اوایل تیرماه امسال وقتی در خبر کوتاهی اعلام شد که پیشنویس نهایی سند «برنامه ۲۵ ساله همکاریهای جامع ایران و چین» به تصویب هیئت دولت جمهوری اسلامی ایران رسیده و وزارت امور خارجه مأمور انجام اقدامات نهایی برای امضای این سند با طرف چینی شده است، موج سنگین مخالفت رسانههای وابسته به امریکا و انگلیس علیه این سند آغاز و با خبررسانیهای کذب نظیر اینکه این توافق در پی واگذاری جزیره کیش ودیگر جزایر جنوبی کشور به چین است و یا برخی در داخل آن را مترادف با عهدنامه ترکمنچای دانسته که این موضع نیز خوراک تبلیغاتی خوبی را برای رسانههای آن ور آبی فراهم کرد. تلاش غربیها برای متوقف کردن روند توافق روی آن سند تا به آنجا رسید که اواخر تیرماه این رسانهها در یک فراخوان گسترده تلاش کردند تا با تحریک مردم وکشاندن آنها به خیابانها کشور را به آشوب بکشانند که البته مردم آنها را ناکام گذاشتند. در طول این ایام اگر چه رسانهها و برخی از کارشناسان غربی اذعان کردند که این توافق تأثیر مهمی در شکست راهبرد فشار حداکثری امریکا داشته وحتی صهیونیستها آن را مهمترین تهدید برای خود قلمداد کردند و «مایکل مورل» قائم مقام سابق سیا اعلام کرد که این توافق باعث پیروزی ایران و چین و شکست امریکا خواهد شد و این نتیجه سیاست ما درباره ایران است، اما واکنش روز گذشته وزیر خارجه امریکا در مصاحبه با فاکس نیوز که مدعی شد توافق ایران و چین تهدیدی برای خاورمیانه است، اهمیت این توافق بیش از پیش در برهم زدن نظم وخواست امریکاییها برای تسلط بر منطقه غرب آسیا، آشکار شد. آنچه که هفتههای اخیر در عرصه دیپلماسی کشور در تنظیم سند توافق ۲۵ ساله بین ایران وچین و یا تمدید توافقنامه راهبردی میان ایران وروسیه ویا توافقنامه دفاعی میان ایران وسوریه اتفاق افتاد اگر چه دیر هنگام، اما نشان داد که اشتباه دولتمردان کنونی در نگاه به غرب در طی سالهای اخیر علاوه بر شرطی و وابسته کردن کشور به غرب، فرصتهای ذیقیمتی را از کشور گرفته وسبب اثرگذاری بیشتر راهبرد فشار حداکثری دشمن شد واگر همان زمان که «شی جین پنگ» در سفر سال ۹۴ خود به ایران که موضوع همکاریهای ۲۵ ساله را در دیدار با رهبر انقلاب نیز مطرح کرد که ایشان هم ضمن تأیید فرمودند: «توافق رؤسای جمهوری ایران و چین برای یک روابط استراتژیک ۲۵ ساله، کاملاً درست و حکمتآمیز است»، این امر با سرعت ودقت پیگیری میشد طبعاً اکنون شرایط اقتصادی کشور به گونهای دیگر بود.
روز جمعه گذشته رهبر معظم انقلاب اسلامی در بیاناتشان به مناسبت عید سعید قربان با تأکید بر اینکه تحریم قطعاً قابل علاج است، امّا علاجش عقبنشینی نیست، با اشاره به ظرفیتهای داخلی برای مقابله با تحریمها، یادآور شدند: «باید جوانهای خودمان را وارد میدان بکنیم و ارکان اقتصاد مقاومتی را -یعنی درونزایی و برونگرایی- [دنبال کنیم.]ما، هم امکاناتی در درون داریم، هم امکانات بینالملل داریم. ما، هم میتوانیم در داخل تولید کنیم و امکانات فراوان گوناگونِ علمی، اقتصادی و ... بجوشد از داخل، هم میتوانیم در عرصهی جهان، عرصه بینالملل [فعّالیت کنیم.]ما دوستان خوبی داریم، با این دوستان میتوانیم کار کنیم. تلاش لازم دارد، مجاهدت لازم دارد. در اقتصاد مقاومتی، درونزایی هم هست، برونگرایی هم هست و ما در هر دو مورد امکانات فراوانی داریم که میتوانیم آنها را انجام بدهیم. ظرفیتهایمان واقعاً بیپایان است و هر چه پیش برویم ظرفیتهای جدیدی پیش میآید که البتّه باید با مدیریت جهادی اینها به دست بیاید؛ با تدبیر واقعی و با مدیریت جهادی اینها به دست میآید.»
ایشان آنگاه تأکید میکنند که: «ما دوستان مؤثّری در دنیا داریم. البتّه این جور نیست که ما به دولتهای دوست خودمان تکیه بکنیم؛ نه، تکیهی ما به خدای متعال و به خودمان است. ما اگر چنانچه دوستان قدرتمندی هم در دنیا نداشته باشیم، کار خودمان را میکنیم و پیش میرویم. در دورهی دفاع مقدّس، هم جبههی شرق با ما مخالف بود، هم جبهه غرب با ما مخالف بود؛ هم شوروی آن روز ضدّ ما و دشمن ما بود، هم امریکا و اروپای آن روز ضدّ ما بودند؛ ما بدون اینها توانستیم هشت سال مقاومت کنیم و دشمن را شکست بدهیم؛ توانستیم صدّام را به زانو دربیاوریم و به خاک سیاه بنشانیم؛ این کار را توانستیم بکنیم؛ یعنی تکیه ما به خدا است، تکیهمان به خودمان است ولی خب از امکانات دوستانمان حدّاکثر استفاده را انشاءالله میکنیم.»
