«ولايت» شرط اكمال دين و اتمام نعمت
کد خبر: 1040879
لینک کوتاه: https://www.Javann.ir/004MmN
تاریخ انتشار: ۱۶ اسفند ۱۳۹۹ - ۱۱:۳۵
جرعه اي از درياي كرامت علوي(ع)
سخن در باره امير المؤمنين على بن ابى طالب (عليه السلام) بسيار گفته شده و بيشتر گفته خواهد شد، و نيز بيان فضائلش تا ابد پايان نخواهد يافت.
حجت الاسلام والمسلمين سيد صادق موسوي شيرازي

سرویس تاریخ جوان آنلاین: سخن در باره امير المؤمنين على بن ابى طالب (عليه السلام) بسيار گفته شده و بيشتر گفته خواهد شد، و نيز بيان فضائلش تا ابد پايان نخواهد يافت، ليكن اندكى بايد در روند زندگى آن شخصيتِ ويژه و استثنائى تاريخ بشريت تعمق نمود، و اينكه چگونه مقدمات براى ولادت يك مولود خانه خدا آماده مى شود، و براى او تربيت كننده اى همچون رسول خدا مهيا مى گردد.

در قرآن كريم بنقل از حضرت زكريا آمده است كه در دعايش مى گويد: ( و إني خِفت الموالي من ورائي و كانت امرأتي عاقراً فهب لي من لدنك ولياً يرثني و يرث من آل يعقوب و اجعله ربِّ رضيّاً )، كه ايشان براى ادامه مسير نبوتش و پايدارى مسير حركتش از خداوند متعال داشتن يك فرزند از دودمان خود با ويژگى ( رضياً ) را مسئلت مى نمايد، و در پاسخ به درخواستش باريتعالى مى فرمايد: ( يا زكريا إنّا نبشّرك بغلام اسمه يحيى لم نجعل له من قبل سميّاً )، يعنى علاوه بر استجابت خواسته اش، جنس فرزند ( غلام ) را و نيز نام وى ( يحيى ) را نيز تعيين و اعلام مى نمايد، كه واژه ( يحيى ) در درون خود معناى ادامه حيات را هم دارا مى باشد، و بر اين ويژگى نيز تأكيد مى كند كه: ( لم نجعل له من قبلُ سميّاً )، و اين بدين معنا است كه جداوند متعال براى ادامه مسير بيامبرانش وارثانى را با ويژگى هاى استثنائى خود انتخاب مى نمايد، تا جايى كه حتى در انتخاب نام آنان نيز دخالت مى كند، و اين براى اين است كه پرچمدار رسالت الهى بدون هيچگونه كاستى بتواند روند پيشينان خود را ادامه دهد، و مخالفين وى هم نتوانند در هيچ بُعدى از او نقصى يا عيبى پيدا كنند و از او خورده بگيرند و رسول الله صلى الله عليه وآله كه خاتم النبيين بود نيز در مرحله قبل از بعثتش از اين ويژگى ها بطور كامل برخودار بود، كه نام او " محمد " زيباترين نام در زبان عرب بوده، بلكه در بشارت هاى پيامبران الهىِ پيش از ولادتش و كتاب هاى آسمانى آنان نيز نامش ( احمد ) كه از همان واژه ( محمد ) است آورده شده، و شخصيت ايشان نيز محبوب ترين شخصيت جامعه خود بوده كه بعنوان " الصادق الأمين " يعنى راستگو و امانتدار در ميان اهل مكه شناخته گرديده، تا جايى كه حتى شب هجرت كه مشركين براى قتل ايشان توطئه گسترده اى را چيده بودند ليكن هنوز بسيارى از مردم امانت هاى خود را نزد ايشان گذاشته بودند، كه يكى از مأموريت هاى امير المؤمنين عليه السلام پس از هجرت رسول الله صلى الله عليه واله در دل شب بازگرداندن امانت ها به صاحبانش، و سپس همراهى خانواده پيامبر به مدينه بوده است.

و براى ادامه مسير اين آخرين واسطه وحى الهى و خاتم پيامبران براى بشريت تا پايان حيات روى زمين نيز بايد يك پرچمدارى با خصوصيت هاى بسيار ويژه متناسب با عظمت آخرين رسالت از سوى باريتعالى مهيا گردد، كه هم ( غلام ) و هم ( رضيّاً ) و هم نام او با وظيفه اى كه انجامش بر عهده او قرار خواهد گرفت هم خوانى داشته باشد، و آن نام كه براى در پاسخ به دعاى ( يرثني و يرث من آل يعقوب ) حضرت زكرياى نبى ( يحيى ) از سوى پروردگار عالم انتخاب گرديد، حتماً براى خاتم النبيين كه خداوند به او وعده ( رفعنا لك ذكرك ) را داده است بايد " غلامى " با نام " على " كه از واژه " علو " و همخوان با ( رفعنا ) مى باشد را برگزيند، و چون وظيفه اين پيامبرِ آخرين بر زمين انداختن همه بت ها از بام " بيت الله " است حتماً يار و همراه او نيز بايد وابسته به همان " بيت الله " باشد، و در اولين فرصت اين مولود درون كعبه بر شانه مأمور ويژه آسمانى در شكستن بت ها بالا رفته، و بزرگترين بت ها را از بالاى كعبه بر زمين بياندازد، و ساخته پيشگام توحيد و شكننده بت ها يعنى ابراهيم خليل الله كه توسط مشركان با نصب بت آلوده گرديده است را پاكسازى نمايد.

