سرویس بینالملل جوان آنلاین: ونزوئلا در سالهای اخیر یکی از کشورهای با وضعیت بحرانی در منطقه امریکای لاتین بوده است. این کشور به ویژه در دو سال گذشته با افزایش ابعاد بحران اقتصادی و تورمی که در پایان سال ۲۰۱۸ به بیش از یک میلیون درصد رسید، به عرصه کشمکشهای داخلی و خارجی تبدیل شده است. در شرایط کنونی عرصه داخلی این کشور صحنه تنشهای بین دولت قانونی به رهبری نیکلاس مادورو رئیسجمهوری و خوان گوایدو رئیس پارلمان است که پس از انتخابات اخیر ریاست جمهوری، خود را رئیسجمهور خودخوانده نامیده است. در ادامه این تعارضات داخلی، در عرصهبینالمللی نیز امریکا و اتحادیه اروپا گوایدو و پارلمان ونزوئلا را ارگان مشروع و دموکراتیک این کشور مینامند و در طرف مقابل نیز کشورهای روسیه، ایران و چین نیز با حمایت از مادورو، وی را رئیسجمهور و نماینده قانونی این کشور تلقی میکنند.
روسیه از مهمترین کشورهایی است که در عرصه بینالمللی حامی دولت فعلی ونزوئلا به شمار میرود. پوتین رئیسجمهور روسیه در جریان سفر دسامبر سال ۲۰۱۸ مادورو به مسکو حمایت کامل خود و دولت روسیه را از وی اعلام داشت و تصریح کرد مسکو هرگونه تلاش برای اقدامات تروریستی و هر تلاشی برای توسل به زور به منظور تغییر اوضاع در ونزوئلا را محکوم میکند. پوتین همچنین در روزهای اخیر در تماس تلفنی با مادورو، مداخله در امور داخلی ونزوئلا را نقض سنگین حقوق بینالملل دانست و بر ادامه همکاریهای بین دو طرف به ویژه در راستای جلوگیری از اقدام نظامی امریکا علیه کاراکاس تأکید نمود. رویکرد روسیه در رابطه با ونزوئلا را میتوان در ابعاد روابط دوجانبه مسکو و کاراکاس همچنین نقش ساختار نظام بینالمللی در این عرصه مورد تحلیل قرار داد. در زمینه روابط دوجانبه این دو کشور باید گفت: با وجود زمینههای فراوان برای گسترش روابط روسیه با ونزوئلا از جمله فعالیت شرکتهای بزرگ نفتی و گازی در روسیه و تلاش آنها برای یافتن منابع و فرصتهای جدید، سیاست خارجی روسیه به طور عمده مبتنی بر قراردادهای فروش سلاح و در مرحله دوم عقد موافقتنامههای اقتصادی بوده است. کاراکاس در فاصله بین سالهای ۲۰۰۵ تا ۲۰۰۷ نیز اقدام به خرید تسلیحات نظامی به ارزش تقریبی ۴ میلیارد دلار از روسیه از جمله جنگندههای سوخو، هلیکوپتر و بیش از ۱۰۰ هزار قبضه سلاح سبک به ویژه سلاح کلاشنیکف کرد. در ادامه مناسبات دو کشور، در سال ۲۰۰۸ ناوهای جنگی روسی برای نخستین بار پس از پایان جنگ سرد وارد آبهای امریکای لاتین شدند و با ارتش ونزوئلا رزمایش مشترک نظامی برگزار کردند. مسکو در فاصله سالهای ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۱ پس از یک دهه، موفق به فروش ۳ هزار موشک زمین به هوا به کشورهای امریکای لاتین شد که مشتری بخش عمده آن ونزوئلا بود که در سال ۲۰۱۱ نام خود را به عنوان پنجمین خریدار بزرگ تسلیحات روسی ثبت کرد. در مجموع ونزوئلا در ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۱ حدود ۱/ ۱۳ میلیارد دلار تسلیحات از روسیه وارد کرد. دولت وقت ونزوئلا به رهبری هوگو چاوز همچنین موفق به دریافت یک وام ۲/۲ میلیارد دلاری به منظور خرید تجهیزات نظامی از روسیه شد. در شرایط کنونی نیز بنابر آخرین آمار مؤسسه مطالعات صلح استکهلم SIPRI در ابتدای ۲۰۱۸، ونزوئلا در رتبه بیستوپنجم بزرگترین واردکنندگان سلاح در جهان قرار دارد که حدود ۶۶ درصد از تسلیحات خود را از روسیه وارد میکند. بعد از مرگ چاوز و به واسطه ناآرامیهای به وجود آمده در ونزوئلا کاهش شدید قیمت نفت و ارزش پول ملی این کشور، کاراکاس همچنین نیازمند دریافت خدمات پس از فروش سلاحهای خریداری شده است. دو کشور همچنین در سال ۲۰۰۹ قراردادی امضا کردند که بر اساس آن شرکتهای نفتی روسی قادر به انجام عملیات اکتشاف و حفاری در مناطق نفتی ونزوئلا هستند.
