آخرین قهرمانی باشگاهی ایران را چطور؟ یادمان هست؟ یادتان هست؟ تیمش را، بازیکنانش را، مسیری را که طی کرد تا صعود کند و به قله برسد، به عمرمان یا حتی به حافظه تاریخیمان قد میدهد اصلاً این قهرمانیها؟
در مقابل، دختران ایران اما نه یک بار، که دو بار پیاپی روی سکوی قهرمانی آسیا ایستادهاند. قابل تحسین است دخترانی که از سوی کنفدراسیون آسیا ملکههای فوتسال آسیا لقب گرفتهاند.
اما تصویر امروز ما از دخترانی که قهرمان آسیا شدهاند، گنگ، مبهم و ناشناخته باقی خواهد ماند. اکثریت یا شاید بتوان گفت تمامیت جامعه ما (منهای اندکی) هنر فرشته کریمی را با حجابی که تأیید شده، ندیدند؛ گلزنیهای «سارا شیربیگی» و «فاطمه اعتدادی» را ندیدند.
کسی امروز تعریف درستی از تکنیک ستارههای دختر ایرانی ندارد، آنها را در کوچه و خیابان نمیشناسند، حتی کسی نفهمید بخش عمدهای از این قهرمانی، با افتخار و اقتدار متعلق است به «فرزانه توسلی» دروازهبان تیم ملی. آنهایی که خیلی پیگیر باشند، فقط شنیدهاند که همبازیهایش به او لقب «عقاب آسیا» دادهاند. چرایش را کسی نمیداند. حتی نمیدانند تکنیک این دختران در چه سطحی در فوتبال تعریف میشود. واقعاً دریبلهایی که میزنند، ضربات نهاییشان، چقدر هنرمندانه بوده که دو بار آنها را بر بام آسیا نشانده؟ فرشته کریمی کیست که دو دوره پیاپی درخشانترین ستاره فوتسال دختران آسیا میشود؟

در توصیف مظلومیت و معصومیت قهرمان مطلق فوتسال آسیا همین بس که باید مهمترین خبرشان در حد چند جمله در سیما یا خطوطی از خبر در رسانههای نوشتاری باقی بماند. با همه این محدودیتها ملکههای آسیا توانستند با هدایت مربی بااخلاق و هوشمند خودشان، شهرزاد مظفر دوباره شادی را برایمان بهارمغان بیاورند. باید برای این تیم و بهاحترام عملکردشان کلاه از سر برداشت.
برای قهرمانی دختران فوتسالیست ایران، دوباره کف مرتب باید زد؛ از راه دور، شاید صدایش را بشنوند، شاید از اینکه بدون دیدهشدن، مورد ستایش مردم، رسانهها و منتقدان هستند بهوجد بیایند. بهحد همان شادی پاک و معصومانهشان بعد از قهرمانی در آسیا.













