کد خبر: 103532
تاریخ انتشار: ۲۶ مهر ۱۳۸۸ - ۰۵:۱۰
بررسی حوادث بعد از انتخابات با عباس سلیمی‌نمین
صد روزی از انتخابات به یادماندنی ریاست‌جمهوری دهم ایران می‌گذشت كه عباس سلیمی‌نمین پس از شركت در راهپیمایی روز قدس، در مصاحبه‌ای گفت: «رقابت سیاسی در ایران، فاقد تعادل است». این اظهارنظر از سوی كسی صورت گرفت كه در پنجاه و نهمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب فرانکفورت با عباس معروفی، مدیرمسؤول سابق ماهنامه «گردون» به گفت‌وگو نشست تا نشان دهد كه برای تبادل و تعامل آماده است، همان كسی كه به عنوان سرسخت‌ترین منتقد دانشگاه آزاد بارها این مجموعه آموزشی را متهم به مدرك فروشی و ارتشا كرده و از رئیس دانشگاه مزبور با عنوان طنز «ملك» نام می‌برد، همان سلیمی‌نمینی كه بارها و بارها مسؤولان را به نقد كشیده بود و این روزها لبه انتقادات خود را متوجه برخی از اعضای كابینه دهم نیز كرده، در گفت‌وگو با «جوان» گویش دیگری از همان نظرات گذشته را مطرح نمود. مسؤول مركز مطالعات و تدوین تاریخ معاصر اعتقاد دارد هنوز هم جریانات سیاسی غالب در پی حذف كامل رقبا از صحنه هستند. او همچنین یكی از عوامل اصلی تنش در فضای سیاسی پس از انتخابات را انحصارات اقتصادی می‌داند كه در دست عده‌ای از آقا‌زاده‌هاست كه كم‌كم دارند در برابر قانون شاخ و شانه می‌كشند. این گفت‌وگو ساعت 7 صبح یكی از روزهای پایانی هفته در دفتر كار وی واقع در یكی از فرعی‌های خیابان ایرانشهر انجام شد تا عباس سلیمی‌نمین با همان سبك معمولی لباس پوشیدنش و با آن چهره‌ای كه محاسن جوگندمی ‌ایام میانسالی در آن جای ثابتی یافته، به تشریح دیدگاه‌های خود بپردازد.در روزهای پس از انتخابات، بحث تلاش دشمن برای مقابله نرم و كودتای مخملی در كشور مطرح است. ارزیابی شما از ریشه تاریخی مقابله نرم دشمنان با انقلاب چیست؟ما از ابتدای دهه 60 شاهد تغییراتی در این زمینه بودیم كه تعبیر استحاله را بر آن گذاشته‌اند. دشمنان در نشریات خارج از كشور به صراحت بیان كردند كه باید تلاش شود با نیروهای انقلاب تماس گرفته و به تدریج آنها را از لحاظ فكری نسبت به آرمان‌های انقلاب و تحول این حركت بدبین كرد و آنها را از نهضت جدا كرد. آنها تا اندازه‌ای توانستند موفق شوند و برخی از نیروها را از بدنه انقلاب جدا كنند. در اصل، كودتای نرم از دهه 60 در ایران آغاز شد. وقتی تغییر نرم استفاده می‌شود، برای آن است كه موضوع تغییر، تدریجی است به صورتی كه كسی متوجه نشود چگونه برادرتان را از شما جدا می‌كنند. برخورد سخت سریع لمس و درك می‌شود. همه آحاد جامعه آن را درك می‌كنند. ولی در برخورد نرم فقط تعدادی از خواص می‌فهمند. مردم و اقشار مختلف به دلیل درگیری با مسائل روزمره خیلی قدرت تشخیص این معنا را پیدا نمی‌كنند. نكته‌ای كه در اینجا تأكید می‌كنم، اذعان به كودتای نرم است، ولی تحلیل درستی از این كودتا ارائه نمی‌دهیم. كودتای نرم دنبال كردن هدف درازمدتی در زمانی به قدمت سه دهه است. اگر تحلیل درستی از این موضوع نداشته باشیم، نوع مقابله با آن را هم نمی‌توانیم داشته باشیم.غرب برای این مدل از حركتی كه شما به كودتای نرم تعبیر می‌كنید، چه ترفندهایی را به كار می‌گیرد؟