متغیر مؤثر دیگر در روابط مسکو – کاراکاس، نقش ساختار بینالمللی و تلاشهای روسیه برای مقابله با نظم موجود بینالمللی به محوریت امریکاست. روسیه حدود دو دهه اخیر، بیش از هرچیز در مناطق مختلف، پیگیر روندهای حمایت از متحدانش در مقابل امریکا بوده است. روسیه پس از فروپاشی اتحاد جماهیرشوروی و شکست ایدئولوژی مارکسیسم در برابر نولیبرالیسم همواره در تلاش برای ارائه ساخت جدیدی از هویت خود و دشمنانش بوده است. این تلاشها در دوران به قدرت رسیدن مجدد پوتین از سال ۲۰۱۲ تاکنون منجر به ارائه نوعی هویت تهاجمی از سوی روسیه شده است که با هدف اعاده قدرت و نفوذ در مناطق سنتی و جلوگیری از نفوذ غرب در حوزه نفوذ خود صورت میگیرد. راهبرد و سیاستهای روسیه از سویی و واکنشهای تهاجمی غرب به ویژه ایالات متحده از سوی دیگر، منجر به نوعی رویارویی محتاطانه بین مجموعه کشورهای غربی و روسیه شده است. این رویارویی محتاطانه در بستر منافع ژئوپلتیک به رقابت و نفوذ در امریکای لاتین و به ویژه کشور ونزوئلا منجر شده و سایه پررنگ منازعه قدرت را همچنان بر روابط رقابتی دو طرف در عرصه بینالمللی نگه داشته است. در این چارچوب، مهمترین اهداف سیاست خارجی روسیه امریکای لاتین و به طور خاص ونزوئلا را تلاش برای روندهای مبتنی بر تغییر نظم جهانی، مقابله با جاهطلبیهای امریکا در مناطق پیرامون روسیه و همچنین ارائه تصویر یک ابرقدرت از خود پیشروی افکار عمومی در سطح جهان تشکیل میدهد. در این راستا میتوان به تقاضاهای عضویت روسیه در ترتیبات منطقهای غیرهمسو با واشنگتن همچون شورای دفاعی امریکای جنوبی و درخواست عضویت ناظر در انجمن امریکای لاتینی مرکز آموزش عملیات صلح اشاره کرد. در میان اهداف فوق، تضعیف جایگاه امریکا در نظم جهانی هدف عمده روسیه در این منطقه است. در این خصوص اظهارنظر سرگئی لاورف، وزیر امورخارجه روسیه در نوامبر ۲۰۰۸ جالب توجه است که در آن مقطع زمانی گفته بود: ما از تلاشهای امریکای لاتین برای دموکراتیک کردن روابط بینالملل در چارچوب چندجانبهگرایی فزاینده جهانی استقبال میکنیم. ما بر این باور هستیم که فرآیندهایی از این قبیل به نفع تمام انسانهاست. روسیه علاقهمند به همکاریهای نزدیک با شرکای امریکای لاتینی خود در جهت تأمین منافع متقابل است.
از دیگر زمینههای راهبردی و دیپلماسی رقابتی روسیه در ونزوئلا طی سالهای اخیر و به ویژه پس از بروز بحران اوکراین را تلاش برای دور زدن و بیاهمیت جلوه دادن تحریمهای اعمالی امریکا و اتحادیه اروپا علیه این کشور تشکیل میدهد. برای مثال در سفر ماه جولای ۲۰۱۴ پوتین به تعدادی از کشورهای امریکای لاتین برخی از مقامات لشکری و کشوری روسیه که مشمول تحریم کشورهای غربی بودند نیز وی را همراهی کردند. سرگئی شویگو، وزیر دفاع روسیه نیز در فوریه سال ۲۰۱۵ به سه کشور کوبا، نیکاراگوئه و ونزوئلا سفر کرد؛ سفری که تنها به فاصله چندماه از اظهارنظر جنجالی وی مبنی بر تمایل مسکو به داشتن پایگاههای نظامی خارج از مرزهای خود و از جمله در امریکای لاتین صورت گرفت. در عین حال، به این مهم نیز باید توجه داشت که بین مسکو و کاراکاس به واسطه نزدیکی دیدگاههای تاریخی دو طرف، زمینه همکاری فراهم است. به علاوه روسیه در شرایط کنونی بیش از پیش خواهان ادامه فشار بر امریکا در چارچوب وجود دولت ونزوئلا به عنوان مخالف سیاستهای سلطهگرانه واشنگتن در نزدیکی این کشور است. اما نکته مهم در تحلیل واکنش روسیه علیه امریکا در بحران کنونی ونزوئلا را همانند سالهای اخیر، تلاش برای جلوگیری از کاهش نفوذ ژئوپلتیک تشکیل میدهد. روسیه در سالهای ابتدایی قرن بیستم تجربه تلخ انقلابهای رنگی در مناطق پیرامونی موسوم به خارج نزدیک را از سر گذراند و در سالهای ابتدایی دهه دوم این قرن نیز با تهاجم ناتو به لیبی برای سرنگونی قذافی متحد دیرینه مسکو مواجه بود. این تهدیدات به مسکو فهماند که سیاستهای عملگرایانه تهاجمی خویش را که از سالهای بعد از ۲۰۱۲ و به ویژه در دو بحران اوکراین و روسیه با شدت هر چه تمام در مقابل امریکا به نمایش گذاشته است، با قوت هر چه بیشتری استمرار بخشد. بر این اساس به نظر میرسد بحران ونزوئلا به عرصه دیگری از رقابت ژئوپلتیک بین روسیه و امریکا تبدیل شده است و مسکو تمایل دارد در این بحران نیز همانند بحران سوریه بر واشنگتن غلبه یابد.