دفاع مقدس - صفحه 23

برچسب ها
«حاج سید حسن موسوی» یادگار دفاع مقدس و پدر شهیدان «سیدعلی و سیدهادی» از خراسان رضوی، شهرستان نیشابور به فرزندان شهیدش پیوست.
کد خبر: ۱۲۷۳۶۴۴    تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۱۰/۰۹

گفت‌وگوی «جوان» با خواهران شهید علیرضا جویلی که در ۲۰ سالگی به شهادت رسید
یک روز اساتید حوزه و معاونین با من تا منزل همراه شدند. شک کردم اتفاقی افتاده است. در مسیر مدیر حوزه سر صبحت را باز کرد و از شهادت علم‌الهدی که از علمداران اهواز بودند، برایم تعریف کرد. آنها می‌خواستند با این مقدمه چینی ذهن من را برای گفتن شهادت برادرم آماده کنند...
کد خبر: ۱۲۷۳۵۰۹    تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۱۰/۱۰

خاطراتی از پشتیبانی مردمی از جبهه‌های دفاع مقدس به روایت یک رزمنده
یک‌بار دستکشی به جبهه اهدا شده بود که سهم من شد، اما وقتی دستم کردم دیدم یکی از انگشت‌های این دستکش پاره است. می‌خواستم آن را کنار بگذارم که دیدم نامه‌ای در بسته‌بندی دستکش وجود دارد. آن را برداشتم و خواندم. نوشته بود این دستکش از طرف یک پسر بچه کلاس چهارم ابتدایی اهدا شده است. دستکشی پاره، اما پر از عشق و محبت...
کد خبر: ۱۲۷۳۳۱۸    تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۱۰/۰۸

گفت‌وگوی «جوان» با خواهر شهید دانش‌آموز ۱۹ ساله شیرزاد کاظمی از استان کردستان
وقتی مادرم از زبان دایی از شهادت پسرش خبردار می‌شود خیلی محکم می‌گوید شیرزاد فدایی سیدالشهدا (ع) و امانت خدا بود. من راضی هستم به رضای خدا. فقط مرا ببر تا پیکر شیرزاد را ببینم. وقتی مادرم را به سردخانه برای دیدن پیکر شیرزاد می‌برند با سلام به سیدالشهدا (ع) و دیگر شهدای دفاع مقدس وارد سردخانه می‌شود و پیکر برادرم را می‌بیند. وقتی از سردخانه به منزل برمی‌گردد سه روز و سه شب برای شیرزاد روضه خوانی و مداحی می‌کند
کد خبر: ۱۲۷۳۳۱۵    تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۱۰/۰۹

خاطره یک رزمنده از بمباران جنگنده‌های دشمن  در خط پدافندی فاو
یک روز گرم در تابستان سال ۶۵ یک جنگنده دشمن آمد و خطوط پدافندی ما را بمباران کرد. به نظر می‌رسید این جنگنده مأموریت دیگری داشت و در بازگشت، چون هنوز چند راکت برایش باقی‌مانده بود، باقیمانده بمب‌ها و راکت‌هایش را روی سر ما خالی کرد! خیلی هم طول نکشید و بعد از چند دقیقه اوضاع آرام شد...
کد خبر: ۱۲۷۳۱۲۳    تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۱۰/۰۸

خاطرات و نکاتی از عملیات کربلای ۴ در گفت‌وگوی «جوان» با یکی از راویان دفاع مقدس
در خرمشهر و کنار ساحل شمالی اروندرود منبع آب مرتفعی وجود داشت که درست مقابل دید و تیر مستقیم دشمن قرار داشت. بعثی‌ها از آن طرف اروند با شلیک به این منبع آب، آن را سوراخ سوراخ کرده بودند. با این وجود ارتفاع منبع آب طوری بود که می‌شد از روی آن عقبه عراقی‌ها را در جزیره ام الرصاص مشاهده کرد
کد خبر: ۱۲۷۳۱۲۱    تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۱۰/۰۸

