در آخرین روز از دهه بصیرت (نهم تا نوزدهم دیماه) حضرت امام خامنهای بر اساس برنامه سنواتی در سخنرانی تلویزیونی در خصوص حماسه و یومالله ۱۹ دیماه ۵۶ علاوه بر ضرورت زنده نگه داشتن یاد و خاطره این روز بزرگ، ضرورت نگهبانی از مضمون و محتوای این حماسه تاریخساز (و انقلاب ساز) را یادآور شده و در تبیین مضمون و محتوا، حرکت مردم قم را فراتر از حرکت اعتراضی علیه حکومت ظاعوت پهلوی دانسته و آن را حرکتی ضدامریکایی و ضداستکباری و حرکتی ضد قدرتهای خبیثی معرفی کردند که به خاطر منافع خودشان از رژیم دیکتاتور و فاسد و ضد دین پهلوی حمایت میکردند. قیام مردم قم یک قیام ضدامریکایی و در واقع زخم کینه کهنهای بود که پس از ۲۵ سال علیه اشغالگری سر باز کرده بود. مردم آشکارا میدیدند که ثمره و نتیجه حضور امریکاییها در ایران فقر اقتصادی، فقر علمی، فساد و تباهی، بی بند و باری، سقوط فرهنگ ملی، از دست رفتن استقلال و هویت ملی، تحقیر مردم توسط بیگانه، به بیگاری گرفتن ملت، تاراج ثروت و منابع کشور و... است.
مقاله «ایران و استعمار سرخ و سیاه» در روزنامه اطلاعات، بهانهای برای اعتراض ظاهری مردم قم به حکومت فاسد و ضد دین پهلوی بود، اما در واقع به مثابه کبریتی به انبار باروت خشم فرو خفته ملت ایران نسبت به ۲۵ سال (از ۲۸ مردادماه ۱۳۳۲) اشغالگری و چپاول ثروت و منابع سرزمینی و تحقیر ملت ایران توسط امریکا، و سفر کارتر (رئیسجمهور وقت امریکا) به تهران و حمایت جنون آمیز از رژیم ضدفرهنگ، دستنشانده، دیکتاتور، فاسد، ضد دین، اشرافی، وطن فروش، طاغوتی و طبقاتی پهلوی بود. شعلههای خشم ابراهیمی مردم قم با سرعت اعجاب انگیز و در فاصله بسیار کوتاه به تمام شهرها و روستاهای ایران سرایت کرده و به فاصله یک سال بعد علاوه بر نابودی و اضمحلال حکومت طاغوت پهلوی، به ۲۵ سال استعمارگری امریکاییها بر کشور ایران خاتمه داد. به این ترتیب قیام ۱۹ دی، اولین تبر ابراهیمی ملت ایران بر گردن بت بزرگ امریکا و سرآغاز دشمنی استکبار و استعمار امریکا علیه ملت ایران به حساب میآید: «این حرکت (از ۱۹ دی) ادامه داشته و امروز وضع و حال بت بزرگ را میبینید. این از نظام انتخاباتشان، این وضعیت حقوق بشرشان است که چندساعت یا حداقل چند روز یکبار یک سیاه پوست را بدون جرم میکشند. این ارزشهای امریکایی است که امروز مایه مسخره آنهاست. این هم اقتصاد فلجشان.» بعد از حماسه ۱۹ دی و در پی فروپاشی رژیم طاغوت و برچیده شدن چپاولگری امریکاییها بر کشوری که جزیره ثباتش مینامیدند، طی ۴۲ سال گذشته، نظام جمهوری اسلامی و ملت سرافراز و قهرمان ایران، همواره مورد خشم، کینه و دشمنی امریکایی قرارداشته و حاکمان امریکایی (از هر دو حزب موجود در آن کشور) از هر فرصت و بهانهای برای شکستن هیمنه و به تسلیم کشاندن ملت ایران و بازگشت به دوران چپاولگری و استعمار ملت و سرزمین ایران استفاده کرده و از هیچ راه و روشی (اعم از ترور، کودتا، براندازی، تحمیل جنگ، نفوذ، فتنه گری، تحریک اشرار و...) برای نابودی جمهوری اسلامی فروگذار نکردهاند. یکی از مهمترین دستاویزهای غرب برای از پا درآوردن نظام جمهوری اسلامی، بهره گیری حداکثری از ظرفیتهای فراوان شبکه نفوذ جریانی در کشور و موقعیت و توان افراد حقیقی، حقوقی، احزاب سیاسی و رسانههای همسو و به طور کلی تمام کسانی که هنوز امریکا قبله آنها محسوب شده و زیر پرچم امریکا سینه زده و آب به آسیاب دشمن میریزند برای تحریف حقایق، بزرگنمایی امریکا، ترساندن مردم، تصمیم سازی برای مسئولان، طراحی دوگانههای شیطانی و دوقطبی سازی مردم است. مردم خوب میدانند که تاریخ این سرزمین مالامال از خیانت انگلیسیها و امریکاییها است، تا جایی که بی اعتمادی به انگلیس به صورت یک ضربالمثل رایج در فرهنگ فارسی درآمده و جک استراو (وزیر خارجه اسبق انگلیس) کتابی با عنوان «کار، کار انگلیسیهاست» نوشته و صریحاً به روباه صفتی انگلیسیها اذعان نموده است. با این وصف، مردم و مسئولان ایران چرا باید به دشمن خود اعتماد کنند.