آنها برخی نیروهای انقلاب را از طریق ابهامات و شبهات فكری از دامن انقلاب گرفتند. برخی را به دلیل جاذبه‌های دنیوی جدا كردند. به انواع مختلف روی نقاط ضعف افراد كار كردند و با سوءاستفاده از این نقطه ضعف‌ها، برخی را از انقلاب جدا كردند. به عنوان مثال، سعیدی سیرجانی را مثال بزنم. ایشان در مطلب چالش برانگیزی كه در روزنامه اطلاعات به چاپ رسید، دوران امام راحل را دوران بی‌خردی و ریاست‌جمهوری آقای هاشمی‌ را آغاز عصر خردگرایی عنوان كرد. آن جنجال پایان یافت. مطالبی رد و بدل شد و جوابیه‌ها در روزنامه‌ها چاپ شد. بعدها یكی از مسؤولان روزنامه اطلاعات، به من گفت: سعیدی سیرجانی ماه‌ها قبل از این مقاله، هر هفته یك مقاله در نقد و رد انقلاب اسلامی ‌می‌نوشت. این مقاله را به سردبیر وقت روزنامه می‌داد و می‌گفت شما این مقاله را فقط بخوانید و بدهید آقای عطاالله مهاجرانی كه ایشان هم آن روزگار در مؤسسه اطلاعات بود، بخواند. سیرجانی برای مدت‌های طولانی فقط برای اینكه بتواند روی دو نفر تاثیر بگذارد مقاله می‌نوشت و این مقالات را هیچ وقت متوقف نكرد تا این كه مسؤولان روزنامه اطلاعات حس كردند مقاله دوران بی‌خردی كه وی داده، هیچ مشكلی ندارد و قابل چاپ است ولی دیدیم چه مشكلاتی را به وجود آورد. بعدها عطاالله مهاجرانی كه روزگاری عنصر آماده به خدمت انقلاب بود و در مقام پاسخگویی به سلمان رشدی كار می‌كرد، به تدریج نسبت به اصول انقلاب دچار مشكل اساسی شد. از این نمونه‌ها فراوان است. استحاله در دستور كار جریانات مخالفان انقلاب و در رأس آن غرب قرار دارد و متأسفانه به دلیل اینكه ما به هشدارهای رهبری كه تهاجم فرهنگی و شبیخون فرهنگی را مطرح كرده و دعوت كردند ما هم متقابلا تولید فكری و فرهنگی لازم برای تغذیه نیروهای خود را داشته باشیم، بی‌توجه هستیم. چون الان هم خیلی‌ها اهل فكر و مطالعه نیستند، این مطلب را هنوز به خوبی درك نكرده‌اند. بسیاری از مسؤولان و صاحبنظران، برخورد محققانه‌ای نسبت به علوم انسانی و تولیدات غرب ندارند. این موضوع موجب انجماد ذهنی می‌شود و زایش فكری را متوقف می‌كند. این خطر جدی است كه دیگران با نهضت فكری انقلاب را زمین‌گیر می‌كنند، هر روز تولید فكر كرده و آن را به شكل‌های مختلف در جامعه منتشر می‌كنند و ما در مقابل هیچ كاری نمی‌كنیم.برگردیم به انتخابات؛ عده‌ای اعتقاد دارند وجود بحران در جامعه ایران بعد از انقلاب موضوع غیرقابل كتمانی است. خودتان نیز بارها اشاره كرده‌اید دست‌هایی به روش‌های مختلف مانند ترور و اغتشاش بحران را دامن می‌زنند. ماجرای این بحران چیست؟قطعاً به وجود مشكلاتی در جامعه اذعان دارم، اما معتقدم مشكلات را باید تجزیه كرد. ما نمی‌توانیم در مورد همه نیروهایی كه بعد از انتخابات وارد میدان شدند، یك تحلیل به كار ببریم.با توجه به پیچیدگی مسائل با یكدیگر و تأثیرات متقابل آنها بر هم، تحلیل شما از این موضوع چیست؟