در این زمینه به چند نکته میتوان اشاره کرد: ۱. مهمترین هدف امریکا از تحریم و فشار علیه ایران که رسماً اعلام کردند که تا آنجا پیش میروند که مردم ایران نان برای خوردن نداشته باشند، تشدید محاصره اقتصادی و به زانو در آوردن مردم ایران بود واین در حالی است که نگاه دولتمردان ما به غرب وبی توجهی به فرصتها و ظرفیتهای دیگر کشورها، سبب اثر گذاری فشار حداکثری امریکا وتضعیف زیرساختهای اقتصادی کشور شد. این روزها که اوج عصبانیت امریکاییها از توافقات اخیر ایران آشکار شده است، اشتباه سیاست دل بستن دولتهای یازدهم ودوازدهم به غرب، روز به روز آشکارتر میشود ۲. تحولات اقتصادی جهان نشان داده است که دیگر غرب محور اقتصاد وتکنولوژی جهانی نیست و شواهد و آمارهای موجود نشان میدهد که در اقتصاد آینده جهان چین حرف اول را میزند. نکتهای که اخیراً خانم مرکل صدر اعظم آلمان هم به آن اعتراف کرد چین با وجود داشتن اقتصاد ارشادی و کنترلی توسط دولت در زمینه شاخصه رشد اقتصادی و ثبات ملی، حتی در ایام کرونا موفقتر از سایر قدرتهای اقتصادی عمل کرده است.
۳. برخی با اشاره به شعار نه شرقی ونه غربی انقلاب اسلامی مدعیاند که این توافقها برخلاف این شعار است واستقلال کشور را تهدید میکند واین درحالی است که دیگر از شوروی سابق نشانی نیست وروسیه کنونی هم در پی سیاستهای استعماری شوروی سابق نیست و چین هم هیچگاه در طول تاریخ چشم به تمامیت ارضی ایران نداشته و همواره در جهت ایجاد روابط متوازن با ایران بوده است؛ البته این گزاره به معنای دل سوزی آنها برای مردم ایران نیست بلکه منافعشان بر همکاری با ایران ایجاب میکند. ۴. ایران محور قدرت در منطقه غرب آسیا است واتفاقا بخش عمده دشمنیهای امریکا علیه مردم ایران که بارها برآن تأکید کردهاند، از بین بردن این نفوذ است، در این عرصه نیز چین وروسیه وحتی قدرتهای اروپایی برای حفظ نفوذ وارتباط خود با منطقه غرب آسیا نیازمند ایران هستند واین فرصتی برای ایران در تعاملات است. ۵. وجود منابع غنی نفت وگاز نقطه قوتی برای ایران در این توافقات دوستانه است. چین نفت ندارد و برای تداوم توسعه اقتصادی و تولیداتش به شدت به آن وابستگی دارد. این در حالی است که اکثر منابع نفتی جهان زیر تسلط امریکاست و مسئولان چینی به دنبال یک منبع قابل اتکای دراز مدت و دارای ثبات امنیتی برای خرید نفت با قیمت مناسباند. با توجه به تحریمهای شدید امریکا و متحدان غربیاش علیه صادرات نفت ایران و ضربه شدیدی که به درآمدهای نفتی ما وارد شده است، به نظر میرسد در صورت امضای قرارداد ۲۵ ساله با چین، ایران نیز دیگر دغدغه فروخته شدن نفت تولیدیاش را نداشته باشد. ایران طبق این قرارداد از محل درآمد نفتی برای ایجاد صنایع زیربنایی وصنعتی خود استفاده میکند نه برای هزینههای جاری و... ۶. توافقات ایران با چین وروسیه ودیگر قدرتهای منطقهای برای تعاملات با ارزهای ملی میتواند سلطه دلار را برای همیشه از بین ببرد. چین به صورت جدی مترصد از بین بردن هژمونی دلار است و در پی آن است که در یک فرصت مناسب با قرار دادن طلا به عنوان پشتوانه پول ملی خود و تبدیل یوآن به ارز اصلی تجارت بین المللی خود، عملا به سلطه دلار پایان دهد. اگرچه ممکن است در این مسیر تقابل آنها با امریکاییها تشدید شود ولی برای ایران فرصت ذیقیمتی است. ۷. فرهنگ متعالی اسلامی - ایرانی مردم ایران در برابر فرهنگ چین ویا روسیه که فاقد عمق و جذابیت هستند، برتر است و طبعاً آنها نمیتوانند به لحاظ فرهنگی برای ایران تهدید قلمداد شوند. ۸. طی سالهای پس از انقلاب به رغم تحریمهای غرب، با تلاش دانشمندان ایران کشور به لحاظ علمی به پیشرفتهای بالایی نائل آمده است، اما بدیهی است ایران از طریق این ارتباطات ضمن تکمیل یافتههای علمی، میتواند در اصلاح فناوریهای صنایع تولیدی و بعضاً قدیمی خود استفاده کند. ۹. نکته آخر اینکه طبعاً در فرآیند تنظیم این توافقات که باید مسیر قانونی خود را طی کند مصالح ملی در نظر گرفته خواهد شد وهمانگونه که رهبر معظم انقلاب فرمودند؛ تکیهی ما به خدا است، تکیهمان به خودمان است ولی خب از امکانات دوستان حدّاکثر استفاده را انشاءالله میکنیم.