اعضاي خانواده سرباز پليس از مردي كه هشتسال قبل فرزند آنها را به قتل رسانده براي جلب رضاي خدا اعلام گذشت كردند. دو قاتل ديگر هم كه در جريان پروندههاي جداگانه مرتكب قتل شده بودند براي اجراي حكم پاي چوبه دار حاضر شدند، اما با تلاش تيم صلح و سازش موفق به گرفتن مهلت از اوليايدم شدند.
به گزارش خبرنگار ما، نخستين متهم كه اوليايدم بدون قيد و شرط پاي چوبه دار او را بخشيدند مرد خلافكاري بود كه سال 88 در ايست بازرسي مأموران پليس سرباز وظيفهاي را با شليك تير به قتل رسانده و از محل گريخته بود. روز حادثه بازپرس ويژه قتل دادسراي امور جنايي تهران باتماس تلفني مأموران پليس از قتل سرباز وظيفهاي در اتوبان تهران - كرج حوالي پارك چيتگر با خبر و همراه تيمي از كارآگاهان اداره دهم پليس آگاهي راهي محل شد. بررسيها نشان داد دقايقي قبل مأموران گشت پليس به خودروي پرايدي مشكوك ميشوند و دستور ايست ميدهند. راننده خودروي پرايد وقتي با مأموران روبهرو ميشود اقدام به فرار ميكند، اما سرباز وظيفهاي كه همراه مأموران بوده مانع فرار او ميشود كه در نهايت راننده پرايد با كلت كمري سرباز وظيفه را هدف قرار داده و به قتل ميرساند و از محل ميگريزد.
پس از اين مأموران تحقيقات گستردهاي را براي شناسايي و دستگيري قاتل فراري آغاز كردند تا اينكه مدتي بعد وي را شناسايي و دستگير كردند. متهم در بازجويي به قتل سرباز وظيفه اعتراف كرد و گفت براي فرار از دام مأموران اقدام به تيراندازي به سوي سرباز وظيفه كرده است. قاتل پس از صدور كيفرخواست در شعبه 113 دادگاه كيفري با درخواست اوليايدم از سوي هيئت قضايي به قصاص محكوم شد. پس از تأييد حكم قصاص از سوي ديوان عالي كشور متهم چند بار براي اجراي حكم قصاص پاي چوبه دار حاضر شد و هر بار موفق به گرفتن مهلت از اولياي دم شد. در نهايت متهم چند روز قبل دوباره براي اجراي حكم در زندان رجايي شهر پاي چوبه دار رفت. در حالي كه طناب دار بر گردن متهم آويزان بود پدر و مادر مقتول بدون هيچ قيد و شرطي وي را بخشيدند. بدين ترتيب متهم به زودي از جنبه عمومي جرم در دادگاه كيفري محاكمه ميشود.
قاتل پدر خوانده پاي چوبه دار مهلت گرفت
سال 89 بود كه مأموران پليس تهران از قتل مرد ميانسالي در يكي از محلات جنوبي تهران با خبر و راهي محل شدند. مأموران در محل حادثه با جسد مردي روبهرو شدند كه با شليك گلوله تفنگ شكاري به قتل رسيده بود. بررسيها نشان داد مقتول به دست پسر خواندهاش به قتل رسيده است.
مأموران در تحقيقات بعدي دريافتند قاتل چند سال قبل در سن 15سالگي هنگامي كه همراه تعدادي از دوستانش براي تفريح به يكي از شهرهاي شمالي رفته بود كنار دريا با پسر جواني چشم در چشم ميشود و در درگيري خونيني او را به قتل ميرساند. متهم پس از قتل تحويل كانون اصلاح تربيت ميشود تا اينكه خانوادهاش از اوليايدم رضايت ميگيرند و چند سال قبل قاتل از زندان آزاد ميشود. تحقيقات ميداني نشان داد قاتل مدتي است با پدر خواندهاش اختلاف داشته و قصد داشته اموال او را به زور تصاحب كند كه به همين سبب روز حادثه با پدر خواندهاش درگير ميشود و او را با تفنگ شكاري به قتل ميرساند.
