۲۳خرداد ۱۴۰۴، روزی که تجاوز آشکار ائتلاف غربی_صهیونی به خاک ایران و ترور فرماندهان و دانشمندان ایرانی، پرده از چهره دشمن برداشت، بار دیگر نام و راه شهید سپهبد حاج قاسم سلیمانی را در ذهن و دل ملتها زنده کرد. در هنگامهای که جنگ ترکیبی دشمن از ترور تا تحریم، از عملیات روانی تا تجاوز نظامی، بر ملت ایران سایه افکنده است، میراث حاج قاسم (شهادتمحوری و بازدارندگی هوشمند) همچون چراغی راهگشا، مسیر مقاومت و عزت را روشن میسازد.
۱- حاج قاسم فرماندهی فراتر از مرزها: شهید حاجقاسم سلیمانی تنها یک فرمانده نظامی نبود؛ او معمار مکتبی است که در آن شهادتمحوری یک راهبرد عملیاتی است. او با تبدیل فرهنگ عاشورایی به مدل مقاومت منطقهای، توانست شبکهای از نیروهای مردمی و نظامی را در عراق، سوریه، لبنان، یمن و فلسطین به هم پیوند دهد. این شبکه مرزهای اتحاد نظامی را درنوردیده و به جبهه فرهنگی- هویتی تبدیل شد که دشمنان را در میدانهای مختلف زمینگیر کرده است.
۲- جنگ ترکیبی، چهره جدید دشمن: حملات ۲۳خرداد ۱۴۰۴ نشان داد؛ دشمن وارد مرحلهای تازه از جنگ ترکیبی شده است. این جنگ، ترکیبی از ترور هدفمند، تجاوز نظامی محدود، فشار اقتصادی، عملیات رسانهای و جنگ روانی است. هدف آن، شکستن اراده ملت ایران و محور مقاومت است. اما همانگونه که در سالهای گذشته تجربه شد، این ترکیب پیچیده، در برابر بازدارندگی هوشمند ایران و فرهنگ شهادتمحوری، به شکستهای پیدرپی منجر خواهد شد.
۳- بازدارندگی هوشمند، میراث عملیاتی حاج قاسم: بازدارندگی ایران دیگر صرفاً متکی بر قدرت سخت نیست؛ بلکه ترکیبی از قدرت سخت، قدرت نرم و قدرت هوشمند است. این همان میراث حاج قاسم است:
- قدرت سخت: توان موشکی، پهپادی و دفاعی ایران.
- قدرت نرم: فرهنگ شهادت، انسجام ملی و مشروعیت مردمی محور مقاومت.
- قدرت هوشمند: ترکیب این دو در قالب عملیاتهای دقیق، دیپلماسی مقاومت و مدیریت بحران.
این سهگانه، امروز به الگویی بدل شده که دشمن را در هر سطحی (از میدان نظامی تا عرصه رسانه) با شکست مواجه میکند.
۴- شهادتمحوری، موتور محرک مقاومت: شهادت حاجقاسم، همانند شهادت یارانش، (نه پایان راه، بلکه) آغاز مرحلهای تازه از الگوی مقاومت شد. فرهنگ شهادت، بهعنوان موتور محرک مقاومت، توانسته است نسل جدیدی از جوانان ایرانی و منطقهای را به میدان بیاورد. این فرهنگ، دشمن را با معمایی حلناشدنی روبهرو کرده است: چگونه میتوان ملتی را شکست داد که مرگ در راه خدا را زندگی و آغاز حیات طیبه میداند؟
۵- انسجام ملی در سایه تهدیدات: حملات اخیر نشان داد، هر تجاوز دشمن، بهجای شکاف، به انسجام ملی منجر میشود. مردم ایران، با یاد حاج قاسم، بار دیگر در برابر دشمن متحد شدند. این انسجام، نه تنها در سطح داخلی، بلکه در سطح منطقهای نیز بازتاب یافت؛ از بغداد تا بیروت، از صنعا تا غزه، نام حاجقاسم بهعنوان نماد مقاومت و ایستادگی، بار دیگر طنینانداز شد.
۶- پیام جهانی شهادت حاج قاسم: شهادت حاج قاسم، پیام روشنی برای جهان داشت: ایران و محور مقاومت، تسلیم پذیر نیستند. امروز، حتی در میان ملتهای غربی، صدای اعتراض به سیاستهای تجاوزکارانه امریکا و رژیم صهیونی بلند شده است. این همان اثرگذاری جهانی فرهنگ شهادت است؛ فرهنگی که مرزها را درنوردیده و به زبان مشترک آزادیخواهان جهان بدل شده است.
۷- آینده مقاومت؛ راهی که ادامه دارد: با وجود ترورها و تجاوزها، محور مقاومت نه تنها تضعیف نشده، بلکه از نظر کمی و کیفی در حال گسترش است. نسل جدید فرماندهان و نیروها، با الهام از حاج قاسم، راه او را ادامه میدهند. بازدارندگی هوشمند ایران، امروز نه یک شعار، بلکه یک واقعیت عملیاتی است که دشمن را در محاسباتش سردرگم کرده است.
۸- بازخوانی تاریخی، از دفاع مقدس تا امروز: میراث حاجقاسم را نمیتوان جدا از تاریخ دفاعمقدس فهمید. او از دل همان مدرسه برخاست؛ مدرسهای که در آن ایمان، ایثار و ابتکار، جایگزین تجهیزات پیشرفته شد. همان روحیه، امروز در برابر جنگ ترکیبی دشمن، بار دیگر به کار گرفته میشود. تاریخ نشان داده است، هرگاه ایران بر فرهنگ شهادت تکیه کرده، توانسته است بر پیچیدهترین بحرانها غلبه کند.
۹- دیپلماسی مقاومت، زبان تازه ایران در جهان: یکی از ابعاد کمتر دیدهشده میراث حاج قاسم، دیپلماسی مقاومت است. او نه تنها در میدان جنگ، بلکه در عرصه دیپلماسی نیز فعال بود. ارتباط با رهبران گروههای مقاومت، هماهنگی میان ملتها و ایجاد جبهه مشترک، بخشی از همان بازدارندگی هوشمند است. امروز، این دیپلماسی، به زبان تازه ایران در جهان بدل شده است؛ زبانی که بر پایه عزت و استقلال بنا شده و مخاطبانش فراتر از مرزهای منطقهاند.
۱۰- رسانهوجنگ روایتها: جنگ ترکیبی دشمن، بیش از هر چیز بر روایتسازی استوار است. ترور فرماندهان و دانشمندان، همراه با عملیات رسانهای، تلاشی برای تحریف واقعیتهاست. اما فرهنگ شهادت، خود یک روایت قدرتمند است؛ روایتی که با اشک و خون، با خاطره و حماسه، در دل ملتها حک میشود و هیچ رسانهای قادر به خاموش کردن آن نیست. حاج قاسم، خود یک روایت زنده بود؛ روایتی که امروز در قالب فیلمها، کتابها و خاطرات، به نسلهای آینده منتقل میشود.
۱۱- مسئولیت امروز، ادامه راه با عقلانیت و ایمان: ششمین سالگرد شهادت حاج قاسم، تنها یک یادآوری نیست؛ یک مسئولیت است. مسئولیت برای فرماندهان، مسئولیت برای نخبگان، مسئولیت برای رسانهها و مسئولیت برای مردم. ادامه راه حاجقاسم، یعنی ترکیب عقلانیت راهبردی با ایمان عاشورایی. این ترکیب، همان چیزی است که دشمن را سردرگم کرده و ایران را در برابر طوفانها پایدار نگاه داشته است.
۱۲- حاج قاسم سلیمانی الگوی جاودانه مقاومت: شهید سلیمانی با شهادتش، الگویی جاودانه برای ایران و جهان بهجا گذاشت. الگویی که در آن، شهادتمحوری بهعنوان موتور مقاومت و بازدارندگی هوشمند بهعنوان راهبرد عملیاتی، توانستهاند در برابر پیچیدهترین جنگ ترکیبی دشمن، ملت ایران را سربلند نگاه دارند. حملات ۲۳خرداد ۱۴۰۴، اگرچه تلخ و سنگین بود، اما بار دیگر نشان داد خون شهیدان، انسجام ملی و منطقهای را تقویت میکند و دشمن را در میدانهای مختلف ناکام میسازد.
امروز، در ششمین سالگرد شهادت حاجقاسم، ایران و محور مقاومت با صدایی رسا اعلام میکنند: راه حاجقاسم ادامه دارد، بازدارندگی هوشمند پابرجاست، و فرهنگ شهادت، همچنان دشمن را به زانو درخواهد آورد. این پیام، نه تنها برای ایران بلکه برای همه ملتهای آزاده جهان، راهی روشن و غرورانگیز است.