فرين ثاني
چهارسال پس از انتشار کتاب منشا انواع داروين، ساموئل باتلر رمان نويس شهير، نظريه اي درباب سير تکامل ماشينها ارائه کرد. از آن زمان تا کنون تعداد اندکي از افراد راه او را رفته يا دقيقاً به اين موضوع اشاره داشتهاند. البته دليلي که براي اين موضوع ارائه ميشود، اين است که هر فناوري نوظهور طراحان مختلفي دارد و با ايدههاي مختلفي شکل گرفته که تنوع گستردهاي به آن ميبخشد. از اين گستره متنوع برخي از فناوريها به خاطر کارايي بالايشان انتخاب شده و البته در آينده عرصه را به فناوريهايي با طراحيهاي جديدتر که تفاوت جزئي با نمونههاي قديمي دارند، واگذار ميکنند. انباشت يکنواخت اين تفاوتها به تولد فناوريهاي فوق العاده و در نهايت تکامل فناورانه ميانجامد. اين روند منطقي به نظر ميرسد و تقريبا در مورد تمامي فناوريهاي موجود صدق ميکند. به طور قطع، توليد تلفن همراه يا ساخت بالگرد مرهون طراحيهاي خلاقانه و پيشرفتهاي فناورانه است. از طرفي برخي موارد نقض مانند موتور جت يا کامپيوتر وجود دارند که حاصل انباشت يکنواخت تغييرات در پيستون موتور يا توسعه ماشين حسابهاي الکترومکانيکي نيستند. به اين ترتيب اين طور به نظر ميرسد که نظريه تکامل داروين درباره فناوريها کاربردي ندارد. بنابراين نظريه تکامل در مورد فناوريها چه معني ميتواند داشته باشد؟ بالاخره فناوريها حاصل گردهم آمدن مجموعهاي از فناوريهاي پيش از خود هستند يا نه؟ دبليو برايان آرتور، استاد مدعو مؤسسه سانتافي در نيو مکزيکو است که موفق به کسب جايزه شومپيتر در بخش اقتصاد و جايزه لاگرنگ براي علوم دقيقه نيز شده، براي پاسخ به سوالاتي که براي همه ما درباره فناوري و تکامل مطرح است. در کتاب خود به نام ماهيت فناوري، بحث تکامل را در اين حوزه به چالش کشيده است. او معتقد است که فناوريها سير تکاملي داشتهاند. البته براي درک اين موضوع نبايد رويکردي بيولوژيک داشت بلکه بايد مستقيما به فناوري انديشيد.
چرخه تکامل در دنياي فناوري
براي شروع ميتوانيم به اين موضوع فکر کنيم که تمامي فناوريها هدفي را دنبال ميکردهاند؛ تمامي آنها باري از دوش مشکلات برداشتهاند و البته اين کار را با استفاده از آنچه در جهان موجود بوده به انجام رساندهاند. بنابراين، يک سري کنشهاي موجود، اهداف و روشها و به عبارت ديگر، برخي فناوريهاي موجود، براي خلق راهکارهاي تازه يا فناوريهاي نوين مورد استفاده قرار گرفتهاند. براي درک اين مسأله بياييد نگاهي به سيستم موقعيتياب جهاني(GPS) بيندازيم. اين سيستم زماني که طول ميکشد سيگنالها به يک مکان خاص برسند را از طريق چهار يا چندين ماهواره محاسبه ميکند.
با دانستن اين زمان و موقعيت ماهوارهها، سيستم دقيقا محلي که در آن قرار دارد را موقعيت يابي ميکند. بنابراين يک سيستم GPS از فناوري موجود ماهواره، تراشههاي کامپيوتري، گيرندههاي راديويي، فرستندهها و ساعتهاي اتمي استفاده ميکند. بنابراين فناوريهاي نو، ترکيبي از فناوريهاي موجودند. البته با جلورفتن در اين بحث به نتيجه ميرسيم که اين همه ماجرا نيست.
فناوري ديگري مانند رادار را در نظر بگيريد. در ظاهر امر اين فناوري مستقل به نظر ميرسد، اما در ساخت رادار از پديدههاي نويني استفاده شده و برخي ديگر پديدهها تحت کنترل درآمده است. رادارها از فرستندههاي راديويي فرکانس بالا، مدارات و گيرندههايي براي کنترل اثرات امواج راديويي استفاده ميکند. بنابراين حتي در مورد اين فناوري هم ما به مکانيسم مشابهي ميرسيم؛ امکان ساخت فناوريهاي نو با ترکيب فناوريهاي قديميتر ميسر شده است. به طور خلاصه، سير تکامل در دنياي فناوري اين گونه است: فناوريهاي نو از ترکيب فناوريهاي موجود ايجاد ميشوند و در سوي ديگر ماجرا، خود تواني براي ايجاد فناوريهاي بعدي ايجاد ميکنند. در واقع برخي از اين فناوريها براي ديگر پديدههاي نو، به مثابه خشت اول محسوب ميشوند.
برايان آرتور اين مکانيسم را سير تکامل ترکيبي نام گذاري کرده که برآيند جالب توجهي هم دارد. از آنجا که فناوريهاي نو از دل امکانات موجود بيرون ميآيند ميتوان گفت مجموعه فناوري، خود را از طريق خود ميسازد. به زبان سيستمي، فناوري autopoietic است( اين کلمه از زبان يوناني گرفته شده و به معناي آفريدن و خلق خود است). البته فناوري به طور مستقل اين کار را انجام نمي دهد بلکه اين انسان است که وقوع چنين امري را ميسر ميسازد. اين اتفاق مشابه رخدادي است که براي ساخت صخرههاي مرجاني ميافتد. مرجانها با همکاري ارگانيسمهايي کوچک تر خودشان را ميسازند.
آفرينش خود
خودآفريني يا همان Autopoiesis به ما ميگويد: تمامي فناوريها بر فراز هرمي از اجداد خود ميايستند؛ تمامي فناوريهاي آينده ريشه در فناوريهاي موجود دارند( البته اگرچه ما گاهي اوقات در توضيح چگونگي اين امر در ميمانيم)؛ ارزش يک فناوري تنها به کاري که انجام ميدهد نيست بلکه فناوريهايي که به کمک آن در آينده خلق خواهند شد نيز در ارزش گذاري آن مؤثر است. به علاوه تاريخ فناوري، مجموعه اي از اکتشافات مستقل نيست بلکه در داستان تکامل، همه فناوريها، روشهاي ساخت و پديدههايي که تحت سيطره در ميآيند، به هم مرتبطند. در زمان انسانهاي اوليه، بشر از پديدههاي دم دستي استفاده ميکرد. فرآوري اليافي که انعطاف داشتند و کش هم ميآمدند به ساخت ريسمان يا چيزي شبيه اين منجر شد. سايش و اصطکاک، گرما توليد کرد و آتش ذوب فلزها را ممکن ساخت: توليد ابزارهاي فلزي، ترکيب ريسمان و فلز به ساخت ديگر ابزارها منجر شد و اين روند همچنان ادامه يافت. در دنياي مدرن نيز، ترکيب مواد شيميايي و الکتريکي به خلق هزاران پديده نوين منجر شده است. ترکيب اينها شيمي صنعتي، تلفن، راديو، کامپيوتر و اينترنت را به ما ارزاني داشته است. تنها طي هزاره اخير، اندکها به انبوه و سادگي به پيچيدگي بدل شده تا از سنگ آسياب به پديده اي مانند گوشيهاي آيفون برسيم.