
حبیب ترکاشوند
چهارم آبان هر سال، سالروز واقعهای است که تاریخ ایران کمتر به چشم خود دیده است. این روز سالروز یک سخنرانی است، اما سخنرانیای که هویت ملی ایران را حفظ کرد و استقلال و آزادی آنها را تضمین کرد. اگر بخواهیم این واقعه را مقایسه کنیم فقط بایستی با حکم تحریم تنباکوی میرزای شیرازی آن را تطابق داد البته با توجه به بعد قضیه، اهمیت ماجرا، حامیان و طراحان این رویداد باید آن را بسیار مهمتر از تحریم تنباکو دانست.
ماجرا از آنجا شروع شد که پس از چند صباحی که لایحه کاپیتولاسیون بین مجلس و دولت رد و بدل میشد این بار با دستور شخص شاه و اطاعت مجلسین، این لایحه در سکوت کامل رسانهای و در سانسور شدید به تصویب رسید.
اطلاع امام (ره)از لایحه کاپیتولاسیون
به رغم اینکه مجلس شورای ملی لایحه کاپیتولاسیون را در خفای کامل و در سانسور شدید به تاریخ 21 مهر سال 43 به تصویب رساند اما یکی از کارمندان مجلس، متن مذاکرات محرمانه نمایندگان و تصویب این لایحه را مخفیانه به بیت امام (ره) در قم رساند. امام با اطلاع از متن این لایحه بسیار برافروخته شدند و درنگ را جایز ندانستند. ایشان در ابتدای امر چند کار را در اولویت قرار دادند؛ اول: دعوت علما و مراجع قم به یک جلسه اضطراری و آگاه ساختن آنان از قضیه و افشای ماهیت این لایحه، دوم: ارسال پیک و تلگراف به علمای سایر شهرها و مراجع نجف و تبیین ماهیت قضیه؛ سوم: اعلام اینکه در روز چهارم آبان مصادف بیستم جمادی الثانی که سالروز تولد حضرت زهرا (س) است سخنرانی مهمی خواهند داشت.
وحشت رژیم از اعلام سخنرانی امام (ره)
با اعلام عمومی سخنرانی امام(ره) در روز چهارم آبان رژیم به وحشت افتاده و پی میبرد که امام (ره) از ماجرا آگاه است لذا در اولین فرصت نمایندهای مخصوص خدمت امام (ره) رفته تا ایشان را نسبت به اهمیت این لایحه برای رژیم و دولت آمریکا آگاه کند، اما امام(ره) حاضر به پذیرش وی نشده و مجبور میشود با فرزند ارشد امام (ره) حاج آقا مصطفی خمینی که مسؤولیت هماهنگی امور بیت امام (ره) را بر عهده داشت دیدار داشته باشد و تذکرات خود را آنجا بگوید. ادبیاتی که وی به کار میبرد جالب است با هم مرور کنیم. وی در بخشی از سخنان خود میگوید: «آمریکا به منظور کسب وجهه در میان مردم ایران با تمام قدرت فعالیت میکند و پول میریزد و از نظر قدرت در موقعیتی است که هرگونه حمله به آن به مراتب خطرناکتر از حمله به شخص اول مملکت است(!) آیتالله خمینی اگر این روزها بنا دارند نطقی ایراد کنند باید خیلی مواظب باشند که به دولت آمریکا برخوردی نداشته باشد که خیلی خطرناک است و با عکسالعمل تند و شدید آنان مواجه خواهد شد. دیگر هرچه بگویند حتی حمله به شخص شاه چندان مهم نیست.»(!)
دقت در ادبیات به کار برده شده توسط این فرد، نشان از عمق فاجعه و میزان سرسپردگی رژیم به ایادی خارجی دارد. سال قبل از آن یعنی سال 42 در آستانه محرم برخی از روحانیون را ساواک دستگیر کرده و آنها را از سه مطلب منع کرده بود:1- علیه شخص اول مملکت چیزی نگویند2- علیه اسراییل سخن بر زبان نیاورند3- مدام نگویند اسلام در خطر است.
اما جالب اینکه در تهدید این نماینده به راحتی شخص اول مملکت قربانی خواستههای دولت مستکبر آمریکا شده و به امام(ره) پیشنهاد میدهد که هرچه میخواهد علیه شاه بگوید اما علیه آمریکا چیزی نگوید.
ذکر «انا لله»در روز عید
بالاخره روز چهارم آبان رسید. هزاران نفر از مردم تهران و قم در منزل مرجع تقلید شیعه تجمع کرده بودند و البته به مناسبت روز میلاد حضرت زهرا (س) بین مردم شیرینی پخش میشد اما گروهی از نزدیکان امام(ره) و برخی خواص از ماجرا آگاه بودند و میدانستند امام(ره) برای تبریک عید این مردم را به اینجا نخوانده است. اولین جمله امام (ره) زبان را در کام مردم نگه داشت و چشمهای متعجب مردم به صورت ایشان مینگریست تا ببینند ماجرا چیست، آن جمله کوتاه امام (ره) این بود: «انالله و انا الله راجعون»، آیهای که آن را استرجاع مینامند و معمولاً در زمان ارتحال یک شخص بزرگ و یا یک مصیبت عظما بر زبان جاری میشود.
امام (ره) در آغاز سخنان خود گفت:«ایران دیگر عید ندارد. عید ایران را عزا کردند... و چراغانی کردند، عزا کردند و دسته جمعی رقصیدند... استقلال ما را فروختند، باز هم چراغانی کردند. اگر من به جای اینها بودم این چراغانیها را منع میکردم. میگفتم بیرقهای سیاه بالای بازارها و...خانهها بزنند.»
