مدافع وطن - صفحه 4

برچسب ها
گفت و گوی «جوان» با حجت‌الاسلام اسماعیل سعادت‌نژاد، مشاور عالی فرمانده نیروی قدس سپاه و نماینده اسبق ولی فقیه در این نیرو 
حاج‌قاسم وقتی ورود داعش به اقلیم کردستان عراق را دید و دید که داعش به موصل وارد شده و به نزدیکی بغداد رسیده است، با تمام وجود احساس می‌کرد که آنها راه و مسیر ایران و تهران را در پیش گرفته‌اند و می‌خواهند به ما لطمه بزنند. به همین جهت میدان‌دار شد و ریشه این فتنه و فساد را کند و نگذاشت دشمن در این زمینه موفق شود
کد خبر: ۱۳۳۸۱۰۷    تاریخ انتشار : ۱۴۰۴/۱۰/۱۴

خاطرات دوست حاج قاسم از دوران کودکی و مدرسه
نه تنها در دوران بچگی و مدرسه ابتدایی با هم بودند بلکه در ادامه با هم به کرمان مهاجرت کردند و با هم در یک هتل کارگری می‌کردند و با هم در دوران دفاع‌مقدس در لشکر ۴۱ ثارالله کرمان بودند. همان لشکری که حاج قاسم فرمانده‌اش شد و حاج علی برای رزمندگان آشپزی می‌کرد. «گوش می‌کنی یانه» تکیه‌کلام حاج علی است که به طور مداوم تکرار می‌کند. قسمت‌هایی از خاطراتش را انتخاب کردم که می‌خوانید.
کد خبر: ۱۳۳۸۱۰۳    تاریخ انتشار : ۱۴۰۴/۱۰/۱۳

مصطفی قربانی
اهمیت کار شهید حاج‌قاسم سلیمانی، اثرگذاری، معرفت‌بخشی و شوری که شهادت ایشان ایجاد کرد و ضرورت الگوگیری از او ایجاب می‌کند، حاج‌قاسم را نه به عنوان یک فرد، بلکه به عنوان یک مکتب تعالی‌بخش بنگریم
کد خبر: ۱۳۳۸۱۰۱    تاریخ انتشار : ۱۴۰۴/۱۰/۱۴

سیدعبدالله متولیان
۲۳خرداد ۱۴۰۴، روزی که تجاوز آشکار ائتلاف غربی‌_صهیونی به خاک ایران و ترور فرماندهان و دانشمندان ایرانی، پرده از چهره دشمن برداشت، بار دیگر نام و راه شهید سپهبد حاج قاسم سلیمانی را در ذهن و دل ملت‌ها زنده کرد
کد خبر: ۱۳۳۸۰۹۹    تاریخ انتشار : ۱۴۰۴/۱۰/۱۴

گفت‌وگوی «جوان» با همسر شهید ستوان سوم محسن آین  از کارکنان نیروی هوایی ارتش در مقابله با رژیم‌صهیونیستی
در حمله دوم جنگنده‌های دشمن آقای آین با من تماس گرفت و گفت بروم خانه داداشم تا خیالش راحت باشد. ممکن است دشمن پایگاه‌های مسکونی اینجا را بزند. هر دفعه که تماس می‌گرفت از ما حلالیت می‌گرفت و به من می‌گفت ببخشید که به خاطر کارم چند سال در بوشهر دور از زادگاهت با من زندگی کردی...
کد خبر: ۱۳۳۷۱۳۴    تاریخ انتشار : ۱۴۰۴/۱۰/۰۸