اين مجموعه صفات و ويژگى ها همگى در فرزندى كه در روز ١٣ رجب المرجّب ٢٣ سال پيش از هجرت از صلب حضرت ابو طالب و رحم فاطمه دخت اسد متولد مى شود قرار گرفته است، و اين ولادت نيز در زمانى انجام مىگيرد كه كفالت نوجوان محمد بن عبد الله صلى الله عليه واله پس از رحلت جدش عبد المطلب به عمويش حضرت ابو طالب سپرده شده است، و اين يتيم از طرف پدر و مادر تمام زندگى خود را مديون تحت الحمايه بودنش در خانه پدر اين مولود جديد مى داند، و اداى دين خود را در ابراز محبت و عطوفت به فرزند جديد اين خانواده متجلى مى نمايد، و از اين رو از لحظه ورود تازه مولود اين خانواده به منزل، رسول الله صلى الله عليه واله او را در دامان خود قرار داده " وضعني في حجره و أنا وليد "، و نيز همواره از شدت محبت او را به سينه خود چسبانيده " يضمني إلى صدره "، و در اوان خوابيدن هم او را از خود لحظه اى جدا نكرده، بلكه همواره در كنار خود قرار مى داده " و يكنفني في فراشه "، و هيچ گاه فاصله اى حتى اندك ميان بدن اين تازه مولود و بدن وجود مبارك خاتم النبيين نبوده تا جايى كه " و يمسّني جسده "، و اين نزديكى به حد اعلاى خود رسيده كه از شدت نزذيكى حتى بوى بدن ايشان را اين تازه مولود به راحتى استشمام مى كرده كه " و يُشمّني عَرفه".

و در بُعد تغذيه نيز اين فرزند تازه به دنيا آمده پس از شير مادر غذايش توسط شخص پيامبر خدا تأمين مى گشته كه اول ايشان همسان پرندگان لقمه را در دهان خود جويده و سپس در دهان كودك نوزاد قرار مى دادند " و كان يمضغ الشيء ثم يُلقمنيه "، كه اين تفاصيل بيانكر حقيقت اختصاص تمام وقت رسول الله صلى عليه وآله براى اهتمام و عنايت به امير المؤمنين عليه السلام از آغازين ساعات ولادت ايشان مى باشد.

و در كنار اين رعايت ويژه نبوى، پرورش روحى اين نوزاد نيز از سوى كسى انجام مى گرفته كه خود از لحظه پيدايشش تحت نظر خاص خداوند بوده، و يكى از والاترين ملائك خود را براى همراهى او همواره مأمور نموده تا كه او را به سوى ارزش هاى والا و تمامى نيكى هاى اخلاقى جهان راهنمايى نمايد " ولقد قرن الله به صلى الله عليه وآله من لدن أن كان فطيماً أعظم ملك من ملائكته، يسلك به طريق المكارم، و محاسن أخلاق العالم "، و نتيجه حتمى رعايت جسمانى و پرورش روحانىِ اين كودكِ رشد يافته همواره پيروي بى چون و چراى او از اين شخصيت خدايى و عبد خاص و خالص الهى مى گردد، همانگونه كه فرزند شتر هيچگاه از مادرش اندكى هم فاصله نمى گيرد " و لقد كنتُ أتّبعه اتّباع الفصيل أثر أمّه "، كه در اثر اين پيوند ناگسستى ميان اين وجود مبارك و اين فرزند در حال رشد، شخصِ پروريده شده توسطِ " اعظم ملك من ملائكته "، آنجه از ملك والا مقام خداوند دريافت نموده را به اين پيرو وابسته به خود انتقال مى دهد و هر روز ارزش هاى اخلاقى خود را به اين شاگرد دلبسته تعليم داده و به او توصيه مى نمايد كه حتماً به آن ملتزم و از آن پيروى نمايد " و يرفع لي في كل يوم من أخلاقه عَلَماً، و يأمرني بالاقتداء به "، و تأثير اين رعايت و پرورش كاملاً استثنائى در وجود فرزند ابو طالب عيان مى شود كه: " ما وجد لي كذبة في قول، و لا خطلة في فعل " يعنى هيچگاه پيامبر اكرم صلى الله عليه واله در طول زندگى از من نه دروغى در گفتار و نه خطايى در كردار مشاهده ننمودند.

و اين ارتباط ناگسستنى همچنان با مرور زمان عميق و عميق تر مى گردد، تا جايى كه وقتى وجود مبارك رسول الله صلى الله عليه واله ايامى در سال را در غار " حراء " با خداى خود خلوت مى نمودند تنها كسى كه در جوارشان و در آن مكان بسيار كوچك بوده همين نوجوان على بوده، " و لقد كان يجاور في كل سنة بحراء فأراه، ولا يراه غيري " و منزلت او در اثر اين تربيت نبوى و پروش محمدى تا جايى بالا و والا مى شود كه حين نزول وحى بر رسول خداوند، هم زمان با مخاطب وحي، اين جوانِ حاضر در غار نيز شخص جبرئيل را ديده و صدايش را نيز مى شنيده و بوى بسيار دلنشين او را استشمام مى كرده، كه " أرى نور الوحي والرسالة، و أشمّ ريح النبوة "، و با آغاز مأموريت ( إقرأ باسم ربك الذي خلق ) و دستور ( قم فأنذر ) به خاتم النبيين، على بن ابى طالبِ ذوب گشته در وجود محمد بن عبد الله نيز مأمور به ادامه همراهى با وى ليكن با رتبه " وزيرى " مى گردد، و هنگام نزول وحى الهى و بتصريح پيامبر اكرم صلى الله عليه واله، على بن ابى طالب نيز شخص حامل وحى را ديده و صداى انتقال وحى را هم شنيده است " إنك تسمع ما أسمع، و ترى ما أرى، " ليكن اختصاص منزلت نبوت و انجام ماموريت رسالت منحصراً با وجود مبارك رسول الله بوده، چون كه غير از ايشان و بعد از ايشان خداوند پيامبرى را مبعوث نخواهد نمود " إلاً أنك لست بنبي "، و نقش امير المؤمنين ياورى ايشان در اداى مأموريت سنگين آسمانى كه همان مقام وزارت است تعيين گرديده " و لكنك لوزير، و إنك لعلى خير".

على بن ابى طالب عليه السلام اين مسير بسيار سخت را گام به گام و از نخستين لحظه نزول امر رسالت به دنبال خاتم الرسل طى نمود، و همه فراز و نشيب ها را همراه پيامبر أكرم صلى الله عليه وآله گذرانده، و به همين علت در مأموريت پايانى خداوند متعال به رسول الله صلى الله عليه واله و با صراحت تمام اعلام مى نمايد كه: ( يا أيها الرسول بلّغ ما أُنزل إليك من ربك و إن لم تفعل فما بلغت رسالته )، يعنى اگر اين پيام سرنوست ساز و در ميان جمع تكرار ناشدنى ابلاغ نشود به قطع تمامى تلاش هاى دوران رسالت برباد رفته، و پرچم توحيدى كه رسول الله به مدت ٢٣ سال آن را به دوش گرفتند، و براى تحقق اهدافش " ما أُوذى نبيٌ مثل ما أُوذيت " را گفته است، حتماً بر زمين خواهد ماند، چون كسى كه دوشادوش ايشان اين بار سنگين را تا به اينجا آورده تنها گزينه براى به مقصد رساندن آن مى باشد، و كسانى كه نعمت " يرفع لي في كل يوم من أخلاقه علما، و يأمرني بالاقتداء به " شاملشان نشده، و نيز از فيض همراهى با رسول الله در اثناى خلوتش با خداوند در غار حرا محروم بوده اند، و جشمانشان به ديدن جبرئيل امين و گوش هايشان به شنيدن آواى وحى الهى مفتخر نگشته است، به هيچ وجه نخواهند توانست امانتدار اين رسالت بسيار سنگين الهى و انجام دهنده اين مأموريت خطير آسمانى باشند.

اكنون با اين شرح مختصر مى توان شمه اى از اهميت اين مناسبت فرخنده را دانست، و از ذره اى از عظمت مولود اين روز آگاه گشت، و معنى ( أنفسنا و أنفسكم ) آيه مباهله را درك نمود، ليكن همچنان بشريت از احاطه به شخصيت امير المؤمنين على عليه السلام تا ابد عاجز خواهند ماند، چونكه به تصريح شخص رسول الله: " يا على، ما عرفك إلاّ الله و أنا " وكسى به جز خداوند خالقش و رسول معلمش حقيقت شخصيت على بن ابى طالب عليه السلام را درك نخواهند نمود.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربازدید ها
عناوین پیشنهادی
آخرین اخبار