قاتل پس از دستگيري به قتل اعتراف كرد. اوليايدم در جلسه دادگاه براي متهم درخواست قصاص دادند و هيئت قضايي هم قاتل را به قصاص محكوم كرد. در حالي كه متهم هفتماه قبل از اوليايدم پاي چوبه دار مهلت هفتماهه گرفته بود، چند روز قبل براي دومين بار براي اجراي حكم پاي چوبه دار حاضر شد. پسر مقتول به عنوان تنها اوليايدم اين بار هم به قاتل مهلت سه ماهه داد. وي گفت: قاتل اظهار پشيماني ميكند و به گفته مسئولان زندان در اين مدت رفتار شايستهاي داشته به همين خاطر با گذاشتن شرطي به قاتل سهماه مهلت ميدهم تا در اين مدت بتواند رضايت مرا جلب كند.
قاتل حادثه سمند و صمد مهلت گرفت
دومين قاتل كه پاي چوبه دار از اوليايدم مهلت پنجماهه گرفت مرد 32 سالهاي به نام مهدي است كه 11 مردادماه سال 92 به خاطر سوءتفاهم دو واژه «سمند» و «صمد» پسر 22سالهاي به نام محمدمهدي را در درگيري در خيابان بنفشه حوالي جنتآباد به قتل رساند. پدر مقتول گفت: پسرم كه دانشجو بود تازه خودروي سمندي خريده بود و جلو خانه ما پارك كرده بود. لحظاتي قبل از حادثه پسرم زنگ خانه را زد و گفت پسر جواني قصد سرقت خودروی سمندمان را دارد و از من خواست با پليس تماس بگيرم. وقتي به جلو در رفتم با پيكر خونين پسرم روبهرو شدم. پسرم به من گفت: مرد جواني در اطراف ماشين سمند ما پرسه ميزد و با تلفن همراهش درباره سمند صحبت ميكرد. به او گفتم كه از ماشين دور شود كه با چاقو به گردنم زد و با خودروي سوزكي ويتارا فرار كرد.
مأموران پليس در ادامه تحقيقات راننده خودروي سوزكي ويتارا را به نام مهدي شناسايي و دستگير كردند. متهم در بازجوييها با اظهار پشيماني به قتل اعتراف كرد. وي گفت: براي انجام پارهاي از كارهايم از اصفهان به تهران آمده بودم. شب حادثه براي تفريح و گردش به برج ميلاد رفتم، اما به علت عدم آشنايي با خيابانهاي منطقه، به صورت ناخواسته سر از محله جنتآباد در آوردم. براي پرسيدن نشاني و خريد سيگار و آبميوه، ماشين خود را در كنار خيابان پارك كردم كه پس از خريد سيگار و آبميوه، زماني كه با تلفن همراه در حال صحبت كردن بودم با مقتول درگير شدم. درگيري از آنجا شروع شد كه من در حال مكالمه با يكي از دوستانم به نام «صمد» بودم كه او را با لهجه محلي «سمند» صدا ميكردم. مقتول به تصور اينكه دارم در خصوص سرقت خودروی سمند حرف ميزنم با هم درگير شديم و اين اتفاق رخ داد. متهم در دادگاه به قصاص محكوم شد و چندي قبل پاي چوبه دار حاضر شد و موفق به گرفتن مهلت از اوليايدم شد. قاتل چند روز قبل براي دومين بار در زندان رجايي شهر پاي چوبه دار رفت. قاتل از اولياي دم درخواست بخشش كرد و گفت او را به خاطر دو فرزند خردسالش ببخشند. در ادامه اوليايدم دوباره به قاتل مهلت پنجماهه دادند تا بعداً درباره بخشش يا قصاص او تصميم بگيرند.