رسانههای غربی از هر موضوعی برای تولید دوگانههای دروغین استفاده میکنند. موضوع خرید واکسن ضدکرونای امریکایی و انگلیسی یکی از همان دوگانههای شیطانی غربی هاست. دشمنی که در اقدامی خباثت آمیز و خیانتی آشکار حتی بیماران صعبالعلاج را نیز تحریم دارویی کرده، چرا اینک دست و دلبازی به خرج داده و مایل است واکسن ضد کرونا در اختیار ملت ایران قرار دهد.
تجربه ۴۲ سال گذشته به عیان نشان داده که امریکاییها «تروریستهای فرودگاه بغداد»، «به وجود آورندگان داعش و طالبان و دهها گروهک تروریستی دیگر» و «حامیان مستقیم قارونهای وهابی در منطقه» به خون مردم ایران تشنه بوده و برای نابودی نظام اسلامی لحظه شماری میکنند و هرگز دلشان برای ملت ایران نمیسوزد. هدف امریکاییها از طرح بحث خرید واکسن ضد کرونای فایزر، قطعاً دلسوزی برای مردم ایران نیست و اهداف پیدا و پنهان متعددی را نشانه رفتهاند. عقل سلیم به ما میگوید حتی اگر رهبر فرزانه انقلاب هم مسئولان را از خرید واکسن امریکایی و انگلیسی و حتی فرانسوی نهی نمیفرمودند، تجربه تاریخی، منطق عقلی، تلاش براندازانه غربیها، تحریمها و فشارهای شیطانی و ظالمانه، طراحی کودتاها و حمایتهای علنی از اغتشاشات و دخالتهای آنان در امور داخلی ایران و... به ما حکم میکند که خرید و تأمین واکسن از امریکا و انگلیس، به طور قطع و یقین نوعی حماقت و خیانت علنی محسوب میگردد. چرا ما باید از کشورهایی واکسن تهیه کنیم که خودشان مانند خر در گل مانده و از درمان بیماران خود عاجزند. چرا باید واکسنی را خرید کنیم که در کشور مبدأ تلفات میگیرد. خوش رقصی و دلسوزی غربیها در باره فروش واکسن ضد کرونا ما را به یاد ضربالمثلی میاندازد که «اگر فلانی طبیب است چرا خالهاش را تب حصبه کشت». مسئولان کشور هرگز نباید مرعوب پروپاگاندای رسانههای دشمن به ویژه ظرفیتهای دنیای مجازی بشوند و با دست خود طناب دار را به گردن مردم انداخته و مردم ایران را بهعنوان موش آزمایشگاهی در اختیار آزمایشگاههای غربی قرار دهند. عقل و منطق و تجربه به ما میگوید که با همراهی مردم ایران و همت نخبگان و تلاش مسئولان، ایران با تکیه به ظرفیتهای وسیع علمی، فناوری، نیروی انسانی، دارویی و... هم در کنترل ویروس کرونا موفق بوده، هم در تولید داروهای ضد کرونا توفیقات خوبی داشته و هم در تولید واکسن قدمهای بسیار خوبی برداشته است و به لطف خدا و با همت جهادی و حرکت انقلابی در آیندهای نه چندان دور با سربلندی بر این ویروس مزاحم فائق خواهد آمد و اگر قرار باشد تا رسیدن به مرز خودکفایی از خارج از کشور واکسن تهیه کند، قطعاً باید به سمت کشورهایی برود که در کنترل ویروس کرونا موفق بودهاند.