فرصت حضور در رقابتهای بینالمللی نظیر المپیک، جام جهانی یا رقابتهای آسیایی بهترین زمان برای معرفی درست و صحیح فرهنگ، اعتقاد، سنتها و باورهای کشورمان است.
در شرایطی که استکبار جهانی با بهرهگیری از بنگاههای خبرپراکنی و قدرت تبلیغاتی خود چهرهای غیرواقعی از کشورمان به جهان نشان میدهد، عرصه رقابتهای بزرگ ورزشی بهترین فرصت برای خنثی کردن این اقدامات و معرفی درست و صحیح فرهنگ غنی ایرانی – اسلامیمان به دنیاست. البته طی تمام این سالها نتوانستهایم بهدرستی از این فرصت استفاده کنیم و مسئولان بلندپایه ورزش در این زمینه نتوانستهاند آنطور که باید و شاید برنامهریزی کنند و صرفاً به برخی کارهای ابتدایی و دمدستی، آنهم بدون هماهنگی با مراجع ذیصلاح نظیر وزارت امور خارجه و سفارتها بسنده کردهاند، اما اتفاقی که اخیراً رخ داده نشاندهنده بیخیالی کامل مسئولان و اهمیت ندادن به این مسئله مهم است.
واگذاری امور فرهنگی المپیک ۲۰۲۰ توکیو از سوی کمیته ملی المپیک به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از آن دست اتفاقاتی است که نشان میدهد از همین حالا باید فاتحه کار فرهنگی درست در توکیو را خواند. اینکه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بدون اینکه کوچکترین شناختی نسبت به فضای رقابتهای ورزشی داشته باشد، چگونه قرار است برای مباحث فرهنگی آن برنامهریزی کند، اولین سؤالی است که به ذهن خطور میکند.
دومین سؤال وقتی مطرح میشود که متوجه میشویم وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی طی سالهای گذشته در رسیدگی به بدیهیترین امور داخلی مربوط به خود باز مانده است. وضعیت نابسامان نشر، اوضاع بد سینما و فیلم، آینده نامعلوم موسیقی و ... نشاندهنده این واقعیت است که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی حتی از پس وظایف محوله خود نیز برنمیآید، حالا چگونه قرار است به صرف تشکیل ستادی با عنوان ستاد فرهنگی المپیک ۲۰۲۰ برای معرفی درست کشور در بزرگترین آوردگاه ورزش جهان برنامهریزی کند؟
آنچه مسلم است تهیه گیفت و فلش ایرانشناسی، حضور هواداران ایرانی ساکن در کشور میزبان، هماهنگی تورهای داخلی، برنامههای ویژه برای دانشآموزان کشور میزبان، تماماً کارها و البته نقشهها و شعارهایی است که طی تمامی ادوار حضور ورزشکاران ایران در المپیک، جام جهانی و بازیهای آسیایی یا به بدترین شکل ممکن انجام شده یا صرفاً در حد شعار باقی مانده که طبیعتاً از عهده مسئولان سابق این کار باز هم برمیآید و شاید تجربههای گذشته در المپیک ۲۰۲۰ به کارشان بیاید، اما واگذاری این مهم به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ناکاربلد در این حوزه عین خودزنی است. این در حالی است که به اعتراف بسیاری از شاهدان عینی حاضر در مسابقات و تورنمنتهای قبلی یکی از مشکلات همیشگی ما در مسابقات بینالمللی ضعف جدی در مباحث دیپلماسی ورزشی و عدم ارتباط منطقی بین دستگاه ورزش با وزارت امور خارجه، سفارتخانهها و کنسولگریها در خارج از کشور است. نکتهای که باز هم باعث مطرح شدن این سؤال میشود که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی چگونه قرار است این کار را انجام دهد؟
تمامی این موارد را بگذارید کنار این مسئله که هم وزارت ورزش و هم کمیته ملی المپیک و هم فدراسیونهای ورزشی خود صاحب تشکیلات عریض و طویل معاونت فرهنگی هستند که طبیعتاً وظیفه انجام این کار را دارند. بنابراین به نظر میرسد نادیده گرفتن این معاونتها و سپردن تمام و کمال امور فرهنگی کاروان اعزامی ایران به بازیهای المپیک ۲۰۲۰ ژاپن به وزارت ارشاد تنها با اهداف سیاسی و البته با نگاه بدبینانهتر برخی زد و بندهای پشت پرده صورت گرفته باشد. مسئلهای که تنها به ضرر کشور و امور فرهنگی آن تمام میشود و باید شاهد این باشیم که حتی بهرغم این همه بریز و بپاش و شعارهای دهان پرکن باز هم در زمینه فرهنگی از المپیک دست خالی باز میگردیم.