کد خبر: 101780
تاریخ انتشار: ۱۵ مهر ۱۳۸۸ - ۱۸:۱۴
مصطفی خدابخشی

هر چه فکر می‌‌کنم درباره این مقام مادر سطری بنگارم نمی‌توانم. این انسان به حدی بزرگ است که وسعت نام او در قلم من نخواهد گنجید. 9 ماه تحمل، 9 ماه بردباری و 9 ماه عشق را بر تار و پود نحیف تزریق کرد، غذای خود را تقسیم نمود تا نوزادش از نطفه‌ای کوچک به انسانی مبدل شود که در اولین نگاه به اوج عظمت او پی‌ببرد. او انسان است اما فراتر از انسان‌های دیگر.
تمام وجودش مملو از عشق می‌شود زمانی که کلامی به نام مادر با خود به همراه می‌کشد. کلامی که با عظمت آن عرش به لرزه درمی‌آید و بهشت قدمگاه او می‌شود.آری، مادر مقدس‌ترین کلامی است که هر انسانی نمی‌‌تواند به آن دست یابد. مادر کلام عشق است، مادر کلام صبر و دلدادگی و تنها عاشقی است که از معشوق خود توقع نیکی ندارد.
این کلام هر چند بسیار عامیانه‌ است ولی در کمال صدق‌است: « رفیق بی‌کلک مادر». مادر به مانند باغبانی است که از کاشت یک نهال تا ثمردهی آن را به دقت مراقبت می‌نماید، آن را آب می‌دهد، کود به پایش می‌ریزد و در پاره‌ای از موارد نهال را هرس می‌کند تا رشد گیاه در جهت سازنده صورت گیرد.




زندگی یک مادر با کلماتی همچون عشق، دوست داشتن و فداکاری در هم آمیخته تا این مهم هیچگاه فراموش نشود که شخصیتی انسان ساز و فضیلت پرور دارد. مادر در انجام وظیفه خود غرور و خودخواهی را به فداکاری و عشق‌ورزی تبدیل می‌کند و در این راه حاضر است دفتر عشق و زندگی شخصی خود را برای مدتی نیمه باز بگذارد یا مختومه سازد و فصلی نو در دفتر جدید فرزند بگشاید. به همین دلیل، مادران همواره در خور ستایش و نکوداشتند.
زندگی یک مادر از اولین روزهای حفاظت از نطفه تا حفاظت فرزند از مادر
اولین روزهاست که مادر پذیرای میهمان جدیدی است میهمانی که از خونش تغذیه می‌کند و از او ارتزاق می‌نماید. هر روز آن نطفه بزرگ‌تر می‌شود و تحرکاتش ذوق و اشتیاق مادر را برای دیدنش بیشتر می‌کند. کودک لگد می‌زند و مادر با مهربانی دست بر شکمش می‌کشد که من یک روز دیگر به مادر شدن نزدیک شده‌ام.
بعد از 9 ماه تحمل رنج‌ها و مصائب زیاد کودک به دنیا می‌آید؛ درست در زمانی که مادر در اوج درد جسمانی قرار دارد، ولی با این حال مشتاقانه به دنبال کودکی که از وجود خویش به این دنیا گام نهاده می‌گردد تا او را برای اولین بار در آغوش گیرد و نخستین طعم شیرین مادر بودن را به معنای واقعی بچشد.
کودک در آغوشش آرام می‌گیرد تا لحظه به لحظه و هر دم از وجود نعمتی به نام مادر برخوردار شود.
مادر به کودکش نوازش کردن و محبت را می‌آموزد و در گام بعدی با کلام «تاتی تاتی» راه رفتن را برای سالیان آینده به او آموزش می‌دهد. کودک حال که به 3 الی 4 سالگی رسیده بی‌خوابی‌های بسیاری را بر مادر متحمل کرده‌ که او بدون هیچ چشمداشتی این سختی‌ها را پشت سر گذاشته‌ است.
سال‌ها می‌گذرند و کودک به جوانی رسیده و مادر به کهولت پا گذاشته است. مادر چشمانش کم سو شده، کمرش درد می‌کند، مفاصل زانوانش یارای قدم برداشتن را به او نمی‌دهند، تب‌وتاب زندگی او را خسته کرده به طوری که گرد پیری روی گیسوانش نقش بازی می‌کند.
حال نوبت کودکی است که با لگد‌های خود در رحم مادر او را به شوق می‌آورد. مادر، دیگر استقامت را‌ه رفتن ندارد. جوان باید بیاموزد به او رسم نشستن را بیاموزد، به او بگوید مادر، روزی تو برای من بی‌خوابی کشیدی و اینک نوبت من است. من با شب‌زنده‌داری‌های تو، اشک‌هایی که برای من می‌ریختی به جوانی رسیدم تا تو مرا آینه جوانی خود ببینی. مبادا این آینه شکسته شود.
