
تعریف تاجر: برابر ماده یک قانون تجارت ج.ا تاجر به کسی میگویند که به یکی از امور تجارتی زیر مشغول باشد.
امور ده گانه زیر در ماده 2 همان قانون بدین صورت اشاره شده است.
بند(1): خرید یا تحصیل هر نوع مال منقول به قصد فروش یا اجاره اعم از اینکه تصرفاتی در آن شده باشد یا نشده باشد:
این بند یکی از قدیمیترین و مشهورترین عملیات تجارتی محسوب میشود که قانونگذار از آن به عنوان معامله تجارتی در بند 1 ماده 2 قانون تجارت بدان پرداخته است. باید دید که مفهوم خرید، تحصیل، فروش و اجاره به چه معناست. آنچه مسلم است منظور از تحصیل به دست آوردن یا تملیک مال است، به هر طریقی که ممکن باشد. مانند حیازت(با تلاش، مالک چیزی شدن) مثل(صید ماهی، مروارید، آباد کردن زمینهای لمیزرع) یا از طریق عقود و معاملات(معاوضه، وکالت یا اجاره) خرید نیز نوعی تحصیل مال محسوب میشود که در قالب عقد بیع با ایجاب و قبول و تراضی طرفین صورت میگیرد.( بیع معامله در امر خرید و فروش- فروشنده: بایع- معامله: ابتیاع یا مبایعه- آن ارزش یا مبلغ که پرداخت میشود:ثمن)
تعریف ایجاب و قبول و تراضی:
ایجاب: یعنی فروشنده خودش را ملزم به انجام حرفی که زده کند.
قبول: هر جایی که خریدار قبول کرد.
تراضی: رضایت طرفین نسبت به معامله
قصد فروش یا اجاره نیز باید در هنگام تحصیل یا خرید مال منقول وجود داشته باشد. یعنی آنکه به فرض خرید یا تحصیل با داشتن قصد و نیت فروش فروش یا اجاره معامله تجارتی انجام گرفته باشد.
بند(2) تصدی به حمل و نقل دریایی به هر نحو ممکن:
در تعریف قرارداد در امور حمل و نقل میتوان گفت قرارداد حمل و نقل، قراردادی است که به موجب آن شخص تعهد بر جابهجایی شیء یا شخص معین را در قبال مبلغی معین و از طریق مشخصی از مکانی به مکان دیگر انتقال دهد.
بند(3) هر قسم عملیات دلالی یا حقالعمل کاری یا عاملی و همچنین تصدی به هر نوع تأسیساتی که برای انجام اموری ایجاد میشود از قبیل تسهیل در معاملات ملکی یا پیدا کردن خدمه یا تهیه و رسانیدن ملزومات و غیره: برای روشن شدن این بند باید عاملی، دلالی و حقالعمل کاری را مشخص کرد.
تعریف عاملی: در خصوص اینکه عاملی چیست و چه کسی را عامل میگویند قانون گذار تعریفی ارائه نداده است.
برخی عامل را کسی میدانند که مانند حقالعمل کار در مقابل اجرت مشخصی به نمایندگی از دیگری عملی را انجام میدهد. با این تفاوت که برخلاف حقالعملکاری عاملی برای شخص معینی کار نمیکند. برخی دیگر از حقوق دانان عاملی را تقریباً نوعی وکالت یا اجرت میدانند که باید خصیصه تجاری بودن در آن لحاظ شود.
دلالی: دلال کسی است که طرفین معامله را به یکدیگر نزدیک و معرفی کند و شرایط معامله را برای طرفین تشریح کرده و سعی بر آن دارد تا با تطبیق منافع طرفین معامله را پیوند دهد و بعضی اوقات نیز در تنظیم سند، همکاری داوطلبانه داشته باشد. این در صورتی است که داشتن اهلیت(صلاحیت) برای فرد دلال، پروانه کار دلالی ضرورت داشته ولی متأسفانه در قوانین داخلی کشور، فرد دلال بدون داشتن پروانه کسب دلالی پیش بینی شده است.
بند(4) تأسیس و به کار انداختن هر قسم کار که مایجتاج ضرورت مردم را تأمین نماید.(برای رفع نیاز شخص نباشد):
همانگونه که در توضیح تاجر گفته شد امور تجارتی و انجام عملیاتی که به منظور سود و زیان و مسؤول بودن فرد در قبال این نوع سود و زیان حاصله، تاجر گفته شد در تأسیس کارخانهای که به منظور تولید کالا یا شیء مشخص صورت میگیرد که احتمالاً علاوه بر رفع نیاز شخصی به صورت کالایی معاملاتی از آن استفاده میشود یکی دیگر از روشهای معاملات تجارتی محسوب میگردد.
مثال: تأسیس شرکت خودروسازی به صورت انبوه
بند(5) تصدی به عملیات حراجی: یکی از امور تجارتی تصدیگری به هر گونه امور حراجی است که قانونگذار بدان اشاره کرده است. حراجی به مفهوم ارائه کالا یا خدماتی در بازار تجارتی با قیمت مشخص پایه و فروش آن به بالاترین قیمت پیشنهادی را میگویند.
بند(6): تصدی به هر قسم نمایشگاههای عمومی: همانگونه که در مفهوم عقود و قراردادها اشاره شد هر گونه معاملهای که در آن حداقل 2 نفر حضور داشته باشند و بتوانند سود و ضرر ناشی از این تبادل و تعامل را پیشبینی کنند، میتوان آن حرکت را عملیات تجارتی قلمداد کرد. هر گذاری هر قسم نمایشگاه نیز در همین چارچوب گنجانده میشود.
بند(7): هر قسم عملیات صرافی و بانکی: صراف به کسی میگویند که واحد ارزی را تبدیل به واحد پولی داخل کشور کند و نسبت به خرید و فروش و قیمت گذاری سکه اهتمام داشته باشد، امور بانکی را هر گونه سپردهگیری، پرداخت تسهیلات و پرداخت سود ناشی از سپردههای دیگران را میگویند. با این توضیح مشخص میشود که فرد عامل در دو عملیات فوق مستقیماً در تحمل ضرر احتمالی و سود ناشی از این نوع عملیات تجارتی سهیم است.
بند(8): معاملات برواتی اعم از اینکه بین تاجر یا غیرتاجر باشد. بروات(چک، سفته، حواله، برات): تمامی اسناد تجاری از قبیل چک، سفته، برات و هر گونه سندی که فرد مدیون را بری الذمه نماید را اسناد برواتی گویند و فرد مدیون با حواله دادن فرد طلبکار به شخص ثالث خود را از بدهی و تعهد ایجاد شده مبرا میکند.
بند(9): عملیات بیه بحری و غیر بحری( دریایی و غیر دریایی): هر گونه تصدیگری در امور بیمه گری دریایی و غیر دریایی چه برای اشخاص حقیقی و چه برای اشخاص حقوقی را از انواع امور تجارتی میگویند که در این صنعت، فرد بیمه گر تعهد به پرداخت خسارتهای احتمالی بیمه شده برابر قرارداد منعقد شده بین طرفین میکند.
بند(10) کشتیسازی و خرید و فروش کشتی و کشتیرانی داخلی و خارجی و معاملات راجع به آنها: صنعت کشتیسازی از صنایع قابل توجه در نزد قانونگذار و به عنوان یکی از صنایع پایه و مادر تلقی میشود. امور متعلق به کشتی سازی اعم از تهیه مواد اولیه، تهیه کارگر و متخصص و فروش آن از امور تجارتی پیشبینی میشود.