
دانشآموزان، نسل به نسل تغییر فضای روحی و فکری می دهند، ولی در اغلب موارد کتابهای درسی نتوانسته اند پا به پای آنها پیش رفته تا دلزدگی تحصیلی آنان را فراهم نیاورند.
یک روانشناس انگلیسی معتقد است، کتاب معلمی است که باید بدون عصا و تازیانه ما را تربیت کند، اما گویی امروزه کتابهای درسی نقش تازیانه تحصیل را بازی می کنند.
محتوای کتابهای درسی نقش مهمی در تشویق دانش آموزان به مطالعه دارند. اگر متن کتاب جذاب، دل انگیز و مطابق ذوق و سلیقه و سن و سال دانش آموز باشد برای خواندن کتاب در او شور و شوق بیشتری ایجاد میکند و در او این حس را به وجود میآورد که انگار یک یا یک رمان مورد علاقه خود را میخواند و مطالعه کتاب تبدیل به یک سرگرمی در ایام فراغت میشود.
کتاب درسی مطلوب کتابی است که علاوه بر مفید بودن، در دانش آموز رغبتی برای خواندن ایجاد کند و اگر عکس این مسأله اتفاق بیفتد دانش آموز احساس دلزدگی خواهد کرد.
اگر کتابهای درسی سنگین، تکراری و غیرقابل فهم باشند و طبق ذوق و سلیقه دانشآموز تنظیم نشوند باعث میشود تا وی از تحصیل فاصله گرفته و پایه تحصیلی او روز به روز ضعیفتر شود.
بنابراین ارتباط مستقیمی بین محتوای کتابهای درسی و افت تحصیلی یا ارتقای تحصیلی دانش آموزان وجود دارد.
در دوره دبیرستان مطالبی به نوجوانان ارائه می شود که بعد از پایان امتحانات خردادماه اصلاً هیچ تأثیری در زندگی، اخلاق، رفتار و... آنها ندارد و فقط به کار کسانی می آید که قرار است بعد از دبیرستان ادامه تحصیل داده و وارد دانشگاه شوند.
بنابراین چه لزومی دارد که ذهن دانش آموزان را با این الفاظ و لغات یا فرمولهای علمی سنگین که هیچ کاربردی برای آنها ندارد، پر کنیم. آیا بهتر نیست مسؤولان به جای چاپ کردن چنین مطالبی در کتابهای درسی، طرحی را اجرا کنند که در آن مطالب کتابها حاوی متونی جهت بهره مندی دانش آموز از آن برای استفاده در طول سالهای زندگی خویش باشد؟
محمد لبافی، دانش آموز سال سوم دبیرستان نیز در این باره می گوید: هم اکنون مطالبی که در کتابهای درسی دوران دبیرستان به دانش آموزان به صورت اجباری تدریس می شود در سایر کشورهای پیشرفته جهان در دانشگاه تدریس می شود. یعنی این مطالب کاملاً تخصصی است و هیچ رابطه ای با زندگی عادی افراد در اجتماع ندارد. به طور مثال شما وقتی دیپلم گرفته و کارمند بانک یا کارگر و... شدید دیگر چه نیازی به دانستن قوانین و فرمولهای مکانیک، هندسه یا فیزیک و شیمی دارید؟
این در حالی است که اکثر دانش آموزانی که دیپلم گرفته اند هنوز با آداب و رسوم زندگی کاملاً بیگانهاند. با قوانین اجتماعی آشنا نیستند و مراکز مختلف شهر محل سکونت خویش را نمیشناسند یا دختران که اکثراً بعد از دیپلم ازدواج میکنند اکثراً با آداب خانه داری و همسرداری آشنا نیستند. بنابراین بهتر است به جای فرمولهای اندازه گیری جاذبه زمین به آنها نحوه تهیه و پختن خوراک را آموزش دهیم یا به پسران نحوه برخورد با مردم و ارباب رجوع و از این قبیل امور را.
