دنيا حيدري
حفظ ريشهها بدون شك حفظ اصالت فوتبال است و بها دادن به نسل جواني كه تواناييها و استعدادهاي آن ميتواند زمينهساز موفقيت نه چندان دور باشد، بزرگترين لطف به فوتبال و نسل جوان آن است. مسئله مهمي كه البته طي سالهاي اخير با بيتوجهيهاي فراواني مواجه شده و زيانهاي فراواني را از خود به جاي گذاشته كه مهمترين آن نابودي تيمهاي ريشهدار و با اصل و نسبي است كه امروز چيزي بيش از يك نام يا خاطره از آن تيمها باقي نمانده است. تيمهاي مطرح و ريشهداري كه يا به تاريخ پيوستهاند يا اگر هم هنوز توانستهاند بقاي خود را حفظ كنند در چنان جايگاهي قرار دارند كه گويي هرگز در سطح اول فوتبال كشور نبوده و سابقهاي طول و دراز نداشتهاند. تيمهايي چون ملوان بندر انزلي، چوكاي تالش،ايرانجوان ، شاهين بوشهر، برق شيراز و... كه نه فقط در سطح استان كه در فوتبال ايران حرفهاي زيادي براي گفتن داشتند، اما طي سالهاي اخير به دليل عدم حمايتهاي اصولي و بيتوجهيهاي مقامات استاني و فوتبالي جايگاه واقعي خود را از دست داده و به خاطرهها پيوسته يا در سطوح پايين فوتبال چون تيمهاي گمنام يا تازه وارد روزگار ميگذرانند.
نگاه تجاري با چاشني دلالي و لابي بازي بدون شك بزرگترين ضربه را در سالهاي اخير به پيكره فوتبال به خصوص تيمهاي ريشهدار زده است. تيمهايي كه بزرگترين راه براي سازندگي هر استاني بودند و نوشتن سرنوشت جوانان آن و گره زدن آنان با ورزش براي سلامتي هر چه بيشتر جامعه و مهمتر از همه ايجاد اتحاد و همدلي بود. همان نكتهاي كه تيمهاي مطرح استاني سالها يدك ميكشيدند. تيمهايي كه با كمال تأسف به واسطه بيتوجهيها و عدم حمايتهاي مناسب ريشه آنها خشكانده شد تا امروز شاهد ضربههاي مهلكي در اين راستا باشيم. ضربههايي كه نه فقط فوتبال كه جوانان هر استان نيز از آن آسيبي جدي ديدند.
هرچند هنوز هم براي تغيير ديدگاههاي اشتباه و گرفتن دست فوتبال و جواناني كه ميتوانند زندگي و سرنوشت خود را از اين راه به ثمر برسانند و در مسير موفقيت گام بردارند دير نيست. درست مثل سالها پيش كه تيمهاي مطرح استاني نقشي بسيار مهم در سازندگي سرنوشت جوانان آن شهر و استان داشتند؛ جواناني كه گاه در ميدان مسابقه الفباي زندگي را ميآموختند و گاه روي سكوها به عنوان تماشاگر انسانيت را ياد ميگرفتند و آن را سرلوحه خود قرار ميدادند. جواناني كه امروز ميتوانند سرنوشت خود را جايي دور از ورزش و جدا از فوتبال رقم بزنند. آنهم فقط به اين دليل كه مسئولان استاني در لابهلاي دغدغههاي خود نگاهي كه بايد به آنها ندارند و نميخواهند به خود بقبولانند كه با حمايتي اندك و سرمايهگذاري كوچك ميتوانند به اهداف بزرگي دست يابند. شايد همچنان درگير مسائل پيش پا افتاده و دغدغههاي خود هستند كه ديگر فرصتي براي انديشيدن به جامعه جوان و نيازهاي آن و سرمايهگذاري زودبازده در ورزش ندارند. نگاه نادرستي كه در سالهاي اخير بزرگترين لطمه را به فوتبال استاني و تيمهاي ريشهدار و مطرحي زده كه هر كدام ميتوانند به تنهايي تأثيري بسزا در آينده جوانان اين كشور داشته باشند، اما چه سود كه اين مهم سالهاست مورد كم لطفي قرار گرفته و اهميت آن به دست فراموشي سپرده شده است.