هفته نیروی انتظامی و گرامیداشت آن در مهر ماه فرصت مناسبی را فراهم کرده تا صدا و سیما با همکاری این نیرو به پخش گسترده تلهفیلمهای تولیدیاش بپردازد و از این رهگذر علاوه بر پر کردن آنتن خود، اهداف و فعالیتهای پلیس را در قالبی نمایشی به تصویر بکشد. پیشرفت تکنولوژی اساساً جرائم را پیچیده تر کرده و به تبع آن پلیس نیز مجهز به امکانات و تجهیزات مدرنی برای مقابله با جرمهای فوق شده است. همین نکته به ظاهر ساده، سوژههای بسیار زیادی را در اختیار فیلمسازان قرار داده که متأسفانه کمتر مورد استفاده آنان قرار گرفته است. در واقع برنامه سازان تلویزیونی به دلیل کمبود بودجه و در بسیاری موارد با سهل انگاری هایشان، زحمات شبانه روزی این زحمتکشان را به درستی به تصویر نکشیده و بخش عمدهای از آن پنهان مانده است. نگاهی به صفحه حوادث روزنامهها نشان میدهد که فیلمسازان با چه منبع غنی از سوژه روبهرو بوده و چه بسیار پروندههای عجیبی که با هوش والای کاراگاهان پلیس حل و فصل شده است. سیما فیلم سالهاست که در این رابطه به تولید فیلمهای تلویزیونی مبادرت ورزیده که گاه در این بین کارهای متفاوتی هم عرضه شده است. با تاسیس مؤسسه ناجی هنر، این مؤسسه به تعامل با فیلمسازان در عرصه سینما و تلویزیون پرداخت و مشاورههای این مؤسسه به کارگردانها، نقش موثری در ارتقای سطح کیفی این گونه کارها داشته و دیگر شاهد گافهای پلیسی نبوده ایم. شبکههای مختلف سیما برای هفته نیروی انتظامی برنامهریزی گستردهای کرده و فیلمهای زیادی هم تولید میکنند، اما این کمیت بالا به هیچوجه به کیفیتی در خور توجه منجر نشده است. چرایی این موضوع به عوامل متعددی باز میگردد که از مهمترین آنها میتوان به ضعف در فیلمنامه و محتوا و تخصیص بودخههای اندک اشاره کرد. فیلمنامه به عنوان پایه و محور یک اثر نمایشی همیشه اهمیت فوقالعادهای داشته و هیچگاه شاهد کارهای درجه یک با فیلمنامههای ضعیف نبوده ایم در صورتی که عکس آن صادق بوده است. در کارهای پلیسی فیلمنامه اهمیت بیشتری پیدا کرده، چرا که باید تماشاگر را در بزنگاههایی غافلگیر کرده و به تماشای ادامه کار ترغیب کند. اما آیا تله فیلمهای نمایش داده شده در سیما واجد چنین شرایطی بودهاند؟جز در مواردی معدود همچون تله فیلم خشاب خالی، جواب منفی است. به عنوان مثال شب گذشته فیلمی در رابطه با گروههای خلاف کار با پوشش انرژی درمانی و هیپنوتیزم پخش شد که کلیت سوژه تازه و بکر بود، اما نویسنده خیلی زود هویت وحید را به عنوان پلیس لو داده و بسیاری از جذابیتهای کار را نابود کرد. کارگردان نیز با انتخاب شراره رخام به عنوان زن منفی فیلم (کلیشه ازلی و ابدی نقش منفی زن!) و استفاده از چهرههای نخ نما شده با موهایی بلند و چهرههای خشن برای نقشهای منفی، کیفیت فیلمش را به شدت پایین آورده است. در واقع چهره حقیقی و بدون اغراق پلیس در بسیاری از این تلهفیلمها به چشم نخورده و بیننده چیز تازهای دستگیرش نمیشود. کاری که به بهترین شکل در مجموعههای پلیسی اروپایی انجام گرفته و بیننده حس سمپاتیکی نسبت به پلیس پیدا میکند. در بسیاری از فیلمهای تلویزیونی پلیسی، مشکلات شخصی آنان را ندیده و تنها با آدمهایی مواجه ایم که جز کار به هیچ چیز دیگری نمیاندیشند! اما در فیلمهای این دو سه روزه رگههای امیدوارکنندهای در این باب دیده شده که از جمله میتوان به فیلم یک روزازنو با بازی رضا زهره کرمانی اشاره کرد. در این فیلم یک روز از زندگی افسری جوان به تصویر کشیده شده که در خلال آن بیشتر با مشکلات شخصی و خانوادگی این قشر زحمتکش آشنا میشویم. در واقع این کاراکتر به دلیل ابعاد انسانی و کاملاً واقعیاش به دل تماشاگر نشسته و تصویر جدید و ملموسی را از پلیس در ذهنش به جای میگذارد. همه اینها در حالیست که این فیلم با هزینه پایینی تولید شده و از انفجار و جلوههای ویژه میدانی در آن خبری نیست و جذابیت هایش را از دل فیلمنامهای ساده و دوست داشتنی خود گرفته است. هر چند که تله فیلمهای اکشن و پر تحرک نیز چندان چنگی به دل نزده و جز معدودی انگشت شمار، باقی در سطح باقی مانده و در ذهن بینندگان جایی باز نمیکنند. تنها امیدواریم که تلویزیون برای هفته نیروی انتظامی سال آینده با برنامهریزی دقیق و به دور از شتابزدگیهای مرسوم، آثاری در خور مقام رفیع پلیس تولید کرده و خدمات بیشا ئبه آنان را ارج نهد.