ببینید انسان‌هایی هستند كه در جامعه دچار سرخوردگی‌ها شده‌اند و طبیعتاً اینها نسبت به دست‌اندركاران اجرایی، مقننه یا قضائی بدبینی دارند. در ایران نیروهای وابسته به بیگانه هم داریم. سازمان‌های علنی وابسته به غرب مانند منافقین وجود دارند. اینها امروز با غرب و اسراییل پیوند خورده‌اند و برای آنها كار می‌كنند. بی‌بی‌سی هم برای حضورش دلیل دارد. بنابراین امروز جامعه دارای مسائل مختلفی است كه باید از همدیگر جدا شود. این نیست كه الزاماً همه كسانی كه بعد از انتخابات وارد میدان شدند عامل دشمن و مزدور بیگانه‌اند. اكنون فرزندان فلان مقام كه كارهای اقتصادی ناسالمی‌ داشتند و خوف دارند مسائلشان فاش شود نیز در میدان هستند. اگر می‌خواهیم اینها را قانونمند كنیم، او هم می‌آید كار خود را می‌كند و قدرتنمایی می‌كند. الان انحصارات اقتصادی در كشور در مقابل قانون شاخ و شانه می‌كشند و متقابلاً نظام را دچار دردسر می‌كنند. وقتی می‌بینید پسر آقای واعظ طبسی مشهد با فرزند فردی از گرایش مخالف همدیگر را یافته‌اند و پیوند برقرار كرده‌اند. آنها در محاكمه‌ها توانسته‌اند به دلیل اعمال نفوذ، رأی خفیفی بگیرند، اكنون نگرانند در صورت بسط عدالت، معترضشان شوند. پس به اعتقاد شما پیوندهای ناسالم اقتصادی یكی از دلایل مشكلات اخیر بعد از انتخابات است؟بله، یكی از دلایل همین‌هاست. اینها را باید از هم جدا كرد و اگر جدا نكنیم ممكن است دچار اشتباه شویم. هر یك از اینها به میزان خود تأثیر دارند. ولی تبیین آنها سخت است، چون شما هر جا كه باشید با قسمتی از این موضوعات ارتباط دارید و نمی‌توانید علیه دوست خود چیزی بنویسید. صدا و سیمای ما ممكن است به یكی از این شخصیت‌ها گرایش داشته باشد و نتواند وارد منطقه ممنوعه شود.انتقاد اخیر شما از صدا و سیما را نیز در همین راستا می‌توان ارزیابی كرد؟همین‌طور است. اگر می‌خواهیم همه ابعاد این موضوع را تبیین كنیم، مجبوریم همه چیز را ببینیم. باید شفاف رفتار كنیم. حرف خودمان را بزنیم ولو اینكه دوستمان از ما بدش بیاید. ممكن است عده‌ای ناراحت شوند. آقایان طبسی، ناطق نوری، هاشمی، رفیق‌دوست، دری نجف‌آبادی و... كه با همدیگر پیوند خورده‌اند و بچه‌هایشان با یكدیگر فعالیت اقتصادی دارند، ممكن است ناراحت شوند. چه اشكالی دارد؟ ما انقلاب را كه مفت به دست نیاورده‌ایم. این همه بزرگان و شخصیت‌ها مانند آیت‌الله سعیدی‌ها، تمام عمرشان را در زندان بودند، شكنجه شدند و شهید شدند تا توانستند تحولی در جامعه ایجاد كنند. آن وقت به دلیل آن كه دوست ندارم افرادی كه با من ارتباط دارند برای جامعه مشخص شوند، بیایم در جامعه مطرح كنم كه تمام وقایع اخیر محصول تأثیر خارجی‌ها بوده است!؟ این غلط است. جوان نمی‌پذیرد. اگر شما تحلیل همه جانبه ندهید و فقط یك وجه ماجرا را بیان كنید، مسأله را نمی‌توانید حل كنید. علت اینكه مشكلات موجود در این عرصه حل نشده همه جانبه ندیدن مسأله انتخابات و رویدادهای پس از آن است. ولی در شرایط فعلی، خیلی‌ها به جای تحلیل، به سراغ عمل در سطح جامعه می‌روند؛ عملی كه مثلاً در ماجرای روز قدس تجلی پیدا كرد. این موضوع را چگونه تحلیل می‌كنید؟معتقدم یكی از مسائلی كه خوب توانست مسائل را برای جامعه مشخص كند، راهپیمایی روز قدس بود. ببینید، بعضی‌ها به زعم خود دارند از موضع یك حزب علیه یك حزب دیگر روشنگری می‌كنند. مثلاً رسانه‌های وابسته به دولت افشاگری می‌كنند. غلظت این افشاگری به قدری زیاد است كه گاهی از عدالت خارج است. چون می‌خواهد رقیب را كاملاً زبون كند. متأسفانه عده‌ای از حد اعتدال خارج می‌شوند و بلافاصله تأثیرگذاری‌شان بر مخاطب پایین می‌آید. مثلاً درباره آقای هاشمی، درست است كه خطای بسیار بزرگی را با نامه شورش و عصیانش در پیش از انتخابات مرتكب شد و باعث شد خارجی‌ها چشم امید به وعده شورش داشته باشند، ولی آقای هاشمی‌كه مهدی كروبی نیست. در غرب روی آقای كروبی كسی حساب باز نمی‌كند حتی روی میرحسین موسوی حساب نمی‌كنند، چون آنها در مردم دارای پایگاه گسترده‌ای نیستند. ولی آقای هاشمی‌ در شرایطی كه شور و هیجان مثبت در جامعه و سازندگی در اوج خود قرار داشت، آن نامه را می‌دهد. زبون كردن افراد كار صحیحی نیست.