
رژیم صهیونیستی روز به روز اقدامات خود را برای تکمیل فرآیند یهودیسازی بیتالمقدس افزایش میدهد و شهرکنشینان صهیونیست نقش خط شکن را برای این رژیم بازی میکنند. از این رو تعرضی که شهرکنشینان به مسجدالاقصی کردند و بهانه لازم را برای ورود نظامیان صهیونیستی به این مکان مقدس فراهم کردند نه یک اقدام تصادفی که یک اقدام کاملاً برنامهریزی شده بوده است و در واقع رژیم صهیونیستی تلاش میکند به موازات ادامه راهبرد اشغال خزنده برای تغییر بافت جغرافیایی و جمعیتی کرانه باختری و بخصوص شرق بیتالمقدس، زمینه را برای نابودی مسجدالاقصی و بنا گذاشتن مجسمه هیکل به جای آن فراهم کند. این ماموریت بر دوش احزاب و گروههای افراطی یهودی گذاشته شده است اما اقدامات آنها کاملاً از سوی این رژیم مدیریت میشود. اگر چه پیش از روی کار آمدن کابینه نتانیاهو، دولت صهیونیستی به گونهای رفتار میکرد که انگار با تلاش احزاب و گروههای افراطی برای بنا گذاشتن مجسمه هیکل به جای مسجدالاقصی مخالف است اما در دوره نتانیاهو این احزاب و گروهها از حمایتهای بیسابقه دولت صهیونیستی برخوردار شدهاند و به همین علت هم تعرضات آنها به مسجدالاقصی روز به روز بیشتر میشود و در صورتی که واکنشهای فلسطینیها و جهان اسلام در قبال تعرضات اخیر چندان قاطع نباشد، صهیونیستها در مرحله بعدی تهدید دیرینه خود را برای تخریب مسجدالاقصی و بنا گذاشتن مجسمه هیکل به جای آن عملی خواهند کرد. هر چند واکنش کشورها و مجامع عربی و اسلامی همچون سازمان کنفرانس اسلامی و اتحادیه عرب در قبال تعرض اخیر صهیونیستها در حد انتظار ملتهای مسلمان نبوده است اما واکنش فلسطینیهای ساکن قدس همچنان که از قبل نیز پیشبینی میشد، جدی و برای صهیونیستها هشدار دهنده بود. به گونهای که به محض ورود شهرکنشینان صهیونیست و نظامیان حامی آنها به مسجدالاقصی، نماز گزاران فلسطینی به مقابله با آنها پرداختند و با پیوستن دیگر ساکنان قدس به آنها درگیریهایی شدید بین دو طرف روی داد که در جریان ان 15 نظامی اسراییلی و حدود 30 نفر دیگر از فلسطینیها زخمی و تعداد دیگری نیز باز داشت شدند. واکنش نمازگزاران فلسطینی در این زمینه یاد اور واکنش آنها در مهر ماه 1379 خورشیدی است که دیدار آریل شارون رئیس وقت حزب لیکود از مسجدالاقصی موجب شد که دومین انتفاضه فلسطینیها در اعتراض به این دیدار شکل گیرد و به فاصله چند روز فراگیر شود و در نهایت ابعاد بینالمللی یابد. بررسیهای موجود نشان میدهد که همان عوامل و وضعیتی که در ان هنگام باعث آغاز و فراگیری انتفاضه مسجدالاقصی شد نه تنها در حال حاضر نیز به قوت خود باقی است بلکه افزایش هم یافته است زیرا اکنون مذاکرات سازش همانند آن دوران در نتیجه اقدامات و سیاستهای ضد صلح رژیم صهیونیستی به بنبست رسیده است که پیدایش چنین وضعیتی در آن مقطع موجب شد حتی عدهای از سازشکاران نیز در انتفاضه شرکت کنند. اما آنچه که موجب شده است امروزه احتمال شکلگیری انتفاضه جدید در سرزمینهای اشغالی فلسطین مطرح شود، اقدامات رژیم صهیونیستی است که از یکسو همانند دوره قبل از آغاز انتفاضه مسجدالاقصی حداقل امیدهای باقیمانده در خصوص مذاکرات صلح را از بین برده است و از دیگر سو طرحهای توسعهطلبانه و نژادپرستانه جدیدی را به مرحله اجرا گذاشته است که براساس آن میکوشد ضمن تکمیل فرآیند یهودیسازی بیتالمقدس و توسعه و الحاق شهرکهای یهودینشین واقع در کرانه باختری و شرق بیتالمقدس به اراضی اشغالی 1948 موسوم به اسراییل، زمینه را برای اخراج یکونیم میلیون سکنه فلسطینی ساکن این مناطق فراهم و طرح تشکیل دولت خالص یهودی را محقق سازد. در چنین وضعیتی هیچ راهی برای فلسطینیها باقی نمیماند جز آنکه دوباره به انتفاضه پناه ببرند. بخصوص آنکه زمینههای یک چنین قیام مردمی اکنون در همه مناطق اشغالی اماده است و محاصره بیوقفه یک و نیم میلیون فلسطینی در باریکه غزه، ادامه بیوقفه راهبرد اشغال خزنده یا همان شهرکسازی در کرانه باختری و در مخاطره قرار دادن یک و نیم میلیون فلسطینی ساکن اراضی اشغالی 1948 زمینه های لازم را برای یک چنین تحرکی فراهم کرده است .این بدین مفهوم است که اگر اینبار انتفاضه مسجدالاقصی آغاز شود، گستره آن به سراسر سرزمینهای اشغالی کشیده خواهد شد و به همین علت مهار آن غیر ممکن خواهد بود. بر همین اساس به اعتقاد کارشناسان تعرضات جدید صهیونیست ها به مسجدالاقصی در حکم بازی با آتش است