سرويس فرهنگ و هنر جوان آنلاين: در سال بعد از فتنه ۸۸ و زمانی که کشور گرفتار فضای غبارآلود بعد از اتفاقات آن سال بود کمتر کسی جرات میکرد از طریق مدیوم سینما به رازگشایی پیچیدهترین ماجرای سیاسی و امنیتی و بحران فتنه دستپخت سازمانهای امنیتی خارجی و ایادی دست نشانده داخلی آن بپردازد. آن هم در شرایطی که اتمسفر اجتماعی و فرهنگی آن روز اجازه کار سیاسی و سینمایی را به هیچ وجه نمیداد.
او با جسارت و شهامت، بی واهمه از تهدیدها و تخریب ها، پای این موضوع ایستاد و در کنار ابوالقاسم طالبی از کارگردانان موفق سینمای ایران دست به خلق اثری زدند که بسیاری از ابهامها و غفلتها را آشکار کرد و «قلادههای طلا» یکی از مهمترین اثر سیاسی سینمای ایران ساخته شد.
در سال ۹۰ در مقطعی که خانواده سینما به دلیل تنشهای پیش آمده در بدنه آن و تعطیلی خانه سینما با نوعی گسست و چند پارگی مواجه شده بودند انتخاب «محمد خزاعی» به عنوان دبیر جشنواره بین المللی فیلم فجر سرآغاز افقی تازه در تاریخ این جشنواره شد.
در چنان فضای بحران زده و متفرقی او توانست یک جشنواره صرفا سینمایی را به رویدادی اجتماعی فرهنگی فراگیر در سطح ملی تبدیل کند و با فداکاری موفق شد از طریق تعامل همه خانواده سینما و صنوف حرکتی را رقم بزند که به اذعان همگان بی سابقه بوده است.
خزاعی به دلیل حضور در شوراهای سیاستگذاری و طراحی رویدادهای نوین فرهنگی و سینمایی و اهتمام به ظرفیتهای منطقهای و جهانی بعد از عهده دار شدن دبیری جشنواره فیلم دفاع مقدس آن را به رویدادی بین المللی و جهانشمول تغییر داد و تحت عنوان «مقاومت» پرچم دار جریان گسترندهای شد که توانست قاطبه هنرمندان ضد صهیونیست و ضداستکباری را از پنج قاره گرد هم آورد و در قالب گردهماییها و برگزاری کنفرانسهای بین المللی فضایی را ایجاد کند که باعث خشم و عصبانیت تعدادی از رسانههای صهیونیستی و آمریکایی شود و صدای رسانههای صهیونیستی را هم در آورد.
اینک جشنواره بین المللی فیلم مقاومت بزرگترین رویداد در محور فرهنگ و هنر و سینمای مقاومت در جهان اسلام است- جشنوارهای که با طراحی و ابتکار وی و با ایجاد بخش «چهره سال مقاومت» به نقطه کانونی مبارزه با امپریالیسم و قدرتهای استکباری و صهیونیستی بدل شد.
همچنین فراموش نکنیم ابراهیم حاتمی کیا سینماگر موفق وقتی خواست سراغ موضوع مدافعان حرم و روایت فداکاریهای رزمندگان در مقابله با جاهلیت سیاه داعش در سوریه برود باز سراغ تهیه کنندهای رفت که به دلیل تجربههای گرانسنگ در عرصههای سخت روئین تن شده است. باز این «محمد خزاعی» است که در کنار حاتمی کیا موفق به خلق شاخصترین فیلم با موضوع مدافعان حرم میشوند.
«خزاعی» مرد سختیها و مدیر بحران است. حرف تلخ و گزنده و طعنه هم کم نشنیده است، ولی هر جا احساس تکلیف کرد به ضرورت رسالت فرهنگی- اعتقادی و اجتماعی پای در میدان گذاشته است.
حتی برای ساخت سریال تلویزیونی هم سراغ موضوعات آبکی و قصههای رمانتیک و درامهای خانوادگی و عاشقانه و غمسوزناک نرفته است. بلکه در سالهای اخیر و در فضایی که هر هفته یک «سلطان» در حوزه اقتصاد مطرح میشد سراغ جنجالیترین و چالش برانگیزترین موضوع یعنی مبارزه با فساد و افشای پشت پردههای آن رفته است.
شکی نیست که سینمای کشور امروز به شدت بحرانی و فلک زده است. فقدان مدیریت درست و وادادگی و ناکارآمدی مدیران در سالهای اخیر و... باعث شده که این سینما در اغلب بخش هایش دچار آسیب، انسداد و بحران باشد.
مضافا اینکه مشکلات ناشی از پاندمی کرونا هم مزید بر علتها شده است. این سینما فاقد استراتژی و راهبردهای موثر و کارآمد است. خانواده سینما به لحاظ شرایط کاری- رفاهی و معشیت به شدت در رنج و سختی اند. بزرگترین سرمایه اجتماعی بدنه سینما یعنی اعتماد مخدوش شده است؛ و دهها مبحث کلیدی در حوزههای محتوایی و نظارتی و اجرایی و ساختاری باعث شده تا چرخ سینما نچرخد. در «نقطه گذار»ی قرار گرفته ایم که به هیچ وجه چشم انداز و افق پیش رو امیدبخش نیست.
در این میان زمزمه حضور «محمد خزاعی» به عنوان رئیس سازمان سینمایی کورسوی امیدی را روشن کرده است. میتوان باور داشت که این کشتی به گل نشسته با تدبیر وی به حرکت در آید. مدیری که خود برآمده از متن و بطن سینماست و با چالشها و فراز و نشیبهای آن آشناست. واز دیگر سو - به دلیل مناسبات خوب و گسترده اش با ظرفیتهای فراتر از سینما این امید هم، وجود دارد که سینمای ایران با حضور وی در دوره جدید از پیله معضلات درون زایش به در آید و به عنوان یک قدرت رسانهای و اجتماعی فرهنگ ساز نقش آفرین ظاهر شود و به دلیل پیوند و شناختش از گفتمان انقلاب اسلامی و الزامات آن شاهد رشد و نمو سینمایی متفاوت باشیم- سینمایی که راوی زیباییها و ارزشهای فرهنگی و اخلاقی و هویت ایرانی و اسلامی باشد..