شما می‌گویید كاندیداهایی كه نتوانستند رأی بیاورند، دارای پایگاه نیستند. پس چگونه رأی چند میلیونی آنها را می‌شود توجیه كرد؟این آمار حاصل آرای همه است. مجموع آرای هاشمی، خاتمی، موسوی و همه نیروهای زخمی‌ شده، خارج از نظام و... است كه می‌خواهند وزن خود را بیان كنند. وقتی می‌گوییم میرحسین موسوی مورد توجه غرب نیست نه اینكه هیچ رأیی در جامعه ندارد. غرب وقتی می‌خواهد هزینه كند و وارد میدان شود، علی‌القاعده زمانی وارد می‌شود كه حس كند در قبال هزینه‌اش، چیزی كسب می‌كند. مطمئناً درباره آقایان موسوی و كروبی چنین ریسكی را نمی‌كند. اگر موسوی، سازی را علیه مصالح انقلاب بنوازد، با طناب او غرب ته چاه نمی‌رود ولی درباره آقای هاشمی‌ این احساس نیست. غرب وقتی می‌بیند او وارد میدان شده، حساب ویژه‌ای باز می‌كند. برای همین است كه می‌بینیم نامه آقای هاشمی ‌برای بسیج امكانات طرفداران غرب تعیین كننده بود. تا آنها فهمیدند یك جایی شكاف دارد ایجاد می‌شود كه می‌توان تخم فتنه را در آن كاشت وارد عمل شدند، این خیلی مهم است. او یكی از اشتباهات تاریخی و فاحش خود را انجام داده است. شما می‌توانید آقای هاشمی‌ را مورد نقد قرار دهید اما وقتی می‌خواهید او را از هستی ساقط كنید، شما هم كار اشتباهی انجام می‌دهید. درست است آقای هاشمی ‌انسانی خطاكار است، ولی در حد خطایش باید با او برخورد كرد، نه اینكه وی را از هستی ساقط كرد. از عملكرد برخی از فعالان سیاسی و به خصوص كاندیداهای بازنده در برخی از مطالب شما تعبیر به «كولی دادن به غرب» شده است. از دیدگاه شما ادامه این روند، آنها را به كجا خواهد برد؟در اطلاعیه اخیر میرحسین موسوی متوجه خدمت خود به غرب شد، ولی باز هم خیلی دیر در مقام اصلاح برآمد. ببینید، غرب سال‌ها تلاش كرد تا دشمن كاذب ایجاد كند. الان هم برخی از جریانات داخلی همین كار را می‌كنند. در روز قدس وقتی شعار «مرگ بر روسیه» و «مرگ بر چین» مطرح می‌شود، خدمت به غرب است چون شما تهدید امروز بشریت را پنهان می‌كنید و تهدید دیگری را جای وی قرار می‌دهید. میرحسین موسوی بعد از راهپیمایی نماز جمعه آقای هاشمی‌كه برخی‌ها این شعارهای انحرافی را دادند، سكوت كرد. این به نوعی اخلال در دشمن شناسی است. چرا میرحسین سكوت كرد؟ چون نمی‌خواست خیلی از سیاهی لشكرها را از دست بدهد. می‌دانست بعضی از كسانی كه آمده‌اند نماز جمعه، طرفدار غرب هستند ولی ایشان نمی‌خواست آنها را از خود براند. پس در این صورت، شعارهای گروه موسوم به موج سبز در روز قدس را خدمت به غرب می‌دانید؟البته میرحسین موسوی مجبور شد خود را از شعاردهنده‌ها جدا كند. اگر ایشان واقعاً دغدغه خط امام(ره) را داشت باید روز خطبه‌های آقای هاشمی‌ این اطلاعیه را می‌داد و می‌گفت ما خط امامی ‌هستیم و دشمن خط امام(ره) آمریكا و اسراییل است. سقوط این نخبه، سقوط مردم است. او خود را طرفدار غرب نشان داد. دشمن سال‌ها تلاش كرده كه جلوی حرف امام(ره) را بگیرد و بگوید دشمن آمریكا و اسراییل نیست، پس چرا از درون جامعه كسانی می‌آیند و حرف غرب را می‌گویند؟ برخی لجبازی‌ها و خودخواهی‌ها كار دست افراد می‌دهد. نمی‌گویم میرحسین ارتباط با غرب دارد، ولی به دلیل غرور و خودخواهی در خدمت غرب قرار می‌گیرد و آدم باید به عنوان دلسوز به آنها بگوید از لاك خودخواهی بیرون بیایید و ببینید این همه تلاش غرب برای این است كه بگوید اسراییل تهدید نیست، چرا شما خدمت به وی می‌كنید؟باید در نظر داشت اگر روز قدس این عده اندك حرف‌های خود را نمی‌زدند، هرگز عقبگرد میرحسین معلوم نمی‌شد بنابراین توصیه می‌كنم بگذارید حرف‌هایشان را بزنند. اگر كروبی حرف‌هایش را درباره تقلب در انتخابات در روزنامه‌اش بزند، ما برد كرده‌ایم. من اصلاً حرف‌های او را تأیید نمی‌كنم، ولی بگذارید حرف‌هایش را بزند تا ببینید حرف‌های وی كجای جامعه را متلاطم می‌كند؟ شنیدن استدلالات آقای كروبی كه محل تفریح و خنده است، باعث رشد جامعه می‌شود. متأسفانه برخی عناصر كم تحمل كه قدرت تحلیل فكری ندارند، راهی را می‌پیمایند كه اصلاً متناسب با برنامه فكری دشمن نیست. شما دربرابر كار فكری دشمن باید كار فكری كنید. در بحث اساسی و كلی حركت نرم دشمن، باید تحمل كرد و بردباری توام با كار فكری داشت. برخی سخنان شما جای تأمل دارد. می‌گویید حركت نرم دشمن سال‌هاست ادامه دارد و بعد هم می‌فرمایید وقتی كسی حرفی می‌زند، نباید مانعش شد، با این تعبیر در مقابل نخبگان حامی ‌غرب، چه برخوردی باید انجام داد؟ببینید، شما باید به ضرورت زمانی و مكانی این بحث توجه كنید. الان در اوج فتنه هستیم و جامعه می‌خواهد دریابد چه كسی بحق و چه كسی ناحق است. اگر در این شرایط شما روزنامه طرف مقابل را ببندید، جامعه بدون آنكه فكر كند، حق را به طرف مقابل می‌دهد. یعنی فكر می‌كنید مردم حق را به طرفی كه مظلوم‌نمایی بیشتری می‌كند، می‌دهند؟دقیقاً ! در اوج فتنه، گرفتن امكان صحبت از طرف مناقشه، خطاست. در اوج فتنه شما باید بتوانید منشأ تشخیص جامعه باشید. تشخیص جامعه از طریق مقایسه حرف‌های طرفین است. برخی از عناصر تنبل فضا را می‌بندند. شما باید به خودتان زحمت بدهید و مانند دشمن تولید داشته باشید. جنبش نرم یعنی اینكه شما هم متقابلاً قلب دیگران را تسخیر كنید. با بستن رسانه او كه نمی‌توان قلب مردم را تسخیر كرد. من موافق محتویات سخنان آنها نیستم. ولی وقتی علائمی‌ را به جامعه می‌دهیم كه قدرت تفكر را محدود می‌كند، جامعه زحمت مقایسه به خود نمی‌دهد. اگر مقابله فرهنگی انجام ندهیم و در مقابل تهدیدهای نرم، جلوگیری سخت بكنیم، چه تبعاتی دارد؟جلوگیری از آزادی به روش سخت در آینده لطمه‌اش بسیار بیشتر از منفعتش است. اگر به دلیل جلوگیری از نفوذ عده‌ای محدود، با همه برخورد سخت كنیم، مشكلاتمان بیشتر می‌شود. انقلاب به این دلیل پیش‌تر رفته كه ظرف وجودی و تحمل درونی‌اش را بیشتر كرده. زمانی نمی‌شد به رئیس‌جمهور انتقاد كرد، ولی هر چه می‌گذرد ظرف انقلاب بزرگ‌تر می‌شود. تنها راه این است كه معنی تهدید نرم را بفهمیم و برای دفع كودتای نرم، مقابله نرم فرهنگی را جدی بگیریم یعنی درست در جایی كه دچار غفلت شده‌ایم، تلاش بیشتری كنیم.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار