
به گزارش خبرنگار ما، اواسط ارديبهشت سال جاري، دو برادر افغاني به نامهاي محمد و ياسر با مراجعه به اداره پليس، از دو مرد جوان شكايت كردند و يكي از آنها در توضيح به مأموران گفت: «پدرمان سالها قبل از افغانستان به ايران آمد و مشغول به كار شد. او كارت عابر بانكش را به من و برادرم داد تا ۱۰ميليون تومان به حساب صاحبخانهمان بريزيم. روز حادثه، با برادرم حوالي يكي از خيابانهاي خاتونآباد منتظر ماشين بوديم كه خودروي پرايدي با دو سرنشين توقف كرد. سوار شديم و راننده بعد از مسافتي كوتاه تغيير مسير داد و ما را به حاشيه شهرستان پاكدشت برد. وقتي اعتراض كرديم آنها گفتند كه مزاحم دخترخالهشان شدهايم. تعجب كرديم و خواستيم آنها را قانع كنيم، اما آنها مهلت ندادند و با چاقو تهديد كردند و بعد از بستن دست و پايمان ما را به شدت كتك زدند. دو مرد جوان هر مقدار پول نقدي كه داشتيم همراه با گوشي تلفن همراه و كارت عابر بانك را از ما به زور گرفتند.
شاكي در ادامه گفت: «دو مرد جوان بعد از گرفتن كارت از ما رمز عابربانك را خواستند كه از ترس قبول كرديم اما آنها نميتوانستند بيشتر از 200هزار تومان از حساب برداشت كنند. آنجا بود كه ما را به يكي از دفاتر امور مشتركين بردند و بعد از ارائه كارت شناسايي 10ميليون توماني كه در كارت بود را برداشت كردند.»
با طرح اين شكايت رديابي متهمان در دستور كار پليس قرار گرفت. مأموران بعد از رصد دوربينهاي مدار بسته دفتر امور مشتركين توانستند يكي از آنها را به نام بابك كه از مجرمان سابقه دار بود شناسايي كنند. سرانجام بابك 25ساله بازداشت شد و در همان بازجوييهاي اوليه به جرمش با همدستي پسرخالهاش به نام حميد اعتراف كرد. پس از اعتراف متهم مأموران حميد همدست وي را نيز دستگير كردند.
با اقرار متهمان و صدور كيفرخواست عليه آنها، پرونده كامل و به شعبه هشتم دادگاه كيفري يك استان تهران فرستاده شد. در اولين جلسه رسيدگي به پرونده كه در غياب شاكيان برگزار شد، پدر آنها در جايگاه قرار گرفت و گفت: «اين حادثه در روحيه بچهها تأثير بدي گذاشت. تهديد متهمان با چاقو و كتكهاي شديد آنهاخاطره بدي در ذهن پسرانم گذاشته و آنها جرئت ندارند به تنهايي از خانه خارج شوند. براي هر دو متهم اشد مجازات را ميخواهم.»
در ادامه بابك در جايگاه ايستاد و در دفاع از خود گفت: «مدتي قبل با پسرخالهام نقشه سرقت و اخاذي از پسران نوجوان افغانها را كشيديم و تصميم گرفتيم آنها را طعمه قرار دهيم. بعد از آن بود كه دو برادر را زير نظر گرفتيم و فهميديم در گلفروشي كار ميكنند. احتمال داديم پول خوبي همراه داشته باشند به همين دليل آنها را در پوشش مسافر سوار و بعد هم نقشهمان را عملي كرديم، اما الان پشيمانيم و تقاضاي بخشش داريم.» در ادامه حميد نيز در دفاع از خود گفت: «من و بابك چندسالي است ازدواج كردهايم و هر كدام صاحب يك فرزند هستيم.
به خاطر درآمد كم و هزينههاي زندگي مجبور شديم نقشه سرقت بكشيم تا از اين راه پول بيشتري به دست آوريم. آنجا بود كه به بهانهاي دو برادر را در حاشيه پاكدشت طعمه قرار داديم. باور كنيد قبل از اين ماجرا جرمي نداشتم و تقاضاي بخشش دارم.»
در پايان هيئت قضايي جهت صدور رأي وارد شور شد.