ایالات متحده طی سالیان گذشته یک جنگ ترکیبی پیچیده علیه جمهوری اسلامی ایران به کاربسته که بخش مهم و اصلی این جنگ بر پایه اقتصاد است. ازاینرو شناخت این عرصه مهم برای دفع دسیسههای مختلف دشمنان در حوزه اقتصاد امری ضروری است. روزنامه «جوان» طی سلسله مقالاتی به بررسی و معرفی ابعاد مختلف جنگ اقتصادی امریکا و همچنین راهکارهای مقابله با آن با الهامگیری از کتاب «مکر قمارباز» میپردازد که تاکنون ۴ قسمت آن منتشر شده است.
در این بخش از مقاله به واکاوی راهبردهای مقابله با جنگ اقتصادی دشمن خواهیم پرداخت که بر این اساس راهبردهای مقابله با این جنگ در سه حوزه راهبردهای سیاسی، دیپلماتیک و اقتصادی دستهبندی میَشود که ما راهبردهای اقتصادی را مورد واکاوی قرار خواهیم پرداخت.
در حوزه راهبردهای اقتصادی در مرحله نخست باید به ارتقای بهرهوری اندیشید. به این معنای که از زمان و ارزش حاصل از سرمایه، عمر، فکر، اندیشه و توانها و استعدادها استفاده مؤثر و بهینه صورت بگیرد. نکته مهم دیگر در راهبرد اقتصادی، عملیاتیسازی اقتصاد مقاومتی است. بر این اساس اقتصاد مقاومتی به معنای تشخیص حوزههای فشار و متعاقباً تلاش برای بیاثر کردن آن تأثیرهاست و در حالت آرمانی تبدیل چنین فشارهایی به فرصت است که برای رسیدن به اقتصاد مقاومتی باید وابستگی خارجی را کاهش داد و بر تولید داخلی و خود اتکایی تأکید کرد. از این رو توجه به اقتصاد مقاومتی باعث میشود که کشور در برابر بحرانها و تحریمهای اقتصادی بینالمللی مقاوم باشد و قابلیتهای اقتصادی کشور ارتقا یابد.
نکته دیگر در حوزه راهبردهای اقتصادی برای مقابله با جنگ اقتصادی دشمن، مبارزه جدی و بیامان با پدیده قاچاق کالاست. قاچاق کالا و ارز سبب خروج اقتصاد از مسیر سالم، شکلگیری اقتصاد زیر زمینی، کاهش تولید ناخالص ملی، افزایش بیکاری، کاهش سرمایهگذاری و تغییر الگوی مصرف میَشود.
همچنین در حوزه راهبردهای اقتصادی باید به سیاستگذاری برای تولید داخلی نیز توجه کرد. در این زمینه دولت با دو اقدام میتواند فضا را برای تولیدکنندگان داخلی مهیا کند، اول اینکه با سیاستگذاری و تعیین تعرفهها جلوی واردات کالاهای مصرفی و تولید خارجی را سد کند و دوم اینکه با فرهنگسازی و تلاش برای تغییر ذائقه مصرفی به سمت حمایت از تولیدات داخلی حرکت کند. همچنین دولت باید بستههای تعریف شده زماندار تدوین کند که از طریق آن با حمایت حساب شده از تولید، پس از شکوفایی روند تولید و پویا شدن زنجیره تولید تا مصرف، حمایت خود از تولید را به صورت مرحلهای کاهش دهد. البته در این فرآیند شرط اصلی حمایت دولت از تولید باید ارتقای کیفیت کالا باشد.
علاوه بر این دولت باید در حوزه مدیریت واردات بیرویه نیز اقدامات جدی انجام دهد. همچنین یک نگاه ویژه به شرکتهای دانشبنیان داشته باشد و در نهایت مهمترین نکته تلاش برای مدیریت مصرف در میان مردم است.