سابرامانیام جایشانکار وزیر خارجه هند از ۱۷ تا ۲۱ اکتبر سفر پنج روزهای به سرزمینهای اشغالی داشت و در ۱۹ اکتبر در نشست مجازی چهارجانبهای با همتایانش از امریکا، اسرائیل و امارات متحده عربی شرکت کرد، در حالی که لائیر لاپید وزیر خارجه اسرائیل در کنار او نشسته بود سابرامانیام جایشانکار وزیر خارجه هند از ۱۷ تا ۲۱ اکتبر سفر پنج روزهای به سرزمینهای اشغالی داشت و در ۱۹ اکتبر در نشست مجازی چهارجانبهای با همتایانش از امریکا، اسرائیل و امارات متحده عربی شرکت کرد، در حالی که لائیر لاپید وزیر خارجه اسرائیل در کنار او نشسته بود. این نشست کمتر از یک هفته بعد از نشست سهجانبهای بود که وزرای خارجه امریکا، اسرائیل و امارات در واشنگتن داشتند. وزیر خارجه امریکا آنتونی بلینکن سه طرف دیگر را «مهمترین شرکای استراتژیک» امریکا خواند و همتای هندی او هم در مقابل گفت که «شما یکی از نزدیکترین روابط را با ما دارید اگر نگویم نزدیکترین روابط.» این سطح از ابراز صمیمیت زبانی و موضوعات مطرح شده در این نشست مجازی باعث شده برخی تحلیلگران آن را به مثابه تشکیل جبهه چهارجانبهای، Quad، بدانند که هند را از سنت دیرینهاش جدا کرده و میتواند در راستای جبهه چهارجانبهای باشد که دهلینو به همراه امریکا، استرالیا و ژاپن تشکیل داده و حتی هند را به بازی بکشاند که پیامدهای ناخواستهای برای این کشور داشته باشد.
نشستی با اهداف متفاوت
گفته شده نشست مجازی ۱۹ اکتبر حول موضوعاتی نظیر پروژههای زیرساختی مشترک در زمینههای حمل و نقل، فناوری، امنیت دریایی، اقتصاد و تجارت بود و چهار وزیر خارجه تصمیم گرفتند یک مجمع بینالمللی برای همکاریهای اقتصادی ایجاد کنند و گفتگوهای اولیه را برای تحقق این هدف ادامه بدهند. هرچند رسانهها تأکید داشتند که دستورالعمل این نشست پروژههای اقتصادی مشترک بود، اما روشن است که نیات واقعی این چهار طرف یکسان نبوده و هر کدام هدف خاصی را دنبال میکند که میتواند تعارضاتی با نیات طرفهای دیگر داشته باشد. امریکا بیش از هر چیز به دنبال دادن فضای بازی به هند است تا این کشور را از موضع اصول سنتی خود در بیطرفی نسبت به منازعات منطقهای و فرامنطقهای خارج کند. امریکا، هند را پیش از این به جبهه چهارجانبه در شرق آسیا کشانده بود که دیدار سران این جبهه در ۲۴ سپتامبر در واشنگتن به شکلگیری آن رسمیت داد. حالا هم پای هند را به جبههای چهارجانبه در شرق آسیا کشانده و واضح است که خواهان ایجاد رابطه متحدینش با هند است تا این که بعد خروج از خاورمیانه، هند به نوعی نقش نیروی نیابتی را بازی کند. در مقابل، رژیم صهیونیستی بعد از فراز و نشیبها در سیاست خارجی امریکا ترجیح میدهد با نزدیک شدن به کشورهایی نظیر هند، حامیانی جایگزین امریکا برای خود دست و پا کند. علاوه بر این، ایجاد رویارویی بین هند و ایران هدف اصلی تلآویو است تا با ایجاد منافع برای دهلینو، آن را خواسته یا ناخواسته در برابر ایران قرار دهد. هرچند رقابت با چین دغدغه اصلی هند است و ورودش در این جبهه به منظور قرار دادن سه طرف دیگر در مقابل چین است، اما به نظر میرسد دستکم تلآویو و ابوظبی و با توجه به روابط نزدیک خود با پکن چندان تمایلی به همراهی با هند برای مقابله با چین ندارند.
مقابله با چین
شکی نیست نشست رهبران چهار کشور امریکا، هند، استرالیا و ژاپن در راستای مهار چین بود. هرچند آنها در بیانیه پایانی خود نامی از چین نبردند، اما تأکید بر حقوق دریاها در شرق و جنوب دریای چین جنوبی به روشنی پیامی به پکن بود که ائتلاف جدیدی علیه آن تشکیل شده است. شاید بعد از امریکا این هند باشد که راغب به تشکیل چنین ائتلافی علیه چین است. درگیریهای مرزی سال گذشته بین هند و چین در منطقه مرزی لداخ واقع در شمال ایالت جامو و کشمیر هند رخ داد که دستکم ۲۰ سرباز هندی در آن کشته شدند. نه تنها شدت خشونت آن درگیری طی سالیان گذشته بیسابقه بود بلکه رخ دادن آن گویای شدت تنش در روابط بین چین و هند بود و از این جهت، دهلینو به فکر یارگیری افتاده تا این که بتواند با استفاده از ائتلافها آماده درگیریهای آینده با پکن باشد. علاوه بر این، طرح چین موسوم به ابتکار کمربند و جاده از نظر استراتژیستهای هندی به معنای محاصره هند از طرف چین در اقیانوس هند است. در واقع، سرمایهگذاری سنگین هند در بنادر کشورهای سریلانکا، پاکستان، کنیا و جیبوتی باعث شده تا پکن به پایگاههای دریایی در دو سوی هند دسترسی داشته باشد. این موضوع از نظر استراتژیستهای هندی بدان معناست که در صورت درگیری احتمالی بین هند و چین در آینده، پکن خواهد توانست از این بنادر برای محاصره دریایی دهلینو استفاده کند.
اهمیت چابهار
در این بین، بندر چابهار ایران میتواند نقطه اتکای هند برای گسستن خط پیوند چین از پایگاههای دریاییاش در سرزمین اصلی تا شرق آفریقا و از طریق بنادر سریلانکا و پاکستان باشد. هرچند بعید است هند بتواند از این بندر به عنوان یک اهرم نظامی در مقابل چین استفاده کند، اما از نظر ژئومیلیتاری، دستکم خط گسست را در برنامه چین برای محاصره نظامی هند ایجاد میکند. بندر چابهار علاوه بر این نقش استراتژیک، موقعیت ویژهای در طرح راهبردی هند برای رسیدن به بازارهای آسیای مرکزی، روسیه و از این طریق به اروپا دارد. در واقع، تنها راه زمینی ممکن و مطمئن هند برای این که بتواند به منابع غنی گاز و نفت آسیای مرکزی دسترسی داشته باشد از طریق بندر چابهار و خط راه آهن جنوب به شمال ایران است تا این که از این طریق، امکان دستیابی به آسیای مرکزی داشته باشد. نقش تعیینکننده دیگر بندر چابهار در مسیر جنوب به شمال است که مسیر تجاری از طریق این بندر و خطوط ریلی ایران به سمت منطقه قفقاز را برای هند فراهم میکند. سفر ۱۰ اکتبر جایشانکار به ارمنستان، نخستین سفر وزیر خارجه هند به این کشور بود و نشان میدهد که هند برای حفظ مسیر تجاریاش از چابهار به شمال حاضر شده جمهوری آذربایجان را نادیده بگیرد و ارمنستان را به جای آن انتخاب کرده است، نکتهای که او به نحو ضمنی و با اشاره به کریدور جنوب به شمال و بندر چابهار به آن اشاره کرد. جایشانکار قبل از رفتن به ارمنستان در ششمین کنفرانس «تعامل و اعتمادسازی در آسیا، سیکا» که در پایتخت قزاقستان، تشکیل شد، شرکت کرده بود. شرکت او در این کنفرانس و حملات تندش به پاکستان و چین گویای هدف اصلی دهلینو برای دستیابی به بازار و منابع نفت و گاز آسیای مرکزی است و شکی نیست که بندر چابهار تنها دروازه هند برای رسیدن به این هدف است. گذشته از این موارد باید به وضعیت فعلی افغانستان توجه کرد که با بازگشت طالبان به قدرت چندان به نفع هند نیست به خصوص این که رهبران شبکه حقانی حالا در دولت جدید افغانستان موقعیت مستحکمی به دست آوردهاند.
بازی خطرناک
با توجه به نقش ایران در منافع استراتژیک هند، به نظر میرسد ورود این کشور در جبهه چهارجانبهای به همراه امریکا، اسرائیل و امارات بازی خطرناکی است که نمیتواند هیچ همخوانی با آن منافع داشته باشد. هرچند که نارندا مودی نخستوزیر هند از ۲۰۱۴ نزدیکی روابط با تلآویو را کلید زده، اما کمابیش سعی داشته سنت هند بر عدم شرکت در منازعات منطقهای را حفظ کند. حالا او با فرستادن جایشانکار به اسرائیل برای شرکت در نشست چهارجانبه آشکارا پا بر این سنت گذاشته و بازی خطرناکی را شروع کرده که نه تنها میتواند ایران را از همراهی با این کشور در بندر چابهار و طرح جنوب به شمال منصرف کند بلکه باعث وخیم شدن موقعیتش در افغانستان و اقیانوس هند شود. به عبارت دیگر، دهلینو نمیتواند هم در ائتلاف چهارجانبه ضدایرانی شرکت کند و هم از ایران انتظار همکاری و تأمین مسیر استراتژیک شمال به جنوب، همکاری با دولت جدید افغانستان و حتی کمک در تأمین امنیت در اقیانوس هند داشته باشد. برخی با توجه به این تناقض از تلاش هند برای ایجاد توازن بین این دو وجه گفتهاند، اما باید توجه داشت که تعارض بین این دو وجه چنان قابل توجه است که ایجاد توازن را عملاً بیمعنی میکند. شاید دهلینو تصور کرده با ورود به منازعه منطقهای خاورمیانه میتواند برای مقابله با چین یارگیری کند، اما باید توجه داشته باشد که هر یارگیری به معنای از دست دادن یاران استراتژیک است و این بازی خطرناکی است که باید نسبت به وقوع آن به نحو جدی به دهلینو هشدار داد.