عاطفه مادری از کرامت‌های خداوند است که نمی‌توان آن را با هیچ قیمت‌مادی سنجید. زن حامل ودیعه‌ای الهی به نام عطوفت و مهربانی است که بعد از ازدواج در قلب او تجلی می‌کند؛ به‌گونه‌ای که تا سر حد جان برای کودک خود از جان مایه می‌گذارد. محبت مادری مختص به انسان نیست وحتی حیوانات نیز این‌گونه هستند. آهوی مادر برای پرستاری از بچه خود از گله‌اش جدا شد و به مراقبت از او پرداخت ولی بچه آهو بر اثر جراحت جان داد. آهو که می‌دانست بچه‌اش مرده، چند قدمی به دنبال گله‌اش راه افتاد ولی دلش آرام نگرفت و دوباره بربالین بچه‌آهوی مرده بازگشت و پوزه‌اش را به پوست او مالید و دوباره و سه‌باره رفت و بازگشت تا سرانجام او را تنها گذاشت.
مادر؛ فرهنگ‌ساز جامعه
مادر بند قنداق کودک را در دست دارد، ولی اهمیت آن به گونه‌ای است که می‌توان گفت زمام امور جامعه در اختیار اوست. ممکن نیست خلق و خویی در جامعه باشد ولی از خانه منشأ نگرفته باشد. اهمیت نقش مادر به حدی است که می‌توان گفت فساد زن، موجب فساد جامعه و اصلاح او، موجب صلاح جامعه‌ است. پدر و مادر در جنبه اجتماعی و سیاسی فرزندان سهم مشترک دارند ولی در سال‌های اولیه، نقش مادر مؤثرتر ازپدراست. مادر نخستین عامل فشار بر کودک است و جنبه‌های مثبت و منفی را از راه امر و نهی در دل او پایدار می‌کند. اوست که می‌تواند شرف اجتماعی و سیاسی به طفل دهد و وی را مدافع حق و روابط صحیح بسازد. در همه حال زنان، مردان را می‌سازند و مردان ما جامعه و قواعد اجتماعی را.
نقش مادر در همه زمینه‌های حیات اجتماعی آشکار و مهم است؛ به‌گونه‌ای که مادر، مربی فرهنگ جامعه به‌شمار می‌آید. بعد از تولد کودک، او در دریایی از فرهنگ غوطه‌ور می‌شود و این فرهنگ از راه والدین و دیگر اعضای خانواده به او انتقال می‌یابد. اما تأثیر مادر که نخستین کلمات را بر زبان او جاری و اولین ایده را در ذهن او جایگزین می‌‌کند، از دیگران بیشتر است. مادر با نفوذ و تأثیر خود، می‌تواند فکر یا صفتی را در کودک پدید آورد، او را به سوی شرارت یا خیراندیشی بکشاند و ریشه و زمینه امور صحیح و غلط را در دل او برقرار سازد. پس می‌توان گفت فرهنگ جامعه، به دست مادران ساخته می‌شود و به آن وابسته است.
حق مادر بیش از پدر
ایثار و فداکاری‏های مادر در مورد فرزند، بیش از پدر است. از این رو، دین اسلام با این که احترام به هر دو آن بزرگواران را لازم و نیکی و خدمت به آن‏ها را واجب برمی‏شمرد، ولی در مورد مادر، سفارش‏های بیش‏تری می‏کند.
شخصی از رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله پرسید: یا رسول اللّه‏! حق کدام یک از پدر و مادر بزرگ‏تر است؟ پیامبر پاسخ دادند: «حق کسی بزرگ‏تر است که فرزند را در میان دو پهلویش حمل می‏کند و او را شیر می‏دهد و روی دو زانویش می‏نشاند و با دو دست خود به او کمک می‏کند و به او فداکاری می‏نماید».
نیز نقل شده است که شخصی خدمت پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله شرفیاب شد و پرسید: به چه کسی شایسته‏تر است نیکی کنم؟ رسول خدا در پاسخ فرمود: «به مادرت». شخص تا سه مرتبه این سوال را تکرار کرد و همین جواب را شنید. سرانجام حضرت در مرتبه چهارم فرمود: «به پدرت نیکی کن».
عظمت مقام مادر
در قانون خلقت، هرچه مقام آفریده‌ای بالاتر است، وظایف او هم سنگین‌تر می‌شود. در این میان، زن که به‌عنوان انسان جانشین خدا در زمین و به‌عنوان مادر، پرورش‌دهنده افراد جامعه بشری است، از مقام بلند و والایی برخوردار است.
