فرشید گودرزی
شکی نیست که اکثر قاطع و نزدیک به همه رأیدهندگان به هر یک از چهار نامزد ـ تأکید میشود نه تنها حامیان احمدینژاد که تقریباً تمامی حامیان هر یک از چهار نامزد محترم ـ نه تنها تنشان برگرفته از این آب و خاک است که تعلق خاطر و روح و جانشان نیز در گرو و خاطرخواه سلامت این آب و خاک و مردمان آن ـ همان هموطنانشان ـ و دین و ایمانشان است. نویسنده در اینجا به هیچوجه سر آن نیست که بخواهد بر سر چرایی و ملاک انتخاب دیگر هموطنانش که به دیگر نامزدهای محترم به ویژه آقای میرحسین موسوی رأی دادند چالش ایجاد کند که ایشان نیز قطعاً استدلالهای خاص خویش را داشتهاند (چرا؟ زیرا چیزی که در این میان، لابد و قطعاً فراتر از همه سلیقهها و حب و بغضها برای ایشان نیز مهم بوده است چنانکه از هر ایرانی غیور و اصیلی انتظار میرود، همانا خواست قلبی سعادت و سلامت کامل کشور و نظام و ملت بزرگ و نیز ذرهای دشمن شاد نشدن ایشان است) بلکه میخواهد در کنار همه هممیهنان باصفایی که با آن قصد و غایت لایتغیر به آقای موسوی رأی دادند رویکرد و واکنشی «از نوع دیگر»را به نظاره بنشیند. عزیزان هموطن، شما دیدید که همزمان با بیگانگان ـ همانها که نه به سعادت ما که به استثمار ما میاندیشند ـ افراطیان داخل نیز در این انتخابات و پیشتر از آن اصولگرایان و حامیان احمدینژاد را به حمایت صرف و بیحد و مرز از وی متهم میساختند، آن القائات را که یادتان هست! حال اینجانب شما را به یک علامت بزرگ راهنمایی میکنم تا خود ببینید و قضاوت کنید. قضاوت کنید هنگامی که اصولگرایان اشتباه و ذرهای تأخیر از امر رهبری نظام را از ایشان دیدند هرچند به زعم نگارنده با لحاظ رضایت در حد مطلوب مقام ولایت از ایشان و نیز شخصیت و رویه متداول ایشان و نیز روشنگری بعدیشان در ولایتمحوری، به نظر میرسد استنباطشان از آن نامه، سفارش و توصیه بوده است نه امر حکومتی و ولایی ـ اینکه در آن شرایط ـ با وجود علاقهای که به او به خاطر عملکرد مشهود و نزدیک و پیش چشم چهار سالهاش دارند ـ همه و همه چه در رسانهها و نشستهای علنی و چه در نشستهای خصوصی به تقبیح این تأخیر (نه خودداری و رد و استنکاف) مبادرت کردند آیا این علامت خوبی است یا نه؟! ما هموطنان شما این را نه شخصمحوری بلکه عین حقمحوری غالب برادران اصولگرایتان میدانیم. آیا حقمداری و حق را میزان اشخاص گذاردن خوب نیست؟! مسلماً پاسخ شما نیز مانند ما مثبت است. هممیهنان اصلاحطلب خوب ما، حتماً شما نیز خوب واقفید که پیروی بیچون و چرا صرفاً از حضرات معصومین و مقدسین معقول است و در غیر این موارد هر گونه پیروی بیحد و مرز از اشخاص بدون دقت در صحت راهی که پی گرفته و به آن میکشانند، «لجاجت» و گاه دور از شأن تمامی شما باصفایان ممکن است «حماقت» تلقی شود. شما خوبان در حالی که پیوسته علاقهمند به کشور و دین و ملت بوده و هستید در عین حال به هر دلیلی که به خودتان مربوط است به آقای موسوی رأی دادید تا اینجایش حرفی نیست ولی آیا بهتر نیست در راستای همان حقمحوری و نه شخصمحوری که صحبتش را کردیم مانند برادران و خواهران اصولگرایتان استقلال و جسارت ذاتی خویش را ـ همانگونه که همکیشان اصولگرایتان در برابر منتخبشان بروز دادهاند ـ بروز دهید و شما نیز نشان دهید که تابع صرف و شخصگرا نیستید و حقگرا هستید؟! انتظار میرود خود شما ورود کرده اجازه ندهید که منتخبتان خودسرانه راه غیرقانونی را که پیش گرفته با همراهی خدای ناکرده چشم و گوش بسته برخی دوستان ادامه دهد. انتظار نه تنها ما که هموطن شماییم که عقل و منطق و شرع مقدس و سیره حقمداری از شما دوستان این است که در مقابل تکتک واکنشهای غیرمنطقی و ادعای تقلبها و دعوت به آشوبهایی که کردند و در برابر کنار گذاشتن مسیر باز قانون که به نظر ما بهرغم اذعان به التزام به آن از ایشان مکرر دیده شد، خودتان از ایشان دلیل و مدرک محکمهپسند و مصداقهای تخلف مؤثر در نتیجه را مطالبه کنید و بعد خود تدبر فرمایید و جوابها را با عقل و شرع بسنجید و در نهایت اگر او را برحق و واقعاً مظلوم یافتید از او بخواهید که به جد در مسیر قانونی (همان قانونی که مدام از محاسن آن سخن گفتند و دولت را به گریز مدام از آن ـ یعنی همین قانون موجود ـ متهم میکردند) پیگیری کند و راه قانون را برگزیند و اگر هم انصافاً به این نتیجه رسیدید که میخواهند از قوای شما به هر قیمتی برای پیشبرد اهداف خودشان هر چند آن اهداف خلاف حق باشند، بهرهبرداری کنند خود او را کنار بگذارید و از حمایتهای خود او را بینصیب سازید. برادران و خواهران ایرانی کجای این منطق خدشه دارد و آیا این راهکار عین حقمداری و حقمحوری و دوری از شخصمحوری نیست؟! و آیا این به عقل و منطق و حکمت نزدیکتر نیست؟! بنابراین بد نیست از سر کنجکاوی و حقطلبی هم که شده از ایشان بخواهید که مدارک عقل و محکمهپسند و مؤثری اگر دارد لااقل حال که مدت قانونی سپری شده!! و بعد از اینکه صحت انتخابات و ادعای واهی تقلب مشخص شده ارائه دهد و تازه اگر هم سند اثرگذار جدیدی آورد باید دوستان پاکدل ما از او بپرسند که به چه انگیزهای این مدارک را تا به حال طرح نکردی و انگیزه واقعیات از این پنهانکاری چه بوده است؟!