کمیل خجسته در کانال تلگرامی خود نوشت: هشتادیها موضوع تازهای نیست. در دهه ۸۰ همین موضوع تحت عنوان نسل سوم با توجه به مخاطب دهه شصتی مطرح شد. کتابهایی مثل فرهنگ لغات زبان مخفی منتشر شد که میگفت ادبیات نسل سوم چنان است که نسل اول و دوم انقلاب متوجه زبانشان هم حتی نمیشوند. میگفتند این شکاف نسلی چنان است که دیگر امام را باید به موزه تاریخ سپرد و آرمانهای انقلاب را نسل سوم از بین میبرد. واقعیت اینکه پشت سر این حرفها نظریهای از آقای برینتون در کتاب کالبدشکافی چهار انقلاب بود. اسم این نظریه ترمیدور بود. ترمیدور ماه یازدهم از انقلاب ۱۷۸۹ م فرانسه بود. در سال ۱۷۹۴ م در این ماه عملاً آرمان انقلاب فرانسه با تحولاتی که رخ داد از بین رفت. برینتون این را یک قاعده کرد که نسل سوم انقلاب ها، چون فاصلهشان با انقلاب زیاد میشود لذا نسبتی با آن آرمانها ندارند و موجب از بین رفتن انقلابها میشوند.
اواخر دهه ۷۰ و دهه ۸۰ به این روایت گذشت. هرچند برخلاف ادعاهای ترمیدوری و شکاف نسلی، پیمایشهایی در همان سالها مثل بررسی گروههای مرجع جوانان یا بررسی ایسپا در سال ۸۲ و... نشان میداد که خانواده مرکز توجه نسل جوان است و مشورتها و امور زندگی در این نهاد صورت میگیرد، اما انتخابات سال ۸۴ مانند یک بمب عمل کرد و جریانی با اقبال مردم رأی آورد که در فعالیتهای تبلیغاتیاش شعارها و نمادهای انقلابی را در دست گرفته بود. آن اقبال و اتفاقات دیگر اجتماعی نشان میداد که نظریه ترمیدور برای نسل سوم انقلاب اسلامی ایران ابطال شده است.
موضوع شکاف و امتداد نسلی هم مهم و هم قابل ارزیابی است. مهم است، چون همانطور که ذات انسان دنبال زندگی جاوید است و جاودانگیاش را در تولد فرزند میبیند؛ جامعه هم به عنوان یک موجود زنده جاودانگیاش را در امتداد نسل میبیند. در نگاه ترمیدور این اتفاق زمانی میافتد که نسل بعدی به آرمانها و اصول نسل قبلیاش وفادار باشد. از طرف دیگر رفتارهایی که در جامعه بروز پیدا میکند نمادهایی میسازد که موجب میشود تا هویت اجتماعی نسل که معرف همان امتداد و شکاف نسلی است به نمایش گذاشته شود.
حالا هشتادیها را به چه بشناسیم؟ به گیمنت و کلش و پاپجی؟ اینها که در نسلهای قبلی هم بود و حالا نهایتش اسامیاش تغییر کرده است. اینها وجه نمادین هویتی نمیسازد. نمادهای اجتماعی که طبیعی در جامعه شکل میگیرد عناصر مهمی برای کشف هویت اجتماعی نسل است. هفتادیها را به چه شناخته شدند؟ حججی نماد هفتادیها شد. جریانی که طبیعی جامعه با آن مواجه شد و تشییع بزرگی برایش برگزار کرد. هفتادیهای مدافع حرم بزرگترین نمادی بود که در این سالهای دفاع از حرم تحت فرماندهی حاجقاسم در جامعه ساخته شد.
نسل چهارم جامعه ما یا هشتادیها چه هویتی دارند؟ اقدام فداکارانه علی لندی و شهادتش، پیادهروی اربعینی نوجوانان و... طبیعیترین نمادهایی است که در این روزها در سطح جامعه دیده میشود. البته این نمادها حتماً وجود نمادهای دیگری مثل بیتیاس و انیمه و... اثراتش را نفی نمیکند. اما نمادهای پررنگ هویتی در ایران نشان میدهد که در این کارزار فرهنگی بزرگ شکاف نسلی در جامعه ایران فعلاً جایی ندارد. کما اینکه خبر بد برای طرفداران نظریه ترمیدور در ایران یادآوری داستان روز قبل از شهادت شهید طاها اقدامی کودک دهه نودی و نسل پنجمی در ماجرای تروریستی اهواز بود که چگونه در هیئت، این کودک نسل پنجم انقلاب لبیک یا حسین میگفته است و اینگونه با حسین تربیت میشده است.