گفت‌وگوی «جوان» با همسرپاسدار شهید اقتدار، سید امیرحسین موسوی 
چند وقت بعد، درست با همین ویژگی‌ها، آقاسید امیرحسین به خواستگاریم آمد. کسی که هم خودش و هم پدرومادرش سادات بودند. نشانه زیبای دیگری هم داشتیم، در جلسه آشنایی، هر دو بدون اینکه بدانیم، از امام‌زمان (عج) دعوت کرده بودیم تا صاحب مجلس‌مان باشند و خودم زیر لب گفتم: «یاصاحب‌الزمان، امروز شما صاحب این مجلس باشید، هر چه خیر است همان شود...»
کد خبر: ۱۳۳۶۴۳۲    تاریخ انتشار : ۱۴۰۴/۱۰/۰۴

گفت‌و‌گوی «جوان» با همسر سرهنگ دوم شهید مرتضی بهرامی از شهدای پدافند هوایی در مصاف با رژیم‌صهیونیستی و امریکا
روحیه از خودگذشتگی راه شهادت را برای هسرم باز کرد. چون زمانی که دوست‌شان شهید علیرضا بوستان‌افروز بعد از اصابت موشک رژیم منحوس‌صهیونیستی زیر آوار گیر می‌افتد، آقامرتضی و شهید علیرضا نوری که از بچه‌های سپاه پاسداران بودند، با شنیدن صدای داد و فریاد شهید بوستان افروز برای کمک به ایشان می‌روند که در حمله بعدی صهیونیست‌ها هر سه به شهادت می‌رسند
کد خبر: ۱۳۳۳۰۱۷    تاریخ انتشار : ۱۴۰۴/۰۹/۱۷

گرامی‌داشت یاد و خاطره حسن طهرانی‌مقدم از سوی کاربران فضای مجازی به مناسبت سالگرد شهادت وی
فروتن بود و بی‌ادعا. در رسانه‌ها نبود، در قلب میدان بود. میدان آزمایش موشک‌نامش را کمتر می‌شنیدیم، اما دستاوردهایش، آوازه ایران شد
کد خبر: ۱۳۲۸۹۸۱    تاریخ انتشار : ۱۴۰۴/۰۸/۲۴

گفت‌وگوی «جوان» با مادر سرباز شهید یاسین طالشی از شهدای حمله تروریستی اسرائیل و امریکا به ایران
دخترم اسرا از دوری برادرش خیلی بی‌قراری می‌کند. دخترم هر شب بی‌قرار برادرش می‌شود. نوازشش می‌کنم و خاطرات یاسین را برایش می‌گویم تا آرام شود. یک ماه قبل از اینکه یاسین به دوره آموزشی سربازی برود دخترم گریه‌هایش را شروع کرده بود. خیلی وابسته به برادرش بود
کد خبر: ۱۳۲۰۳۳۰    تاریخ انتشار : ۱۴۰۴/۰۷/۰۷

گفت‌وگوی «جوان» با همسر و پسر سردار شهید مهدی‌بصائری از شهدای تجاوز رژیم صهیونیستی و امریکا به ایران‌
بابا به معنای واقعی کلمه «ولایتمدار» بود. ما که بچه بودیم وقتی به بیت رهبری مشرف می‌شدیم چندین ساعت جلوی در‌های بیت معطل می‌شدیم تا بتوانیم در صف‌های مردمی قرار بگیریم. ما هیچ وقت به عنوان مسئولان در صف جلو قرار نمی‌گرفتیم. برای همین به خاطر این معطلی به پدرمان غر می‌زدیم. ولی وقتی عشق و شوق و اشتیاق پدر را به رهبر عزیزمان می‌دیدم، ما هم ترغیب می‌شدیم این معطلی‌ها را در صف ایستادن به جان بخریم
کد خبر: ۱۳۱۹۸۸۴    تاریخ انتشار : ۱۴۰۴/۰۷/۰۵