گفت‌وگوی «جوان» با برادر شهید عبدالهادی پیوسته‌گراز مؤسسان پایگاه بسیج «شهید عبدالهادی»
برادرم و شهیدان قلی‌زاده و محرم خیلی با هم جور بودند. هر بار که قرار می‌شد به اردوی کوهنوردی برویم، من هم همراه برادرم و شهیدان قلی‌زاده و مقدم به امامزاده داود (ع) می‌رفتم. خیلی وقت‌ها با شهید مقدم در کوه مسابقه دو می‌دادم. می‌دویدیم و آمادگی جسمانی‌مان را به رخ همدیگر می‌کشاندیم
کد خبر: ۱۲۷۲۶۵۳    تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۱۰/۰۵

گفت‌وگوی «جوان» با حسین کاظمی، همسر شهیده نصرت جعفری مادری از میان شهدای حادثه تروریستی گلزار شهدای کرمان
خانه‌ای که چراغش خاموش شد، دیگر جای ماندن نیست. کاش بود و جانباز می‌شد. کاش بود و من به جبران همراهی ۲۸ساله‌اش با خود، خادمی‌اش را می‌کردم. دیده‌ام بسیاری از جانبازان حادثه گلزار را که پا و دست و چشم از دست داده‌اند، اما کنار همسرشان هستند. بعد از حادثه، وقتی می‌گشتیم و او هنوز مفقود بود، به خودم دلخوشی می‌دادم که هست، زنده است، احتمالاً مجروح شده، شاید موج انفجار او را گرفته و نمی‌تواند با ما ارتباط بگیرد
کد خبر: ۱۲۷۲۳۷۲    تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۱۰/۰۴

عملیات کربلای ۴ در دی ماه ۱۳۶۵ در چه شرایطی انجام شد؟
قبل از آغاز عملیات کربلای ۴، دشمن که از اعزام قوای محمد (ص) احساس خطر کرده بود، در آذرماه بمباران گسترده‌ای انجام داد تا حداکثر تلفات را از ایران بگیرد. پنجم آذرماه ۶۵ شهر اندیمشک که ایستگاه بسیاری از رزمندگان بود، به مدت یک ساعت و ۳۰ دقیقه بدون توقف بمباران شد که طولانی‌ترین مدت بمباران یک شهر در دفاع مقدس به شمار می‌رود
کد خبر: ۱۲۷۲۱۴۴    تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۱۰/۰۳

گفت‌و‌گوی «جوان» با خانواده شهید حسن سرهادی از شهدای اطلاعات عملیات لشکر ۳۲ انصارالحسین (ع) همدان
مرحوم پدرم تعریف می‌کرد هر موقع برای تجدید وضو از خواب بیدار می‌شدم، می‌دیدم حسن زودتر از من بیدارشده است و در حال خواندن نماز شب است. در نمازهایش به پهنای صورت اشک می‌ریخت. پدرم می‌گفت: من که پدر حسن بودم و سنی از من گذشته بود تا به حال خواندن چنین نمازی را تجربه نکرده بودم
کد خبر: ۱۲۷۲۱۴۲    تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۱۰/۰۳

عصر شعر ایثار «سنگرانه‌ها» به مناسبت سالگشت عملیات کربلای ۴ در فرهنگسرای ارسباران برگزار می‌شود.
کد خبر: ۱۲۷۲۱۱۸    تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۱۰/۰۲

جانشین سازمان بسیج:
کد خبر: ۱۲۷۱۷۵۶    تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۹/۳۰

خاطراتی از عملیات نصر در گفتگو با یک رزمنده دفاع مقدس
در اثنای عملیات نصر، جایی نشسته بودیم تا خبر بدهند راه بیفتیم و نیرو‌ها را جلو ببریم. رزمنده‌ای کنار من نشسته بود که خیلی سنش کم بود. وقتی آتش دشمن شدید شد، با آرامش خاصی سبحان‌الله می‌گفت. این ذکر واقعاً کاری کرد که بلند شدم و همه نیرو‌ها را با رجزخوانی به سمت عراقی‌ها هدایت کردم
کد خبر: ۱۲۷۱۷۱۶    تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۱۰/۰۱

