سرویس فرهنگ و هنر جوان آنلاین: سعید تشکری، داور بخش رمان جایزه جلال از کیفیت نامناسب رمانهای ایرانی، موضوعات تکراری و زرد، کپیبرداری از داستانهای ترجمه شده و فقدان اقلیم در رمانهای ایرانی به عنوان مهمترین زنگخطرهای ادبیات داستانی در بخش رمان نام میبرد؛ رمانهایی که به گفته او، نه در شأن جایزه جلال بودهاند و نه تفکر جلال را دنبال کردهاند.
این نویسنده در پاسخ به این سؤال که وضعیت رمانهایی که در سال ۹۸ منتشر شدهاند و در این دوره جایزه جلال بررسی شدند، به لحاظ کیفی چگونه بود و آیا به عنوان داور جایزه جلال از سطح آثار راضی بودید به تسنیم گفت: من همیشه در جوایزی که به عنوان داور حضور داشتم ابا داشتم از اینکه این موضع را بگیرم که ما اثر خوب نداریم، در جایزه جلال هم من این فرض را داشتم و دارم که در عین حال که قرار است کارهای برتر را انتخاب و کشف کنم، باید این را نیز بررسی کنم که تفکر جلال چه جایگاهی در این آثار داشته است. نکته دیگری که مایلم مطرح کنم این است که در جایزه جلال هیچ جریان فکریای غالب نبود و از همه بزرگان ادبیات داستانی در آن حضور داشتند تا نویسندگان جوان و تازه پا به میدان گذاشته. تشکری در ادامه میافزاید: به نظر من بزرگترین معضلی که جایزه جلال را تهدید میکند، فقدان اقلیم است. رمانها تهرانی هستند و سراسر کشور را در بر نمیگیرند، در حالی که در گذشته نزدیک ادبیات داستانی چنین وضعی نداشت، برای نمونه دریای مواج شمال آثار بیژن نجدی بوده است یا اقلیم خراسان در آثار دولتآبادی وجود داشته است؛ موضوعی که حالا در آثار جدیدش کمتر به چشم میخورد. فقدان اقلیم بزرگترین تهدیدی است که ادبیات ما با آن روبهرو است. مشکل اساسی که رمانها با آن مواجه هستند این است که موقعیتهای خلق شده اصلاً ایرانی نبودند، اگر ما چهار جلد ۱۰۰ سال داستاننویسی در ایران میرعابدینی را کنارمان بگذاریم و به بررسی رمانهای دهههای ۴۰ و ۵۰ بنشینیم، میبینیم که گویی انگار نویسندگان ما رسم بازگشت به گذشته را در پیش گرفتهاند، در حقیقت خیلی از این داستانها توسط گعدههای فکری که تعدادشان نیز از انگشتان دست تجاور نمیکند، ارتزاق میشوند. به جای اینکه به تعداد نویسندهها تفکر خاص داشته باشیم، فرم غالب رمان نویسی، تجربی بود تا فرمنویسی حرفهای. این در حالی است که جایزه جلال یک جایزه حرفهای است و نه تجربی.