نگاهی به رمان «آن دور‌ها ابراهیم» یک روایت با دو راوی
کد خبر: 1042750
لینک کوتاه: https://www.Javann.ir/004NGY
تاریخ انتشار: ۱۶ فروردين ۱۴۰۰ - ۰۰:۴۵
رامین جهان‌پور
سرویس فرهنگ و هنر جوان آنلاین: در رمان «آن دور‌ها ابراهیم» با زندگی یک جانباز جنگ به نام ابراهیم روبه‌رو هستیم که مشغول مرور زندگی خود در گذشته و حال است. این رزمنده از لحاظ روحی آسیب دیده و در بیمارستانی بستری شده و نامزد ابراهیم که چند سال از او جوان‌تر است و یک پرستار تمام‌عیار است تمام وقت و زندگی‌اش را وقف رسیدگی به ابراهیم کرده تا او را به درمان نزدیک کند. ماجرای داستان «آن دور‌ها ابراهیم» در شاهرود می‌گذرد و شخصیت‌های داستان از دوستان رزمنده و آشنایان ابراهیم هستند که همگی شاهرودی هستند. رمان از ۱۳ فصل تشکیل شده و دو راوی دارد. راوی اول نویسنده کتاب است که از زبان سوم شخص مفرد به تشریح زندگی این رزمنده می‌پردازد و اشاراتی به گذشته و حال او دارد، راوی دوم هم خود ابراهیم است که با مونولوگ‌های درونی‌اش از خاطرات و سختی‌های جنگ و روزگار گذشته سخن می‌گوید. از تکنیک‌های قابل توجه نویسنده این رمان استفاده از زبان روانپریش شخصیت اول داستان یعنی ابراهیم است. او به خوبی با ایجاد لکنت و پریشان‌گویی، موفق شده تصویری طبیعی از یک جانباز اعصاب و روان به مخاطب ارائه بدهد و همچنین در فصل‌های میانی داستان هنگامی که به کمک ایثار و ازخودگذشتگی «ثریا» نامزد ابراهیم، رفته رفته حال او رو به بهبودی می‌رود و تا حدودی سلامتی‌اش را بازمی‌یابد. مونولوگ‌های ابراهیم هم تغییر می‌کند و مخاطب از طریق صحبت‌های ابراهیم متوجه بهتر شدن حال او می‌شود. به طور کلی نویسنده کتاب سعی کرده اشاره‌ای داشته باشد به ایثار برخی از زنان سرزمینمان که در سخت‌ترین شرایط، همه چیز زندگیشان را فدای انسانیت می‌کنند. ثریا تمام تلاشش را می‌کند تا ابراهیم زنده بماند، او حاضر است تمام شرایط ابراهیم را در زندگی بپذیرد و کنارش باشد و با بیماری همسرش کنار بیاید. در این داستان علاوه بر ابراهیم و ثریا شخصیت‌های فرعی دیگری هم حضور دارند که در طول داستان ما با رفتار و واکنش‌های آن‌ها نسبت به ابراهیم روبه‌رو هستیم. دوستان همرزم ابراهیم مثل احمدلبویی و حاج رحیم که آن‌ها هم به نوعی از جنگ آسیب دیده‌اند و همچنین کوزه‌گر پیر شاهرودی که پیاله‌ای را به دست ثریا می‌دهد، می‌گوید هر موقع خواستی به یادش بیفتی این را نگاه کن و از عشق اساطیری بیژن و منیژه حرف می‌زند و یادی می‌کند از «بایزید بسطامی» که اهل شاهرود بود. همچنین در جایی دیگر نیز ابراهیم پلاکش را بر گردن برادر کوچکش می‌اندازد تا به یک نوجوان نسل جدید یادآوری کند که به یادش باشد و اینکه چه کسانی قبل از او در این سرزمین زندگی کرده‌اند. رمان «آن دور‌ها ابراهیم» در ۱۴۴ صفحه توسط انتشارات انجمن قلم ایران منتشر شده و نویسنده‌اش عماد عبادی است.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربازدید ها
عناوین پیشنهادی
آخرین اخبار