روز چهارم آبان همزمان با سالروز تولد محمدرضا شاه بود و اشاره امام (ره) به چراغانی جشنهایی بود که به رسم تولد شاه صورت گرفته بود.این سخنان آنقدر در روح و دل مردم تأثیر گذاشت که صدای ضجه صدها تن از آنان بلند شد. امام(ره) پس از این مقدمه به شرح ماجرا پرداختند و جریان این لایحه را تبیین کردند.
صریحترین مواضع سیاسی قرن اخیر
امام (ره) پس از مقدمهای که گفتند نوک پیکان حمله خود را متوجه شخص اول مملکت و حامی اصلی او یعنی رژیم آمریکا کردند. این مواضع تند در نوع خود بینظیر بود و تا به حال سابقه نداشت به گونهای که جیمز بیل،از محققان آمریکایی این سخنرانی را یکی از مهمترین و تحریککنندهترین بیانات سیاسی ایراد شده در ایران طی قرن اخیر میشمارد. حضرت امام خمینی(ره) در بخشهایی از سخنرانی خود چنین فرمودند: آقا اگر این مملکت اشغال آمریکاست پس چرا اینقدر عربده میکشید، پس چرا اینقدر دم از ترقی میزنید؟ اگر این مستشاران نوکر شما هستند پس چرا از اربابها بالاترشان میکنید؟ پس چرا از شاه بالاترشان میکنید؟ اگر نوکرند مثل سایر نوکرها با آنها عمل کنید. اگر کارمند شما هستند مثل سایر ملل که با کارمندانشان عمل میکنند، شما هم عمل کنید. اگر مملکت ما اشغال آمریکایی است پس بگویید... ما زیر چکمه آمریکا برویم.
امام در این بخش جایگاه واقعی حکومت شاه در مقابل رژیم آمریکا و میزان وابستگی آنها را به ایالات متحده برملا کردند و با افشای ماهیت خفتبار لایحه کاپیتولاسیون نسبت به آن هشدار دادند. جالب آنکه ایشان حتی به آن سخنرانی مشهور نیز بسنده نکردند و بعدازظهر همان روز طی یک اعلامیه رسمی خطاب به ملت ایران و علمای اعلام لایحه کاپیتولاسیون را «سند بردگی ملت» نامیدند.
پسلرزههای یک سخنرانی
این سخنرانی تاریخی و بیانیه بعد از آنکه لایحه کاپیتولاسیون را ننگینترین تصویبنامه غلط دولتهای بیحیثیت نامیده بود به سرعت در قم، تهران و بعد سایر شهرها منتشر شد و برخی روحانیون دیگر نیز در منابر به تبیین مواضع امام و افشای ماهیت این لایحه پرداختند که البته بلافاصله از سوی ساواک دستگیر شدند. رژیم ابتدا از اقدام مستقیم هراس داشت و منتظر فرصت بود تا واکنش مناسبی به این اظهارات نشان دهد که اولاً این افشاگریها ادامه پیدا نکند و دوم اینکه جریان 15 خرداد و قیام سراسری مردم تکرار نگردد. اما دولت آمریکا با شنیدن این سخنرانی و بازتابهای گسترده آن در جامعه دستور دستگیری امام را به شاه ابلاغ کرد. عوامل ساواک نیز بلافاصله در نیمهشب 13 آبان ماه با استفاده از صدها کماندو به منزل امام(ره) در قم ریختند و به دور از چشم مردم ایشان را دستگیر کردند. امام(ره) را از در منزل تا سر خیابان با ماشین فولکس واگن آوردند و سپس سوار ماشین شورلتی که از قبل آماده شده بود، کردند. ماشین امام(ره) به همراه چند مأمور محافظ به سرعت از میان صدها کماندو که میدان و خیابان نزدیک منزل امام(ره) را اشغال کرده بودند عبور کرد و ساعتی بعد به تهران رسید سپس ایشان را به فرودگاه مهرآباد آوردند و با هواپیمایی باری که از روز قبل به دستور شاه آماده شده بود به همراه دو مأمور امنیتی به تبعیدگاهش (ترکیه) فرستادند.
برای عدم تحریک مردم، رادیو و مطبوعات رژیم خبر دستگیری امام(ره) را فقط در یک جمله به اطلاع رساندند. «طبق اطلاع موثق و شواهد و دلایل کافی، چون رویه آقای خمینی و تحریکات مشارالیه، علیه منافع ملت و امنیت و استقلال و تمامیت ارضی کشور تشخیص داده شد بنابراین در تاریخ 13 آبان 1343 از ایران تبعید گردید.»
رژیم با توجه به سابقه قیام سراسری 15 خرداد و نقش فرزند ارشد امام(ره) در هدایت مردم علیه رژیم، این بار در اولین فرصت شبانه به منزل حاجآقا مصطفی ریختند و ایشان را نیز دستگیر و زندانی کردند تا حلقه اتصال مردم و امام(ره) را از بین ببرند و هرگونه واکنش مردم را نیز کنترل کنند.رژیم اگر از اعتراض شدید مردم و قیام سراسری آنان نمیترسید بیگمان این ریسک را نمیکرد که امام(ره) را زنده نگه دارد. آنها فکر میکردند با دور شدن امام(ره) از ملت و ایران، مردم کمکم ایشان را به فراموشی خواهند سپرد اما غافل از اینکه این عشق مردم همچون آتش زیر خاکستری بود که 15 سال بعد با شعارهای اللهاکبر، بزرگترین انقلاب معنوی جهان را پس از پیامبران بنیان گذاشت.
بیشک چهارم آبان سالروز سخنرانی مشهور امام(ره) در افشای لایحه کاپیتولاسیون را باید یکی از برگهای زرین تاریخ ایران محسوب کرد. برگی که احیای هویت یک ملت در مقابل سند بردگی آنان بود.