کد خبر: 910137
تاریخ انتشار: ۰۹ خرداد ۱۳۹۷ - ۲۲:۰۰
پسر جواني كه به خاطر كينه قديمي دوست دوران دبيرستاني‌اش را به قتل رسانده و جسدش را آتش زده بود در مهماني شبانه راز قتل را براي دوستانش بر ملا كرد.

به گزارش خبرنگار ما، روز جمعه چهارم خردادماه‌امسال مردي به اداره پليس رفت و اعلام كرد پسر 25‌ساله‌اش به طرز مرموزي ناپديد شده است.
شاكي در توضيح ماجرا گفت: پسرم نويد عصر ديروز براي ملاقات يكي از دوستانش بيرون رفت. او نام دوستش را به ما نگفت ما هم كنجكاو نشديم. شب منتظر او بوديم، اما نويد به خانه برنگشت به همين دليل نگرانش شديم و به سراغ دوستانش رفتيم، اما هيچ كدام از دوستانش از پسرم اطلاعي نداشتند‌. ما حتي به بيمارستان‌ها و پزشكي قانوني هم سر زديم و خبري از او پيدا نكرديم.
با طرح اين شكايت پرونده به دستور قاضي دشتبان، بازپرس شعبه‌دهم دادسراي امور جنايي تهران براي رسيدگي در اختيار تيمي از كارآگاهان زبده پليس‌آگاهي قرار گرفت.
در حالي كه تحقيقات براي يافتن پسر گم شده ادامه داشت پسر جواني به اداره پليس رفت و راز ناپديد شدن نويد را بر ملا كرد. وي گفت: شب قبل در مهماني شركت داشتم. يكي از دوستانم به نام اردشير هم در آن مهماني بود. ما همه با هم حرف مي‌زديم كه اردشير گفت چند شب قبل يكي از دوستان دوران دبيرستانش به نام نويد را به قتل رسانده است. در حالي كه همه شوكه شده بوديم اردشير حرفش را عوض كرد و مدعي شد كه شوخي كرده‌است. من خيلي كنجكاو شدم و درباره نويد تحقيق كردم كه فهميدم او چند روزي گم شده است. به همين دليل احتمال دادم حرف‌هاي اردشير در مهماني درست باشد و الان به اداره پليس آمدم تا راز اين جنايت را بر ملا كنم.
با بدست آمدن اين اطلاعات مأموران اردشير 23‌ساله را به عنوان مظنون حادثه بازداشت كردند. وي در بازجويي‌هاي ابتدايي قتل دوستش را انكار كرد، اما وقتي با مدارك و دلايل روبه‌رو شد به قتل نويد اعتراف كرد.
متهم گفت: نويد از دوستان دوران دبيرستان من بود. او پسر زورگويي بود و هميشه به همه دستور مي‌داد و همه از او مي‌ترسيدند. من از او خيلي كينه به دل داشتم تا اينكه نقشه قتل او را طراحي كردم. ساعت 22‌شامگاه پنج‌شنبه سوم خرداد‌ماه خودروي پژوي پدرم را برداشتم و به بهانه تفريح به سراغ نويد رفتم. او را سوار خودرو كردم و ساعتي داخل خيابان‌ها دور دور كرديم و بعد به طرف فرودگاه امام خميني رفتيم. حدود ساعت يك‌بامداد روز جمعه در بيابان‌هاي اطراف جاده قم خودرو را متوقف كردم و از نويد خواستم از خودرو پياده شود و كمي با هم از هواي بيرون استفاده كنيم. وقتي پياده شد از پشت به او حمله كردم و با چاقو ضربه محكمي به پشتش زدم. او غرق در خون روي زمين افتاد و فوت كرد. سپس از ترس ظرف بنزيني كه از قبل داخل خودروي پدرم بود، برداشتم و با آن جسدش را آتش زدم و در ادامه با بيلچه‌اي كه داشتم گودالي كندم و جسد نويد را دفن كردم.
وي ادامه داد: در اين چند روز عذاب وجدان مرا كلافه كرده بود به طوريكه در مهماني حادثه قتل دوستم را براي دوستان ديگرم تعريف كردم. وي در پاسخ به اين سؤال كه بيلچه و بنزين را براي همين حادثه تهيه كرده بودي؟ گفت: پدرم كشاورز است و هميشه داخل خودرواش بيلچه و بنزين دارد.
متهم در ادامه به دستور قاضي دشتبان براي تحقيقات بيشتر در اختيار كارآگاهان اداره دهم پليس آگاهي قرار گرفت.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار