصهگو برای مردم بازگو کند، ضرورتهایی وجود دارد که برای تهیهکنندگان و کارگردانان مهم است. این ضرورتها چیست؟
ساخت مستند، حتی در حد یک قسمت، نیازمند پژوهش عمیق و مطالعه زیاد است. نمیشود به یک کارگردان صرف، گفت مستندساز یا به یک تهیهکننده مستند، حتماً نمیشود گفت مستندساز. مستندساز کسی است که با تمام ارکان ساخت و تولید آشنا باشد، یعنی علاوه بر اینکه حتماً باید کارگردانی بلد باشد، لنزها را خوب بشناسد و با بحث زیباییشناسی بصری آشنا باشد، باید دستی هم بر آتش تصویربرداری، نویسندگی، تدوین و عکاسی داشته باشد. مستندساز به این مفهوم، یک انسان جامعالاطراف است که نقشش اگر بیشتر از مدیران بالادستی نباشد، حتماً کمتر نیست، به ویژه در حوزه ساخت مستندهایی که به فرهنگ یا تاریخ کشور مربوط است. گاهی مستندهایی پخش میشود که در نیمه، مخاطب را خسته میکند. منِ تهیهکننده یا منِ کارگردان، فقط چند ثانیه وقت دارم انگشت مخاطب را روی صفحه کلید کنترل تلویزیون قفل کنم، اگر این چند ثانیه بگذرد، مخاطب کانال را عوض میکند یا گاهی مستندها آنقدر اطلاعات و آمار عجیب و غریب پشت سر هم بدون نفسکش میدهند که مخاطب مسیر را گم میکند، خسته میشود و خب طبیعتاً انگشتش را روی کلید تعویض کانال فشار میدهد. این ضرورت اول، ضرورت بعدی، همراهی مدیران است. ساخت مستند به خودی خود وقتگیر و سخت است، حالا اگر مدیران هم بخواهند آزادی عمل را از تهیهکننده یا کارگردان بگیرند، سختی چند برابر میشود. مستندساز اگر خسته شود، حتماً کیفیت کار افت پیدا میکند.
تاکنون چند قسمت از کار پخش شده است؟
قسمت اول مجموعه با عنوان «داستان تیمورتاش» از تیرماه روی آنتن رفت و هفدهمین قسمت با عنوان «ملکه مادر» نیز به تازگی پخش شد. قسمتها سیر تقویمی و خطی ندارند، چون هر قسمت داستان خودش را دارد، هر چند برخی داستانها اشتراکاتی دارند که در هر قسمت بسته به حال و هوای متن، به آنها پرداخته شده است، مثلاً در قسمت «فخرالدوله» در کنار بیان قصه خانم فخرالدوله، قصه جناب امینالدوله هم که در قسمتی مجزا روایت شده بود، آمده است. در همین قسمت ماجرای به تخت نشستن رضا میرپنج و ماجرای ورود اولین تاکسی به ایران هم هست. این روزها که تطهیر خاندان پهلوی در دستور کار یاران خارجنشین این خاندان قرار گرفته است، بد نیست مردم با ماجرای از بین رفتن دموکراسی نیمهجانی که بعد از مشروطه در ایران پا گرفته بود، آشنا شوند یا از زمینخواریهای رضاخان چیز بیشتری بشنوند.