کد خبر: 101386
تاریخ انتشار: ۱۴ مهر ۱۳۸۸ - ۰۶:۵۳
یکم) نفوذ و توطئه
در دهه اول انقلاب اسلامی، منافقین انقلاب، رویکرد دوگانه «نفوذ و توطئه» را برای قبضه کردن انقلاب اسلامی در پیش گرفتند و گرچه به هدف اصلی خود نرسیدند اما مصائبی بر سر انقلاب اسلامی آوردند که دیدیم و شنیدیم.
وقتی واقعه 8 شهریور پیش آمد، قاتل را هم شهید جا زدند و به قول دکتر موسی زرگر، مشتی استخوان و خاکستر را به نام پیکر کشمیری تشییع کردند؛ تا هم او را بگریزانند هم دست «منافقین انقلاب» فعلاً پشت پرده بماند. بعد هم به مدد مدیریت قاضی پرونده که از قضا شریک این قافله بود، روزشمار مظلومیت مضاعف شهیدان رجایی و باهنر آغاز شد. بعد هم منافقین با جوسازی و جلب حمایت گروهی ساده‌‌دل، پوستین حقایق را وارونه کردند.
وقتی دیگر در مذاکرات الجزایر، همین منافقین انقلاب، اعتبار ملت مسلمان ایران را به ثمن بخس فروختند و تعهداتی دادند که ذکر آن مثنوی 70 من می‌خواهد. در انتخابات سال 1364، یکی از حقوقدانان کوشید زوایایی از این پرونده را برای ملت بازگو کند که آقایان با هیاهو و هوچی‌گری مستبدانه - از همین جنس جوسازی‌ها که بعد از انتخابات 1388 ترتیب دادند - پرونده حقارت و ضعف خویش را در الجزایر پنهان کردند. ای کاش در مناظره‌های انتخاباتی جایی برای این پرونده هم باز می‌شد تا سیه‌روی شود هر که در او غش باشد. منافقین انقلاب از این دست کارنامه‌های سیاه زیاد دارند که بسیاری از آنها هنوز حتی در پیشگاه ملت گشایش نیافته است. حداقل مروری بر کارنامه سیاه منافقین انقلاب، تجربه‌های گرانی پیش چشمان ما می‌گذارد. اسفبارترین فصل این تجربه‌ها، سکوت دستگاه‌های نظارتی و قضایی در برابر این کارنامه خیانت بار است.
دوم) جمهوری مستبدانه!
در سال‌های بعد، منافقین انقلاب از غمض عین نظام بهره بردند و تحرکات خود را برای مصادره انقلاب اسلامی ادامه دادند. اما این بار رویکرد خودمتضاد (پارادوکسیکال) و دو چهره «جمهوری خواهی مستبدانه» را در پیش گرفتند. آنجا که می‌توانستند رأی مردم را با خود همراه می‌کردند و آنجا که نمی‌توانستند، روش‌های مستبدانه را در برابر قانون و رأی ملت در پیش می‌گرفتند؛ یا بر موج تبلیغاتی که با غارت بیت‌المال برانگیخته بودند برای خود کسب وجهه می‌کردند یا با گردن‌کلفتی جواز صلاحیت خویش را در انتخابات مطالبه می‌کردند، یا به صندوق رأی مردم دستبرد می‌زدند، یا قاعده بازی را به هم می‌زدند، یا ...
در انتخابات مجلس پنجم شاهد تبلیغاتی وسیع و اغواگرایانه از سوی منافقین انقلاب بودیم. هیچ کس از منشأ سرمایه‌هایی که انتخابات را مهندسی می‌کرد، سؤال نکرد.
در واقعه 18 تیر منافقین انقلاب به طور علنی در جمع دانشجویان گفتند که باید از تنور فتنه حداکثر بهره‌برداری را داشته باشند. بعد گروهی سیاهی‌‌لشکر و تحت فرمان ملوس و منوچ را به محاکمه کشیدند و فتنه‌گران منافق باز در پرده نهان ماندند.
در انتخابات مجلس ششم،‌ عوامل همین جریان که در قالب یک حزب سیاسی ساماندهی شده بود، به طور وسیع دست به تقلب در انتخابات زد. کسی به این تخلفات رسیدگی نکرد.
در انتخابات شوراهای دوم آنان کار را به تأیید صلاحیت دشمنان انقلاب اسلامی و مطرودان حضرت امام (ره) کشاندند. باز هم به رغم رهنمودهای صریح مقامات عالی کشور و آگاهان امور، به پرونده تخلفات آنان رسیدگی نشد.
در انتخابات مجلس هفتم، منافقین به طور آشکار به جذب کمک 40 میلیارد ریالی از کمپانی‌ها و شرکت‌های خارجی پرداختند و آن گونه که در روزنامه‌ها نیز منعکس شد بخت خود را برای انقلاب مخملی، گرجستانیزه کردن انتخابات و تحمیل نظر خود به نظام آزمودند و اسفبار این که باز هم کسی ردی از آنان نگرفت.
سوم) دست مصلحت‌سنج
آنچه این روزها در باب فتنه‌گران «تقریر» می‌کنند، مشکل حکایتی است. فرماندهان این فتنه‌انگیزی و شهر‌آشوبی، هنوز در آرامشند و گروهی میان‌مایه، سیاهی لشکر و پیاده نظام به محاکمه سپرده شدند. این‌ فتنه‌گران میان‌مایه هم از یک سو خود را نظریه‌پرداز جا می‌زنند تا رفقای گرمابه و گلستانشان برای فتنه‌انگیزی‌های بعدی در پرده مصونیت باقی بمانند و اصل ماجرا را به یک سوء تفاهم ساده‌نظری تقلیل می‌دهند. احتمالاً باید ماکس وبر را مقصر این همه فتنه‌انگیزی بدانیم. احیاناً اگر او 105 سال دیگر زنده مانده بود باید به جای منافقین انقلاب ما محاکمه می‌شد!
گویی اصلاً آشوبی رخ نداده است، شورشی علیه ملک و ملت ترتیب نداده‌اند، جوانی کشته نشده، آبرویی از مملکت نریخته‌اند، وجهه ملت در بی‌سابقه‌ترین انتخابات را تخریب نکرده‌اند. تنها یک خطا در ترجمه آرای وبر، رخ داده است و مجازات آن نباید بیشتر از کاهش نمرات درسی باشد.
یکی از سرکردگان این فتنه، به هنگام بازداشت با نیشخند می‌گفت: «دو روز دیگر آزاد می‌شوم!» او امیدوار بود همان دستی که سال‌ها با مصلحت‌سنجی‌های سیاسی، برای منافقین انقلاب، از این ستون به آن ستون، فرجی حاصل آورده بود هنوز کاری از پیش ببرد.
خوشبختانه به مقاومت خوب مسؤولان امر او هنوز در بند است و البته از این فرصت برای معالجه دردهای ظاهری خود با هزینه ملت استفاده می‌کند. اما هنوز شاهد رسیدگی جدی به پرونده فتنه‌انگیزی منافقین انقلاب نبوده‌ایم. بیم آن می‌رود که بازهم اسفبار‌ترین فصل رسیدگی به پرونده آنان حکم آزادی‌شان باشد. چنین مباد که در سال‌های بعد فصلی نو از فتنه‌انگیزی‌های منافقین رقم بخورد و...


نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار