باور حرفهایشان کار سادهای نیست. این بیاعتمادی حاصل پارادوکسهای پرتعدادی است که دیگر همه چیز را لوث کرده است. این، اما گویی کوچکترین اهمیتی برایشان ندارد که همچنان با همین فرمان پیش میروند.
پیشتر حساب و کتابی داشت تناقضگوییهایشان و اجازه میدادند آبها از آسیاب بیفتد و برای نقض حرفهای قبلی جو آرام شود. حالا، اما حاضر به دادن زمان هم نیستند برای هضم حرفهایی که هر روز به یک رنگ است و این نشان میدهد که کمترین اهمیتی ندارد که افکار عمومی میتواند با حرفهای دور از واقعیتشان کنار بیاید یا نه!
نیازی نیست خیلی دور برویم. نبش قبر نمیخواهد اثبات بیپرواییهایشان برای گفتن حرفهای ضد و نقیض. داستان ویلموتس هنوز تازه است و ماجرایش به دست فراموشی سپرده نشده، مرد بلژیکی نیمکت تیم ملی که هرگز کسی حاضر نشد بندی از قراردادش را فاش کند. سرمربی که حضورش روی نیمکت تیم ملی عمر کوتاهی داشت، اما هزینه هنگفتی روی دست فوتبال گذاشت. هزینهای نجومی که وقتی با واکنش رسانه و انتقادها مواجه شد به پای پولهای بلوکه شده ایران در فیفا زده شد. همان پولهای بلوکه شدهای که گاه دستآویز خوبی بود برای ناله کردن فدراسیون از نداری در عین دارایی، وقتی تاج تأکید داشت به دلیل تحریمها نمیتوانند دست به آن بزنند!
۵ /۲ میلیون دلار که فوتبال ایران در فیفا داشت و توان برداشت از آن را به دلیل تحریمهای خصمانه امریکا نداشت، حالا در داستان ویلموتس شده بود فرشته نجات فدراسیون، وقتی نوک پیکان انتقادات فدراسیون فوتبال و وزارت ورزش را نشانه رفت که چرا باید برای پرداخت این مبلغ کلان به جیب مردم دستدرازی شود.
مبلغ ۳۰ میلیارد تومان توسط مدیرعامل یک پتروشیمی و از حساب ارزی خارج از کشور این پتروشیمی، بدون اخذ مصوبه هیئت مدیره مرکزی به مارک ویلموتس، سرمربی تیم ملی پرداخت شده و حتی بسیاری بر این باور بودند که با ورود بازرسی و قوه قضائیه به قصد حمایت از حقوق سهامداران، احتمال بازداشت افرادی در این زمینه وجود دارد!
اما در اوج انتقادها به نحوه پرداخت مطالبات ویلموتس، روابط عمومی فدراسیون فوتبال توضیحاتی درباره قرارداد مارک ویلموتس ارائه کرد و مدعی شد که کل دستمزد کادر مربیان خارجی تیم ملی چه در زمان آقای کیروش و چه آقای ویلموتس از محل عواید فیفا که جهت توسعه فوتبال پرداخت میشود، پرداخت شده و ارتباطی با منابع داخلی نداشته و ندارد. در واقع فدراسیون فوتبال رسماً دستدرازی به جیب مردم و استفاده از منابع داخلی برای پرداخت مطالبات تیم ملی را انکار کرد. البته این مسئله را وزیر ورزش هم در صحبتهای خود تأیید کرده بود، اما به فاصله چند روز، سلطانیفر با چرخشی جالب توجه صحبتهای قبلی خود را نقض و تأکید کرد که با توجه به فشارهای ناشی از تحریم ظالمانه، فیفا نمیتواند بدون مجوز وزارت خزانهداری امریکا حقوق حقه و مطالبات فوتبال ایران را بپردازد و فدراسیون فوتبال ناچار شده با استقراض از یکی از شرکتهای داخلی که با مصوبه ستاد مقابله با تحریمها صورت گرفته، حقوق سرمربی تیم ملی را بپردازد و باید قرض خود را فروردین سال آینده پرداخت کند.
پذیرفتنی نیست؛ این حجم از تناقضگویی از مسئولان بالارتبه فوتبال ایران پذیرفتنی نیست. آقایانی که انتظار میرود صادقانه برای مردم شفافسازی کنند و در خصوص تصمیمات خود و اشتباهاتشان تصمیم بگیرند، چشم در چشم مردم حرفهایی را به زبان میآورند که منطبق بر واقعیت نیست و نتیجهای جز بیاعتمادی ندارد، بیاعتمادی که رایزنی تاج با اینفانتینو در قطر و حاشیه رقابتهای جام باشگاههای جهان برای برداشت از پولهای ایران در فیفا را باورپذیر نمیکند، وقتی با استناد به حرفهای خود آقایان دسترسی به این پولها گاهی امکانپذیر است و گاهی نه!
تحریمهای ظالمانه امریکا را نمیتوان منکر شد. درست همانطور که مشکل انتقال ارزی را نمیتوان رد کرد. اما واقعیت پیش از تحریمهای ظالمانه امریکا و مشکل انتقال ارزی، مسئله عدم صداقت مسئولان رده بالای ورزش ایران با مردم است. عدم صداقت آقایانی که کنار گذاشتن حرفهایشان در همین چند ماه اخیر موجی از بیاعتمادی تأسفباری را ایجاد کرده که بزرگترین ضربه به ورزش کشور است، اما گویی این مسئله کمترین اهمیتی برایشان ندارد که تغییری در رویهای که در پیش گرفتهاند، نمیدهند!