حساسیت مقام زن و دشواری وظایف او و سنگینی اموری که در خلقت بر عهده او نهاده شده، بسیار دشوار و در عین حال ظریف و دقیق است. توجه مادران به این وظایف حساس، باعث سلامت جامعه بشری است. استاد جواد آملی در این‌باره می‌نویسد: «اگر مادری بداند که اندیشه‌های او در کودک‌ اثر می‌گذارد، اندیشه‌ها و بینش‌های خود را تعالی بیشتری می‌بخشد، وظیفه مادری تنها این نیست که با وضو بچه را شیر بدهد یا به هنگام شیر دادن «بسم‌الله» بگوید که این‌ها امور ظاهری و عادت‌های ظاهری است؛ بلکه دین می‌فرماید: مواظب اندیشه‌های خودت باش».
اهمیت و شرافت مادر در کلام امام خمینی (ره)
«حقوق مادران را نمی‏توان شمرد و نمی‏توان به حق ادا کرد. یک شب مادر نسبت به فرزندش از سال‏ها عمر پدر متعهد ارزنده‏تر است. تجسم عطوفت و رحمت در دیدگان نورانی مادر، بارقه رحمت و عطوفت ربّ العالمین است. خداوند تبارک و تعالی قلب وجان مادران را با نور رحمت ربوبیّت خود آمیخته، به گونه‏ای که وصف آن را کسی نمی‏تواند بکند.... اینکه در حدیث آمده که: بهشت زیر قدم‏های مادران است، یک حقیقت است و اینکه با این تعبیر لطیف آمده است، برای بزرگی عظمت آن و هشیاری به فرزندان است که سعادت و جنت را در زیر قدم آنان و خاک پای مبارک آنان جست‏وجو کنید و حرمت آنان را نزدیک حرمت حق تعالی نگه دارید و رضا و خشنودی پروردگار سبحان را در رضا و خشنودی مادران جست‏وجو کنید.هر چند همه ادیان الهى مقام ارزشمندى براى مادر قایلند و به او احترام مى‏گذارند، ولى اسلام بیش از دیگر مکاتب به این مسأله توجه نموده و به مادر عظمت بخشیده است. حقوقى را که اسلام براى مادران مشخص کرده، بسیار فراتر از حقوقى است که براى دیگران حتى پدر قایل شده است؛ چرا که مادر مربى انسان و در حقیقت پرورش دهنده جامعه است و اوست که مى‏تواند فرد و جامعه را به سعادت برساند و یا به شقاوت و بدبختى بکشاند.
جایگاه مادر در قرآن کریم
خداوند در چند جای قرآن کریم، به تکریم و احترام پدر و مادر و احسان به آنها سفارش و در مواردی، احسان به والدین را در کنار عبادت حق ذکر می‌کند ولی با همه این توصیف‌ها، در جایی که از زحمات آن دو یاد می‌کند، تنها از دشواری‌هایی که مادر تحمل کرده نام می‌برد و می‌فرماید:‌ «ما انسان را سفارش کردیم که به پدر و مادرش نیکی کند، (خاصه مادر) زیرا مادرش (بار وجود) او را به سختی حمل کرده و به سختی فرو نهاده است.» آنجا که سخن از سختی‌ها و زحمات است، خداوند نام مادر را به صورت مخصوص بیان می‌دارد تا بلندای حق او بر فرزند، آشکار گردد.
اما گذری بر خانه سالمندان بسیاری از واقعیات را به ما می‌نماید. مادری که بعد از گذشت سال‌ها گرد پیری بر صورتش نشسته و امروز محتاج یاری فرزندانش است به گوشه‌ای سرد دل بسته تا شاید روزی فرزندش یکی از درها را بگشاید و برای دیدن او بیاید. روزی مادر به فرزند خود با «تاتی تاتی» کردن راه رفتن را آموخت ولی همان کودک حاضر نیست پاهای خود را خسته کند و دلی را که در گوشه‌ای از غربت رها شده شاد کند. آیا جایگاه مادر اینجاست؟ او که برای کودک خود از هیچ زحمتی فروگذار نکرد، چرا هم‌اکنون مورد بی‌مهری فرزندان است؟ شاید گذر زمان و ورود به عصر مدرن ما را از کلام عشق که همان مادر است دور کرده و ما را به سویی هدایت می‌کند که یک روز خودمان در آن گیر خواهیم کرد. مقام مادر والاتر از این است که بخواهیم آغوش گرم او را به فراموشی بسپاریم.
در این روز وظیفه خود می‌دانیم تا گوشه‌ای از دنیای محبت و بهشت زندگی انسانی را ورق بزنیم و به این بهانه به او بگوییم مادر روزت مبارک.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار