زاویه دید امیدوارانه در جنگ
کد خبر: 1028609
لینک کوتاه: https://www.Javann.ir/004JaT
تاریخ انتشار: ۰۵ آذر ۱۳۹۹ - ۰۲:۰۰
نگاهی به رمان «تپش»
رامین جهان‌پور
سرویس فرهنگ و هنر جوان آنلاین: داستان رمان نوجوانانه «تپش» به قلم رفیع افتخار مربوط به اوایل جنگ ایران و عراق است و شخصیت اول قصه نوجوانی است به نام میلاد که در موشک‌باران‌های ارتش عراق تمام اعضای خانواده‌اش را از دست داده و به همراه مادربزرگش بی‌بی عازم تهران می‌شوند تا زندگی جدیدی را آغاز کنند.

میلاد در همانجاست که به فردی خودساخته تبدیل می‌شود و مثل خیلی دیگر از بچه‌های کار، به دلیل فقر و شرایط سخت زندگیشان شروع به تلاش می‌کند تا چرخ زندگی خود و مادربزرگش را بچرخاند. آن‌ها به خانه یکی از آشنایانشان در تهران آمده‌اند که وضعیت مالی خوبی ندارد و چالش داستان هم از همان جا آغاز می‌شود.

اینکه بچه‌های جنگ‌زده را یک عده بچه نادان، به باد تحقیر می‌گیرند و مهاجرت مردم جنگ‌زده به پایتخت و ماجرا‌های پشت جبهه در بحبوحه جنگ حرف تازه‌ای نیست که قبلاً گفته نشده باشد. خود رفیع افتخار هم می‌داند که در ادبیات نوجوان کشورمان از این دست داستان‌ها زیاد نوشته شده و به کرات به این موضوعات پرداخته شده است. راوی اول، نوجوان اول قصه است و داستان هم از زبان خود او روایت می‌شود، اما متأسفانه ما چیز تازه‌ای چه در فرم و چه پرداخت برای نوجوانان نمی‌بینیم که داستان را دست‌کم از کلیشه‌ها متفاوت کند، با این حال نویسنده در بحث شخصیت‌پردازی و بیان دیالوگ‌ها بسیار موفق عمل کرده، دلیلش هم این است که رفیع افتخار سال‌هاست برای نوجوانان داستان می‌نویسد و با روحیات و خصوصیات اخلاقی و رفتاری آن‌ها کاملاً آشناست.

همچنین فضاسازی داستان‌ها هم بسیار ماهرانه انجام شده است. راز ویژگی‌های داستان این است که نویسنده خیلی روی ماجرا‌های منفی و تلخی‌های داستان مکث نکرده و اگرچه وقایع روز‌های ابتدایی جنگ در پشت جبهه را نشان می‌دهد، اما پیامی که به مخاطب می‌دهد این است که زندگی به هر حال در بدترین شرایطش هم در جریان است و نباید ناامید شد و بعضی از اتفاق‌هایی که در شرایط حساس و خاص بحرانی برای مردم پیش می‌آید بعد‌ها تبدیل به خاطراتی به یاد ماندنی خواهند شد.

نوجوان اول قصه حتی پس از مرگ مادربزرگش که دیگر کاملاً تنها مانده، افق‌های روشن زندگی را می‌یابد و به جای اینکه به ناامیدی پناه ببرد، تلاش می‌کند به یک فرد آبدیده و سرد وگرم‌چشیده تبدیل شود. می‌توان به این داستان نگاه سمبلیک هم داشت و آن اینکه نویسنده، مقاومت میلاد را در شرایط بحرانی زندگی با مقاومت رزمندگان در جبهه مقایسه کرده است. این کتاب در ۱۲۶صفحه توسط انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان منتشر شده است.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربازدید ها
عناوین پیشنهادی
آخرین اخبار