گفت‌وگوی «جوان» با آزاده سیدمهدی طباطبایی دستجردی پیرامون دشواری‌های دوران اسارت
در آسایشگاه طاقچه‌هایی وجود داشت که نگهبان‌ها ته نان‌شان را می‌انداختند روی آن طاقچه‌ها. مثل سنگ سفت شده بود. یک روز از شدت گرسنگی تکه‌های نان را به دهانم گذاشتم. مدتی در دهانم نگه داشتم تا خیس شود و بتوانم بخورم. حسین مددی راست می‌گفت. مزه نارگیل می‌داد! آن لحظه این نان‌های خشک از چلوکباب خوشمزه‌تر بود
کد خبر: ۱۲۷۱۷۱۴    تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۱۰/۰۱

گفت‌وگوی «جوان» با مهدی راسخ محمدی از رزمندگان پیشکسوت دفاع مقدس
يك لندرور قديمي تحويل شهيد رضا مرادي بود. هر وقت يكي از بچه‌هاي گروه به شهادت مي‌رسيد، پيكرش را با همين لندرور به تهران منتقل مي‌كرديم. شهيد مجيد جهان بين، عباس مقدم، عباس داورزني، عباس اردستاني و... را با همين لندرور به تهران برديم. جالب است كه پيكر خود شهيد رضا مرادي را هم با لندرور تحويلي خودش به شهر ري منتقل كرديم
کد خبر: ۱۲۷۰۹۳۷    تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۹/۲۵

خاطره‌ای از شهید سیدناصر سیاه‌پوش به نقل از کتاب «گردان سیاه پوش»
علی، چون در قزوین کسی را نداشت، خانه خاله‌ام را با چند نفر از دوستانش اجاره کرد و این باعث شد که ناصر و علی بیشتر با هم در ارتباط باشند. یک سفره دو نفری برای‌شان انداختم تا راحت باشند. ناصر همین که دیس برنج را از من گرفت و سر سفره‌کوچک‌شان گذاشت، روبه‌روی علی نشست و خیلی جدی گفت:‌ای خائن وطن‌فروش! ما این همه زحمت کشیدیم و انقلاب کردیم اون وقت اسمت رو گذاشتی شاهرضایی؟ بی‌خودکردی از شاه راضی هستی. 
کد خبر: ۱۲۷۰۵۸۸    تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۹/۲۴

خاطره‌ای از محاصره گروهی رزمندگان در عملیات رجایی و باهنر در گفت‌و‌گوی «جوان» با یک رزمنده دفاع‌مقدس
خانه ما در محله دکان شمس شوشتر بود. این محله پر بود از مسجد و سادات زیادی هم در آنجا سکونت داشتند. باغی کوچک و خوشبو با انواع درختان میوه در همسایگی ما بود. این باغ فضای محله را لطیف می‌کرد. در اوقات شرعی صدای اذان از هر طرف به گوش می‌رسید. این محله شهدای زیادی داد
کد خبر: ۱۲۷۰۵۸۷    تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۹/۲۵

کتاب «پاییز آمد» به قلم گلستان جعفریان و به روایت همسر سردار شهید احمد یوسفی از آثار انتشارات سوره مهر به چاپ هشتادم رسید.
کد خبر: ۱۲۷۰۵۴۴    تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۹/۲۴

سردار شریف خبر داد
رئیس مرکز اسناد، تحقیقات و نشر معارف دفاع مقدس و مجاهدت‌های سپاه از برگزاری آیین اختتامیه سومین دوسالانه جایزه سردار سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی با سخنرانی فرمانده کل سپاه و حضور مقامات کشوری و لشکری و همچنین پژوهشگران، نویسندگان، ناشران و مدیران مراکز پژوهشی و تحقیقاتی کشور خبر داد.
کد خبر: ۱۲۷۰۴۷۵    تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۹/۲۳

خاطره‌ای از دوران آموزشی در گفت‌و‌گوی «جوان» با یک رزمنده دفاع‌مقدس
به یک محیط باز روی یک ارتفاع رسیدیم. کمی آن طرف‌تر دره‌ای بود که یک طناب به این سر و آن سر دره وصل شده بود. همانجا مربی بی‌مقدمه گفت باید از این طناب آویزان شویم و به آن طرف دره برویم. همه بچه‌ها ترسیده بودند. چون تا آن لحظه از چنین ارتفاعی عبور نکرده بودیم
کد خبر: ۱۲۷۰۴۲۶    تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۹/۲۴