سرویس فرهنگ و هنر جوان آنلاین: کوین اسپیسی، همان فرانک آندروود سریال «خانه پوشالی» سال۲۰۱۳ با اشاره به اینکه نتفلیکس، منبع جدید سرگرمی است، یک سوال مهم پرسید: «آیا ۱۳ساعت تماشای پشتسر هم یک سریال، واقعا فرقی با فیلم دیدن در سینما دارد؟» او به جذابی و سرگرمیسازی فکر میکرد و درست هم میگفت. صدسالگی سینما، زمان خوبی بود که منتظر یک تحول جدید در صنعت سرگرمی جهان باشیم. نتفلیکس در سال۱۹۹۷ اگرچه احتمالا خودش هنوز نمیدانست، تولد سینما را به اعلام وجود خود جشن گرفت. حالا مردم به جای آنکه مجبور باشند برای تماشای فیلم به سالن سینما بروند یا برای دیدن قسمت بعدی سریال مورد علاقهشان یک هفته منتظر تلویزیونهای کابلی بمانند، به لطف کسانی که ایده فیلم را با ایده اینترنت ترکیب کردهاند، میتوانند هرجا و در هر زمان، به تماشای فیلم بنشینند، اما موفقیت نتفلیکس مرهون زنجیره گستردهای از عوامل است که باید حلقهبهحلقه آنها را جدا بررسی کنیم تا هم از این مهندسی معکوس چیزی گیرمان بیاید و هم مراقب حلقههای ناجورش باشیم.
حلقه اقتصادی
نتفلیکس هماکنون در ۱۹۰کشور جهان، بیش از ۱۶۷ میلیون مشترک دارد که برای عضویت، حق اشتراک را خریداری کردهاند که ۶۱میلیون نفر از آنان، مشترکان آمریکایی هستند. این شرکت در سال۲۰۱۹ با درآمدی بالغ بر ۲۰میلیارد دلار، موفق به کسب سود خالصی نزدیک به دو میلیارد دلار شد. اگرچه این اعداد بزرگ در مقایسه با بازاری که ما میشناسیم، دستنیافتنی به نظر میرسند، اما به این معنا نیستند که نتفلیکس در مقایسه با رقبای خود همیشه موفق بوده است. اوایل تابستان سال گذشته بود که نتفلیکس از کاهش اشتراک پرداختی خود به پایینترین نرخ رشد سهماهانه طی سه سال گذشته خبر داد و در نتیجه سقوط ۱۱ درصدی سهام شرکتش را تجربه کرد. سایت تخصصی «market watch» نوشت: این سقوط ناامیدکننده نشان میدهد که سرمایهگذاری نتفلیکس در بخش تولید نتوانسته است سود پایدار قابل رقابتی را برای آن به همراه بیاورد. این پایگاه، فقدان محتوای اجارهای، افزایش ورود پلتفرمهای رقیب و افزایش قیمت اشتراک را از علل این سقوط برشمرده و پیشبینی کرده بود که این اتفاق برای سرمایهگذاران نتفلیکس به معنی کاهش روزافزون خرید اشتراک خواهد بود.
همین پایگاه در گزارش جدیدش با مقایسه دیزنی، آمازون و نتفلیکس حتی شرایط خانهنشینی را هم به نفع نتفلیکس ارزیابی نکرده است. طبق این گزارش، از ابتدای فراگیری بحران کرونا، Disney+ و Hulu (هر دو متعلق به دیزنی) هرکدام ۲۹ و ۲۱درصد افزایش مشترک را تجربه کردهاند. این درحالی است که همین رقم برای نتفلیکس ۱۵ درصد و برای Apple TV+، ۱۰ درصد بوده است. خطرناکتر اینکه سرویس ویدئویی جدید آمازون هم از ابتدای مارس، در چهار انتخاب اول مردم قرار گرفته است. با این حال برخی کارشناسان این پایگاه پیشبینی میکنند که نتفلیکس، رشد متوسط کوتاهمدتی در ایام کرونا خواهد داشت، اما با پایان بحران، دوباره رکود خواهد کرد.
حلقه سیاسی
اگر سیاست را به سیاست داخلی آمریکا محدود کنیم، شاید این موضوع که «رید هیستینگز» مدیرعامل نتفلیکس در سال۲۰۱۶ رسماً از هیلاری کلینتون، نامزد دموکرات حاضر در انتخابات حمایت کرد، چون دونالد ترامپ را «عامل نابودی بیشتر چیزهایی که آمریکا را ساختهاند» میدانست، نکته مهم و قابل ذکری به نظر برسد. اتفاقی که البته نمونههای دیگری هم نظیر مخالفت نتفلیکس با قانون منع سقط جنین در ایالت جورجیا بهعنوان خط مقدم جدال محافظهکاران و لیبرالها دارد و این شرکت را عملاً در موضع دموکراتها قرار میدهد.
قرارداد همکاری مدیر محتوایی نتفلیکس با باراک اوباما و همسرش برای تولید چند فیلم و برنامه تلویزیونی جدید در سال۲۰۱۸ هم که خشم جناح محافظهکار را برانگیخت، یکی دیگر از آن نمونههایی است که این شرکت را در جبهه دموکراتها قرار میدهد. درواقع در مرزهای ایالات متحده، نتفلیکس را بیشتر رسانهای متمایل به چپها میدانند که در محتواهای منتشرهاش از خدمت به آنها و تحقیر جناح مقابل کم نگذاشته است. یکی از پایگاههای اینترنتی در تحلیل این مسأله، مانور روی مکالمات غیراخلاقی ترامپ با یک گوینده در یک تاکشوی رادیویی را در یکی از مستندهای منتشر شده توسط نتفلیکس، از جمله شواهد تعارضاتش با جناح راست دانسته و محتوای برخی دیگر از این مستندها را هم در همین راستا ارزیابی کرده است.
اما آیا این مسأله برای تحلیل سیاستهای نتفلیکس در قبال سایر کشورها هم فاکتور مهمی محسوب میشود؟ منطقی است اگر قبل از قضاوت فکر کنیم این شرکت هم نظیر سایرین در حیطه قوانین ایالات متحده و منافع ملی آن عمل میکند. از آن گذشته سیاستگذاران و تولیدکنندگان محتوا با سیاستهای از پیش تعیینشدهای به سراغ تولید در رابطه با سایر کشورها میروند و قطعاً شناخت آنها را از صفر شروع نمیکنند. شناخت این سیاست در نتفلیکس چندان دشوار نیست. کافی است نگاهی به خط محوری تولیدات آن با موضوع کرهشمالی، چین، ایران، روسیه و سایر کشورهای متخاصم بیندازیم و از طرف دیگر فیلمها و مستندها درباره همپیمانان آمریکا را هم مدنظر قرار دهیم. شاید قدرت نتفلیکس در حلقه سیاسی زنجیرهای که تولیداتش را میسازد نباشد، اما پیوستی اجتنابناپذیر از آن است که چاشنی خوراک سرگرمیسازش برای جهان میشود.
کافی است فرض کنیم اگر فیلیمو بهعنوان یک سامانه ایرانی انتشار محتوای تصویری آنلاین میتوانست از میان مردم ۱۹۰کشور جهان، مشترکانی داشته باشد، چه موضوعات و محتواهایی مورد علاقهاش بود تا آنها را گوش این مشترکان چندصد میلیونی برساند.