سرداران گمنامی که پس از شهادت شناخته شدند
پس از پایان دفاع مقدس حضور شهید باغبان در جبهه مقاومت اسلامی باعث شد تا او همچنان دور از زادگاهش دزفول باشد و در هر جایی که حضور داشت، هیچ نام و نشانی از او وجود نداشته باشد. به قول همرزم شهید: خلاصه زندگی او در یک کلام تعریف می‌شود؛ ایشان یک رزمنده مکتبی بود. یک سرباز ولایت و دین و میهن که عاشق خدمت به مردمش بود
کد خبر: ۱۳۱۹۳۷۰    تاریخ انتشار : ۱۴۰۴/۰۷/۰۲

در پنجمین دوره شب سینمایی سوره عنوان شد
سال‌ها پیش بنا به دلایلی به وطن بازگشتم و حس کردم باید به لب چشمه بروم و درختی بکارم. الان که به عقب نگاه می‌کنم، باغ‌های بزرگی ساخته شده‌است
کد خبر: ۱۳۱۸۷۷۸    تاریخ انتشار : ۱۴۰۴/۰۶/۲۹

گفت‌وگوی «جوان» با همسر سرهنگ شهید عزیز سیفی از شهدای فراجا که در حمله رژیم صهیونیستی در تهران به شهادت رسید
همسر شهید بودن، مسئولیت سنگینی است. باید هم مادر باشم و هم پدر بچه‌ها، چون جای پدر همیشه خالی است. همسرم بسیار نمونه و خوب بود، اما رفتنش مسئولیت بزرگی بر گردن من انداخت. زندگی‌ام حالا با گذشته فرق زیادی کرده است. من باید فرزندان‌مان را طوری تربیت کنم که شایسته خانواده شهید باشند، چیزی که خودش همیشه دوست داشت 
کد خبر: ۱۳۱۷۷۸۴    تاریخ انتشار : ۱۴۰۴/۰۶/۲۵

روایتی از زندگی شهید سعید قره‌داغی به روایت مادرش فهیمه حسینی و همسرش فاطمه محمدی به قلم محبوبه معظمی
آن روز هم مثل همیشه شیفت کاری سعید شش صبح تا شش عصر بود. صبح فاطمه بنا به حرف‌های دیروز سعید که بیشتر از شهادت بود، به سعید پیام داد و گفت: «لطفاً یه صدقه بده.» فاطمه آن روز مثل روز‌های دیگر جنگ نگران بود و دائم به موبایل نگاه می‌کرد که اگر پیامی رسید، خیلی زود ببیند
کد خبر: ۱۳۱۷۵۴۶    تاریخ انتشار : ۱۴۰۴/۰۶/۲۴

گفت‌و‌گوی «جوان» با همسر شهید سرهنگ دوم علی راضی از نیرو‌های فراجا که درحملات هوایی رژیم صهیونیستی به شهادت رسید
با همه سختی‌هایی که در مسئولیت‌های مختلف داشتند، علی‌آقا همیشه نسبت به شغل‌شان متعهد بودند. هیچ‌وقت پیش نیامد، بگویند: «من در این عملیات یا مأموریت شرکت نمی‌کنم.» یا بخواهند وظیفه‌شان را ترک کنند. همیشه به‌موقع در محل کار حاضر می‌شد و وظایفش را با جدیت انجام می‌داد. در مورد بیت‌المال هم بسیار حساس بود. به‌طوری‌که حتی یک برگه یا یک خودکار از محل کارشان به خانه نمی‌آورد. 
کد خبر: ۱۳۱۷۳۴۸    تاریخ انتشار : ۱۴۰۴/۰۶/۲۳

پرفروغ و گرمابخش همچون خورشید خوزستان /روایتی از زندگی فرمانده شهید غلامرضا محرابی
در سال‌های آغازین جوانی‌اش به مبارزات انقلابی پیوست و از میانداران نهضت امام خمینی (ره) در منطقه خود بود. پس از پیروزی انقلاب هم در سال‌۱۳۵۹ با دلبستگی به حفظ انقلاب و نظام مکتبی برآمده از آن، در سن ۱۹‌سالگی به سپاه پیوست. 
کد خبر: ۱۳۱۵۸۹۰    تاریخ انتشار : ۱۴۰۴/۰۶/۱۲

گزارش «جوان» از حضور در منزل سرهنگ شهید حاج‌حمید امیریان از فرماندهان پدافند هوایی ارتش در کرمانشاه که در حملات اخیر رژیم صهیونیستی به شهادت رسید
همسر شهید: خبر شهادت همسرم را خودم به بچه‌هایم دادم. وقتی دوستان و اقوام می‌خواستند بگویند، گفتم نه، خودم به آنها می‌گویم و همیشه به بچه‌هایم می‌گویم به مسیر پدرشان افتخار کنند. اولین چیزی که به بچه‌هایم گفتم درباره ظهور امام زمان (عج) بود. سپس درباره رجعت با آنها صحبت کردم. وقتی اولین بار خبر شهادت پدرشان را به آنها دادم، بچه‌ها لبخند زدند، چون می‌دانستند خون پدرشان زمینه‌ساز ظهور است 
کد خبر: ۱۳۱۵۴۱۹    تاریخ انتشار : ۱۴۰۴/۰۶/۰۹

گفت‌و‌گوی «جوان» با برادر و همسر سردار شهید جواد جورسرا از فرماندهان ارشد نیروی هوافضای سپاه که در تجاوز رژیم تروریستی اسرائیل به شهادت رسید
برادر شهید: برادرم و شهید مدافع حرم بلباسی هم سن و رفیق بودند و عکس‌های زیادی در اردو‌های مختلف دارند. خودم هم یک‌سال در کنار شهید بلباسی در بسیج دانشجویی کار کردم و معاون آموزش بسیج دانشجویی بودم. از سال ۱۳۷۳ جلساتی را بچه‌های سپاه در قائمشهر دایر کردند و من از نوجوانی به اتفاق شهید بلباسی و برادرم آقاجواد در این جلسات حضور داشتیم
کد خبر: ۱۳۱۵۴۱۸    تاریخ انتشار : ۱۴۰۴/۰۶/۰۹

گزارش «جوان» از حضور در منزل شهید پدافند هوایی ارتش سرهنگ امید رمضانی که به دست رژیم‌صهیونیستی به شهادت رسید 
سال ۸۵ یکی از برادرانم در یک تصادف از دست رفت. وقت تشییعش امید گفت: انسیه جان، می‌بینی برادرمان را روی دست می‌برند؟ یک روزی هم من را می‌برند! گفتم این حرفا چیست که می‌زنی؟! گفت حالا می‌بینی... روز تشییع پیکر برادر شهیدم، خیلی‌ها آمده بودند. من همراه با دختر‌های شهید پشت پیکر حرکت می‌کردیم از معراج شهدا تا مزارش در گلزار. نگاه به تابوت می‌کردم و مردمی که او را روی دست گرفته بودند. یاد حرف‌هایش افتادم که می‌گفت: «یک روزی من را هم روی دست می‌برند...»
کد خبر: ۱۳۱۳۰۳۹    تاریخ انتشار : ۱۴۰۴/۰۵/۲۶

گفت‌و‌گوی «جوان» با مادر شهید ابوالفضل رضایی روشن از شهدای حمله تروریستی اسرائیل و امریکا به ایران
بعد از مراسم پسرم، دو نفر از هم خدمتی‌هایش آمدند و گفتند: ما جان‌مان را مدیون ابوالفضل هستیم. وقتی جنگنده بار اول حمله کرد، ابوالفضل کمک‌مان کرد و ما را از خواب بیدار کرد و بیرون فرستاد. بعد دوباره خودش رفته بود، دوستان دیگرش را بیدار کند که جنگنده برای بار دوم حمله می‌کند و زیر آوار می‌ماند
کد خبر: ۱۳۱۳۰۳۶    تاریخ انتشار : ۱۴۰۴/۰۵/۲۶