خرده فرهنگهای ایرانی و کتابهای درسی
کشور ما از جمله کشورهایی است که جغرافیای اقلیمی، فرهنگی، زبانی و بومی آن بسیار متنوع است و این موضوعی است که در طراحی متون درسی نادیده گرفته می شود تا محصلان کل کشور به یک نگرش و سطح عاطفی خاصی نسبت به موضوعهای مطرح شده برسند، اما در عوض درک بسیاری را به دلیل غیرملموس بودن آن موضوعها از محیط زندگی و پدیدههای پیرامون پایین می آورد.
سید قادر اصغری، دبیر آموزش و پرورش در این باره می گوید: در کتاب علوم تجربی سال اول راهنمایی مطالبی پیرامون انرژی و پایستگی و تغییر انرژی وجود دارد که یک دانش آموز در یک منطقه محروم نمی تواند آن را درک کند، همچنین با وقت کم کلاس و در نظر نگرفتن شرایط فرهنگی منطقه، این مطالب را در قالب تئوری نمی توان مطرح و دانش آموز را توجیه کرد.
بنابراین شاید عاقلانه ترین کار این باشد که محتوای کتابهای درسی را طبق استعدادهای دانش آموزان هر منطقه و با توجه به امکانات آن بخش تألیف کنیم. وی می افزاید: رنگ و فرم کتابها نیز در یادگیری و کشش دانش آموزان نقش بسزایی دارد. دانشآموزی که رنگ جلد کتاب را دوست داشته باشد مطمئناً با علاقه بیشتری آن را مورد مطالعه قرار می دهد و حتی باعث می شود که معلم نیز آن کتاب را با علاقه بیشتری تدریس کند.
دکتر سیف در این باره ضمن با اهمیت دانستن رنگ و فرم کتابها در تمام دوره های تحصیلی میگوید: در هر انسانی به طور طبیعی حس زیبا پسندی وجود دارد، هرچند که این حس دارای شدت و ضعف نیز باشد.
بنابراین کتابهای درسی را باید در هر دوره ای از نظر رنگ و فرم مورد مطالعه قرار دهیم. حتی کتابهای دوره دبیرستان و دانشگاه نیز از نظر گرافیک و طراحی، فرم ظاهری و رنگ باید مورد توجه باشند و این کار باعث ایجاد انگیزه کتاب خواندن در میان افراد می شود.
وی می افزاید: امروزه افت مطالعه عمومی و فاصله گرفتن از فرهنگ کتابخوانی به عنوان یک چالش جدی در عرصه فرهنگ کشور مطرح شده است. غافل از اینکه یکی از این دلایل عمده این موضوع را باید در کتابهای درسی دوران تحصیل جستوجو کرد. به عبارتی دیگر متون درسی با ایجاد انگیزه باعث می شود تا دانش آموزان این حس و برداشت را نسبت به دیگر متون و مطالعه در شکل کلی خود تعمیم دهند.
این فرآیند نسل به نسل در بین دانش آموزان تکرار شده و در یک پروسه زمانی نه چندان طولانی باعث تقویت مطالعه عمومی در بین افراد جامعه می شود.
تغییرات سالانه
به اعتقاد برخی از کارشناسان تحصیلی، یکی از دلایل عدم ارتباط و دلزدگی از متون درسی تغییرات غیر کارشناسانه هر ساله آن است که هر چند ضروری است، اما شکل و شیوه تغییر آن پاسخگوی نیاز دانش آموزان نیست.
برخی کتابهای درسی آنقدر دیریاب و دیرفهم هستند که سختی متن و حتی ادبیات حاکم بر آن باعث گریز دانش آموز از کتاب می شود که نتیجه آن افت تحصیلی دانش آموز است.
از طرف دیگر نکته ای که باید به آن توجه کنیم این است که تغییرات کتابها باید براساس یک نیازسنجی دقیق از دانش آموزان و زیر نظر کارشناسان خبره انجام گیرد.اغلب کارشناسان براین باورند که تغییرات کتابهای دوره راهنمایی کمتر از دوره دبیرستان بوده، از سویی مفید بودن متون راهنمایی نسبت به کتابهای دبیرستانی محرز شده است.
تغییرات در بعضی از رشته ها چنان بوده که محصل خود نمی داند واقعاً محتوای کتاب در مورد چه موضوعی از این کره خاکی است و بهت زده، تنها به صفحات آن می نگرد.