علیرضا تقوینیا در کانال تلگرامی خود نوشت: در ماههای اخیر دولت جدید روی کار آمده در تهران با اعتماد به نفس بیشتری در حال بازیگری در عرصه بینالملل است و سیاستمداران امریکایی نیز یکی از مهمترین دلایل اینگونه رفتار را به دور زدن تحریمها و فروش مخفیانه نفت به کشورهای دیگر (به خصوص چین) نسبت میدهند. در نتیجه امریکا سعی داشت با یک ضرب شست نظامی و توقیف نفتکش شرکت ملی نفت و انتقال محموله آن به تانکری دیگر، ایران را سرجای خود نشانیده و در مذاکرات آتی شروط خود را بر جمهوری اسلامی تحمیل کند.
این دزدی دریایی به دو دلیل در دریای عمان انجام شد: اول؛ به باور فرماندهان نظامی امریکایی توان دریایی ایران در دریای عمان از خلیج فارس کمتر است. دوم؛ با توجه به کنترل جمهوری اسلامی بر تنگه هرمز بهتر بود این نفتکش در دریای عمان ربوده میشد.
اما امریکاییها از ابتکار عمل و توان عکسالعمل نیروهای واکنش سریع و تکاوران نیروی دریایی سپاه غافل بودند و گمان آنها بر این بود که رخدادهایی که در رزمایشهای نظامیان ایرانی رخ میدهد صرفاً نمایش است و در عمل آنها قابلیت عملیاتی در برابر نیروی دریایی قدرتمند امریکا را ندارند... این عملیات نیروی دریایی سپاه چند پیام در بطن خود داشت.
۱- نیروی دریایی کلاسیک امریکا از لحاظ تکنیکی و تاکتیکی قابلیت مقابله با نیروهای سپاه پاسداران که جنگ چریکی در دریا را به خوبی اجرا میکنند ندارد و این اولین تقابل ناموفق آنها نیز نبوده است.
۲- توان رزمی دریایی سپاه منحصر به خلیج فارس نیست و یگانهای این نیرو میتوانند در آبهای عمان نیز پیشرفتهترین عملیاتها را طراحی کرده و در سریعترین زمان ممکن به اجرا درآورند.
۳- امریکا دیگر نمیتواند حتی در لفظ از گزینه نظامی در خصوص ایران سخن بگوید و این گزینه عملاً از روی میز برداشته شده است.
۴- رژیم صهیونیستی که مرتباً از حمله به ایران سخن میگوید ملتفت باشد که توان نظامی ایران چگونه میتواند در اندک زمانی در پاسخ به تهدیدات وارد عمل شود.
۵-کشورهای عربی منطقه نیز که گمان میکردند میتوانند امنیت خود در برابر ایران را از امریکا به عاریت بگیرند باید به این نکته واقف شوند که بهتر است مستقیماً با قدرت اول منطقه وارد مذاکره و حل مشکلات شوند.