
فريدون حسن
قصه پرغصه كشتي ايران را گويا پاياني نيست. در روزهايي كه عدهاي منفعتطلب كه پيش از اين تشت رسواييشان در شوراي شهر به زمين افتاده در كنار عدهاي خارج از گود مانده، حرفها و استعفاي رسول خادم، رئيس فدراسيون كشتي را وارونه جلوه ميدهند تا خود به نان و نوايي برسند، قهرمان سابق جهان و المپيك دوباره دست به قلم شد.
ورزش نيازمند يك ديپلماسي قوي و كامل است، اما جداي از آن به نظر ميرسد خود رشتههاي ورزشي نيز بايد به حدي از توانمندي برسند كه حتي بزرگترين لابيها هم نتواند روي عملكرد آنها تأثير داشته باشد، هرچند كه رسيدن به اين مهم نيز نيازمند حمايتهاي وزارت ورزش و مسئولان بالادست است.
عليرضا حيدري در اين خصوص حرف جالبي ميزند. او ميگويد: «براي يك چهره ملي و رياست فدراسيون خيلي زشت است كه به دنبال هزينههاي عادي اردوها، گردن كج كند و دنبال بودجه باشد.» ورزش ما تا زماني كه اسير چنين مشكلات پيشپا افتادهاي است بايد هم با استعفاي خادمها روبهرو شود. ورزش بايد به حدي توانمند شود كه هيچكس اجازه چپ نگاه كردن به آن را به خود ندهد.
در اين ميان البته ميتوان از برخي جريانات و اتفاقات نيز بهره برد، مثل اينكه جامعه جهاني بهرغم تمامي لابيها، چندان روي خوش به رژيم صهيونيستي نشان نميدهد يا اينكه ميتوان از ظرفيت آييننامهها و قوانين فدراسيونهاي جهاني استفاده كرد و بهتر از همه اينها هم ميتوان با دستاويز قرار دادن مسئله نژادپرستي اين رژيم و به كارگيري مسائل سياسي در عرصه ورزشي به مبارزه با آنها پرداخت. اینگونه میتوان به قول خادم مثل چمران و سردار سلیمانی پیشاپیش حرکت کرد.
به سردار سليماني تأسي كنيد
رئيس فدراسيون كشتي و سرمربي تيم ملي كشتي آزاد اينبار نوشت: «متعجب شدم از اينكه برخي عزيران يا واقعاً متوجه موضوع حرفهاي من نميشوند يا خود را به ندانستن ميزنند. عزيزاني كه بر اين باوريد رژيم صهيونيستي خطر قرمز نظام است كه هست، اگر به آنچه ميگوييد اعتقاد داريد به شهيد چمران و سردار سليماني تأسي كنيد. سلاح برداريد و پيشاپيش ورزشكاران مليپوش حركت كنيد، نه اينكه آنها را سپر بلاي خود قرار دهيد.»
رسول خادم بيانيه خود را اينگونه ادامه داد: «شما ميتوانيد رسماً و با صداي بلند مواضع نظام را اعلام كنيد و به كميته بينالمللي المپيك بگوييد رژيم صهيونيستي را به رسميت نميشناسيد و در اين مسير از توان ديپلماتيك خود استفاده كنيد. بهطور حتم اگر به اهميت كسب افتخار از سوي قهرمانان ملي كشور اعتقاد داشته باشيد، ميتوانيد كميته بينالمللي المپيك را كه امروز در تعاملات ديپلماتيك خود از فضاي يكطرفه لابي امريكا و رژيم صهيونيستي عليه ايران متأثر است به تعادلي مناسبتر برسانيد تا ضمن حفظ خط قرمز نظام، قهرمانان مليمان نيز بتوانند از هجمه محروميتهاي سنگين و تعليقها در امان باشند و شايد به راهكارهاي جديد ديگري نيز برسيد.»
بباز و مريض شد ديگر جواب نميدهد
رئيس فدراسيون كشتي با اشاره به اينكه اين مسئله از برجام و مذاكرات هستهاي پيچيدهتر نيست با بيان اين سؤال كه آيا مسئله هستهاي را كارشناسان امور هستهاي دنبال كردند يا قدرترين تيمهاي ديپلماسي؟ افزود: «مناسبات سياسي حاكم بر كميته بينالمللي المپيك فرق كرده و كار كاملاً دست امريكاييها و صهيونيستهاست و آنها سفت و سخت به دنبال محروميت و جرايم سنگين ايران هستند. ديگر بازي را بباز يا مريض شو، جواب نميدهد. ديگر نبايد قهرمانان مليمان را بدون هيچ حمايت ديپلماتيكي جلو بيندازيم، بلكه اين دستگاه ديپلماسي ماست كه بايد رو به جلو حركت كند و قهرمانان با هماهنگي كامل و در سايه حمايت آن به حركت خود ادامه دهند. بديهي است تيم ديپلماسي به هر نتيجهاي كه برسيد قهرمانان ملي همان را اجرا ميكنند.» خادم نوشت: «رجال محترم نميدانم متوجهايد چه ميگويم يا نه؟! ما از تيرماه تا پايان مهرماه 97، هشت مسابقه جهاني پيشرو داريم كه در تمامي آنها تيمهاي رژيم صهيونيستي كه بعضاً از ديگر كشورها ورزشكار استخدام كردهاند، كاملتر از هميشه حركت ميكنند. قهرمانان ملي ما در تمامي تنگناهاي اقتصادي و اجتماعي مايه غرور، اميد و نشاط مردم هستند. دقت كنيد دانشمندان هستهاي و رجال سياسي روي چشمان ما جا دارند، اما آنها با عامه مردم زندگي نميكنند، ولي با امثال حسن يزداني كه حتي بعد از قهرماني در المپيك هم در روستا به سر ميبرد، زندگي ميكنند. جامعه امروز ما بيش از هميشه به قهرمانان ملياش نياز دارد. شما بايد براي حفظ اين قهرمانان، براي مردم كشور بجنگيد، نه اينكه اينطور بيتفاوت و بيارزش با اين سرمايهها برخور كنيد. من به عنوان يك مربي چگونه به قهرمان ملي كشور بگويم كه بايد ببازي، در حالي كه مسئولان مستقيم اين موضوع خود را كاملاً كنار كشيدهاند؟!
به شما ميگويم بايد به ميدان بياييد تا اگر قرار به باختن است، باز هم ببازيم. بيتفاوتي و عدم حمايت شما از قهرمانان ملي همان هدفي است كه دشمن صهيونيستي سرزمين ما خواستار آن است. اين نهايت ناجوانمردي است كه قهرمان مليمان را مانند يك پيادهنظام بدون پشت و پناه در شرايط اوجگيري مناسبات امريكايي- صهيونيستي در كميته بينالمللي المپيك به ميدان بفرستيم و بعد از محروميت او و ورزش، خود شما در تحليلهاي بعدي آنها را ترسو و بزدل بخوانيد و مربي و فدراسيون را بيعرضه و ناكارآمد.»