فصل بیستم لیگ برتر در شرایطی به پایان رسید که پرسپولیس با کسب پنجمین قهرمانی متوالی همچنان رقیبی در فوتبال ایران ندارد. رقابتهای این فصل نیز بدون حضور تماشاگران و با محدودیتهای کرونایی برگزار شد و خبری از تغییر و تحول در لیگ نبود؛ بازیهای بیکیفیت، اعتراضات شدید به داوری، تهمتها، توهینها، درگیریهای لفظی و فیزیکی، صدور بیانیه و شکایتهای مختلف، سوءمدیریت و بیپولی همچنان در لیگ برتر حرف اول را میزد. برای بررسی اتــفاقات فــنی و غــیرفنی این فصل پای صحبتهای جلال چراغپور کـــارشناس فــوتبال نشـــستیم. فصل بیستم لیگ برتر در شرایطی به پایان رسید که پرسپولیس با کسب پنجمین قهرمانی متوالی همچنان رقیبی در فوتبال ایران ندارد. رقابتهای این فصل نیز بدون حضور تماشاگران و با محدودیتهای کرونایی برگزار شد و خبری از تغییر و تحول در لیگ نبود؛ بازیهای بیکیفیت، اعتراضات شدید به داوری، تهمتها، توهینها، درگیریهای لفظی و فیزیکی، صدور بیانیه و شکایتهای مختلف، سوءمدیریت و بیپولی همچنان در لیگ برتر حرف اول را میزد. برای بررسی اتــفاقات فــنی و غــیرفنی این فصل پای صحبتهای جلال چراغپور کـــارشناس فــوتبال نشـــستیم.
در این فصل از رقابتهای لیگ برتر بازیکنان تأثیرگذاری بیشتری داشتند یا مربیان؟
در شروع صحبت باید بگویم قصد زیر سؤال بردن و بیاهمیت جلوه دادن تلاش مربیان موفق لیگ را نداریم، بلکه وضعیت لیگ را از نظر کمی و کیفی بررسی میکنیم. ۱۶ تیم لیگ برتری داریم، نزدیک به نیمی از فوتبالیستهای شاغل جزو بازیکنان تعیینکننده محسوب نمیشوند و در حقیقت فقط لیست تیمها را پر میکنند. در مجموع میانگین بازیهایشان در پایان فصل شاید به ۲۰۰ دقیقه برسد، نه تنها تأثیرگذاری ندارند بلکه به عنوان بازیکن تعویضی تعیینکننده نیستند. این دست از بازیکنان تقریباً هر سال در لیگ حضور دارند. میماند نیم دیگری از بازیکنان؛ از بین آنها نیز ۷۵ درصدشان اگرچه در ترکیب حضور دارند و بازی میکنند، ولی باز هم تأثیرگذار محسوب نمیشوند. این شامل همه پستها میشود، این دست از فوتبالیستها سرنوشت تیمشان را تعیین نمیکنند. ۲۵ درصد باقی مانده بازیکنان تأثیرگذار لیگ هستند. تعداد کل این دست از بازیکنان شاید به ۴۰ نفر برسد! کاریزمای تیم ملی، مالی، سایر بازیکنان و خود تیم، بازیکنان تأثیرگذار را برای عقد قرارداد مجاب میکند. این از خواص لیگ ایران است.
یعنی قبل از شروع فصل میتوان تیمهای بالای جدول را حدس زد؟
بله، تیمها اگر چند فاکتور لازم را داشته باشند میتوانند از بین این ۴۰ نفر بازیکن بیشتری را در اختیار بگیرند. قبل از شروع فصل میتوان حدس زد که جزو چهار تیم اول لیگ خواهند بود یا نه. هر تیمی که دستش به این ۴۰ بازیکن نرسد یا این بازیکنان تمایل به همکاری با آن را نداشته باشد، این تیم پله پله در لیگ پایین خواهد رفت و حتی میتوان پیشبینی کرد که فلان تیم کاندیدای سقوط است. به این ترتیب قبل از شروع بازیها با نگاه کردن به لیست تیمها، چهار تیم اول و چهار تیم پایانی جدول مشخص هستند. لیگ ما یک تفاوت مهم با دیگر لیگهای آسیایی دارد. لیگ ایران لیگ بستهای دارد و اگر با همان ۴۰ بازیکن تأثیرگذار نتوانیم به هدفمان برسیم، دیگر کاری نمیشود کرد. در این لیگ بسته اندازه فوتبال و فوتبالیست در دسترس ثابت است و سواد مربیان در یک حد است؛ چراکه همه یک جا آموزش دیدند آن هم با مدرسان یکسان و ثابت. با در نظر گرفتن همه این موارد به این نتیجه میرسیم که نتایج در لیگ برتر ما به گرفتن همان اندک بازیکنان تأثیرگذار بستگی دارد. مثلاً در نیمفصل پرسپولیس مغانلو، پهلوان، سرلک و ترابی را خرید. اگر همین چهار خرید را در اختیار تیم ماشینسازی میگذاشتید، قطعاً سقوط نمیکرد.
بسته و محدود بودن لیگ برتر چه تأثیری روی عملکرد مربیان دارد؟
بسته بودن لیگ فوتبال را نمیتوان مخفی کرد، ولی باز هم نمیتوان نتایج درخشان یحیی گلمحمدی را زیر سؤال برد. منتها به یک نکته مهم توجه داشته باشید که کالدرون هم با شش ماه حضور در پرسپولیس قهرمان شد و برانکو هم قهرمانی را تجربه کرد؛ چراکه مهرههای نابی در اختیارشان بود. چندین سال پیش با همین مکانیسم استقلال قهرمان شد، امیر قلعهنویی در بازار خوب خرید میکرد، توان مالی باشگاه بالا بود، مدیریت ثابت بود و بازیکنان با خیال راحت قرارداد میبستند.
ورود بازیکن خارجی به لیگ برتر دوباره آزاد شد. با آمدن خارجیهای جدید میتوان به تغییر سطح فنی بازیها امیدوار بود؟
بازیکن خارجی شمشیر دولبه است. شهباززاده آقای گل امسال فوتبال ما ایرانی است، اما سالهای قبل یک بار شیخ دیاباته، یک بار هم شیمبا و یک بار هم کیروش استنلی آقای گل شدند. در این فصل که ورود بازیکن خارجی ممنوع بود، فوتبالیست وطنی عنوان آقای گلی را به دست آورد. از آنجا که لیگ ما کوچک است، اگر پستهای حیاتی را در اختیار بازیکنان خارجی قرار دهیم جای رشد داخلیها را میگیرند. از آن طرف اگر خارجیها نباشند، بازیها یکنواخت میشود و بازیکن کلاس بالا و درجه یک تولید نخواهد شد. به همین خاطر باید یک هیئت ویژه برای آوردن بازیکن خارجی وجود داشته باشد، درست همان جوری که ژاپنیها عمل کردند. آنها گری لینکر انگلیسی را برای تیم ناگویا آوردند. نه اینکه یک فوتبالیست را از آفریقا بیاورید که بیمار باشد. داروی درست، راهحل بیماری است. راهحل برخی از بیماریهای لیگ برتر بازیکن خارجی است. فوتبالیست خارجی را اگر دلالها و ایجنتها بیاورند عامل بدبختی میشود، ولی اگر همان ایجنت به دستور کمیتههای ویژه پس از بررسی برای آوردن بازیکن وارد عمل شود، شرایط دیگری رقم خواهد خورد.
پرسپولیس بعد از قهرمانی پنجم میتواند به ششمین قهرمانی متوالی بیندیشد؟
پرسپولیس به خاطر داشتن شرایط متفاوت و مدیریت ثابت به پنجمین قهرمانی متوالی دست یافت. این مسئله در لیگ تأثیری ندارد، ولی ممکن است بتواند کلاس پرسپولیس را بالا ببرد و از سطح آسیا فراتر بروند. از الان نمیتوان برای رسیدن به قهرمانی ششم صحبت کرد و معلوم نیست در فصل نقل و انتقالات چه اتفاقی میافتد. وضیعت تیمهای دیگر نیز اهمیت دارد. اختلاف امتیاز سپاهان با پرسپولیس فقط ۲ امتیاز بود و با یک تحول کوچک میتواند پرسپولیس را بگیرد. پس خطری برای تیم قهرمان وجود دارد و باید منتظر تغییر و تحولات تیمهای مدعی باشیم. با اینکه ورود خارجیها آزاد شده، ولی باتوجه به وضعیت کرونا، بدهی باشگاهها و شکایتهای متعدد بینالمللی بعید است که بازیکنان درجه یک خارجی به فوتبال ما بیاید.
برگزاری بازیها بدون تماشاگر در عملکرد تیمها و کاهش جذابیت مسابقات تأثیری داشته است؟
قبلاً میگفتند فوتبال بدون تماشاگر یعنی هیچ. ولی به همه دنیا ثابت شد که فوتبال بدون تماشاگر هم ممکن است. نه رقم قراردادها کاهش یافت، نه بازیکنان به کمتراز چند میلیارد رضایت دادند، نه بازیها تعطیل شد و انسان انعطافپذیر است و خودش را با تلویزیون و پخش مستقیم قانع کرد. ولی خب حضور در ورزشگاهها شور و حال دیگری دارد و بسیار برای انسان شادیآور و انرژیبخش است. با این وجود عدم حضور تماشاگران تأثیری در کیفیت بازیها نداشت.
امسال شاهد اعتراضات و پرخاشگریهای زیادی در لیگ برتر بودیم. ورود VAR میتواند از شدت اعتراضات بکاهد؟
یک جریان خزنده زیر پوست فوتبال ما وجود دارد و این جریان شناسایی شده است. منتها باید با آن برخورد شود. اگر با این جریان برخورد نشود، اوضاع بدتر از این خواهد شد، اعتراضات و هجمهها افزایش پیدا خواهد کرد. البته باید منصف باشیم؛ خیلی از صحنهها را ما هم میبینیم که داور اشتباه میکند، ولی سؤال اینجاست که چرا یک داور سه صحنه مثل هم را در یک بازی یک جور اشتباه سوت زده است؟ اینگونه رفتارها واقعاً سؤالبرانگیز است. قطعاً اگر VAR داشتیم، اشتباهات کمتر میشد. با آمدن VAR حداقل ۹۰ درصد از سلیقهای سوت زدن، بازی را با سوت درآوردن و پرخاش داوران نسبت به بازیکنان کاهش پیدا میکند.