امریکایی- افغانتبار، به عنوان مشاور وزارت امور خارجه امریکا و نماینده ویژه امریکا برای روند صلح افغانستان میگذرد. به گفته مایک پمپئو، وزیر خارجه امریکا، خلیلزاد تلاشهای واشنگتن را درباره چگونگی پشتییانی از گفتوگوهای صلح حکومت افغانستان با طالبان و زمینهسازی این گفتوگوها رهبری خواهد کرد. این در حالی است که پیش از این، خانم الیز ویلس، مدیرکل بخش آسیای مرکزی و جنوب آسیای وزارت خارجه امریکا، این مسئولیت را به عهده داشت و دو بار نیز با نمایندگان طالبان در دفتر سیاسی قطر، دیدار و گفتوگو کرده بود.
با توجه به این تغییر، به نظر میرسد امریکاییهای ناتوان در حل بحران افغانستان، بار دیگر دست به دامن زلمی خلیلزاد، این سیاستمدار افغانتبار شدهاند. آقای خلیلزاد پیش از این، در سال 2001 در جریان کنفرانس بن، به عنوان معمار افغانستان نوین پس از حاکمیت طالبان شناخته میشود؛ معماری که به جای پایهگذاری یک نظام سیاسی جدید مبتنی بر همدیگرپذیری و منافع ملی، یک نظام مبتنی بر گسلها و شکافهای عمیق قومی، زبانی و مذهبی را بنیان نهاد.
سخنان اخیر زلمی خلیلزاد نشان از تغییر سیاست امریکا، ناشی از درماندگی در سرکوب طالبان و تأمین ثبات در افغانستان، آنهم در آستانه دو انتخابات سرنوشتساز است. خلیلزاد در تازهترین سخنان خود گفته است که دولت ترامپ، اندکی موضع خود را تغییر داده تا در پرونده سازش با طالبان پیشرفتی حاصل شود؛ بر اساس این تغییر، واشنگتن اکنون «بدون تأکید روی پیششرطهایی که قبلاً ذکر شده بود»، با طالبان گفتوگو میکند.
در تغییری دیگر، این سیاستمدار امریکایی ـ افغانتبار خاطرنشان کرده که پاکستان در حال حاضر میگوید که خواستار ورود به فصل جدیدی است و میخواهد به امریکا در رسیدن به هدف سازش با طالبان، کمک کند.
اما آیا این تغییرها به باور آقای خلیلزاد، راهحلی است که «ارزش ۱۷ سال جنگ و ثروتی که امریکا و سایرین هزینه کردهاند» را دارد؟! چند نکته در این زمینه برجسته است:
1ـ تغییر موضع امریکا برای گفتوگوی بدون پیششرط با طالبان، به معنی شکست مفتضحانه استراتژی پر سر و صدای جنوب آسیای دونالد ترامپ، رئیسجمهور امریکاست. نزدیک به دو سال پس از اعلام این استراتژی، ترامپ و نیروهای امریکایی در افغانستان، چیزی جز تشدید دامنه جنگ، قدرتنمایی بیشتر طالبان و داعش، افزایش حملات تروریستی و انتحاری، کشتار نیروهای امنیتی و غیرنظامیان و تضعیف حکومت افغانستان به ارمغان نیاوردهاند. اکنون دیگر از آن خشم و عصبانیت ترامپ در برابر طالبان، هشدار برای نابودی این گروه و نفی مذاکره با آنها خبری نیست، بلکه ترامپ برای طالبان آغوش گشوده و بدون هیچ پیششرطی با آنها مذاکره میکند.
آنچه مشخص است، ترامپ و دولت او به دنبال فرار از باتلاق افغانستاناند؛ باتلاقی که خود به وجود آوردند، اما در آن گیر کردند. این روزها بار دیگر زمزمههای واگذاری جنگ افغانستان به بخش خصوصی و به صورت مشخص، شرکت جنایتکار بلکواتر بر سر زبانها افتاده است. بنیانگذار این شرکت به کابل سفر کرده و در گفتوگو با یک شبکه تلویزیونی، از خصوصیسازی جنگ افغانستان و کشتار مردم این کشور، دفاع کرده است. اما این مسئله خشم نمایندگان مجلس سنای افغانستان را برانگیخته است. اعضای مجلس سنای افغانستان در نشست روز یکشنبه(8 مهر) خود، مسئولان شرکت بلکواتر را به قُلدری و جنایت متهم کرده و این تصمیم امریکا را خلاف خواست مردم این کشور خواندند.
حال سؤال محوری این است، وقتی که قرار بود امریکاییها سرانجام پای میز مذاکره با طالبان، بدون هیچ پیششرطی بنشینند، چرا 17 سال پیش و در کنفرانس بن، پای طالبان را به مذاکرات نکشاندند تا ساختار سیاسی جدید افغانستان با حضور طالبان شکل بگیرد و دیگر نیازی به دهها هزار قربانی دیگر از مردم افغانستان نباشد؟! خلیلزاد باید به این سؤال پاسخ بدهد؟ سؤال جدی دیگر این است که خلیلزاد بار دیگر تهداب لرزان و کجی همانند «بن» را در افغانستان نگذارد؟!
در این بین، گزارشهایی وجود دارد که امریکا با توجه به مسئله گفتوگوهای صلح با طالبان، از تأخیر در برگزاری انتخاباتهای آینده افغانستان، بهخصوص انتخابات ریاست جمهوری چندان ناراضی نیست. این در حالی است که رهبران سیاسی افغانستان بر برگزاری به موقع انتخاباتهای آینده تأکید دارند.
2ـ علاوه بر تغییر موضع امریکا در برابر طالبان، شاهد تغییر موضع این کشور در مورد پاکستان هستیم. زلمی خلیلزاد از تلاش برای آغاز یک فصل جدید روابط با پاکستان سخن گفته و بر این اساس، امریکا در قضیه افغانستان بار دیگر دست به دامن پاکستان شده است. در طول نزدیک به دو سال گذشته، دولت امریکا فشارهای زیادی بر پاکستان، مبنی بر اعمال فشار متقابل بر طالبان برای پیوستن به روند صلح وارد کرد؛ کمکهای خود به پاکستان را قطع نمود و در مقابل، به هند، نقش و بهای بیشتری نسبت به گذشته داد اما همه این فشارها تا امروز بیتأثیر بوده است.
از همان ابتدا مشخص بود که صلح در افغانستان بدون در نظر گرفتن منافع کشورهای منطقه به خصوص پاکستان و توجه به خواستها و نگرانیهای این کشور، راه به جایی نخواهد برد و این روند باید به یک نتیجه برد ـ برد برای همه برسد.