
سعيد احمديان
سالهاست كه جاي بسياري از تيمهاي ريشهدار و قديمي مانند ابومسلم خراسان، برق شيراز، شاهين بوشهر، ملوانانزلی، ماشينسازي تبریز و... در سطح اول فوتبال كشورمان خالي است، تيمهايي كه با توجه به قدمتشان شناسنامههاي فوتبال ايران هستند. دلايل نزول باشگاههاي ريشهدار را در گفتوگو با محمود ياوري مربي باسابقه فوتبال كشورمان بررسي كردهايم.
جناب سرهنگ! چرا امروز ديگر خبري از باشگاههاي ريشهداري مانند برق شيراز، ابومسلم، ملوان، شاهين بوشهر و... در سطح اول فوتبال ايران نيست؟يكي از عواملي كه سبب شده است به اين وضعيت برسيم، پول است. اولين مربي ذوب آهن در سالهاي 52- 51 در ليگ تخت جمشيد بودم و آن زمان ريشه و عمق، خون، خاك و عرق به تيم جايگاه بسيار رفيعي در باشگاهها داشت. پول آن موقع نبود و بازيكنان به باشگاه مبلغي به عنوان حق عضويت ميدادند، اما عشق بود و بازيكناني كه تازه ميخواستند وارد تيم شوند از فيلترهاي مختلفي رد ميشدند و حرمت بزرگترها در تيم رعايت ميشد. به عنوان نمونه من شب قبل از بازي با لباسي كه ميخواستم فردا بازي كنم، ميخوابيدم، عشق به فوتبال حاصل فرهنگ آن زمان بود. آن زمان بزرگان ما در فوتبال فرهنگ دوست داشتن را ياد ميدادند، مدير باشگاه هم از بدنه خود باشگاه بود و فوتبالي بود. مرحوم حريري بنيانگذار شاهين اصفهان، خودشان از مكتب باشگاه شاهين تهران بودند. آن زمان زميني كه باشگاه اجاره يا خريده بود را بازيكنان كارهاي آماده شدنش براي تمرين را انجام ميدادند. زميني مثلاً درخت داشت، ميكنديم و خودمان زمين را صاف ميكرديم، اما الان بازيكن غذايش شور يا بينمك شود، زمين و زمان را به هم ميدوزد. اگر پولشان يكي دو روز دير شود، چه حاشيههايي كه ايجاد نميكنند و قهر ميكنند.
از نقش مديريت در نابودي باشگاههاي ريشهدار هم نبايد گذشت، در اين باره بيشتر صحبت ميكنيد؟ مديريتها در گذشته ساده و بسيار راحت بود و پيچيدگي و پرتكلف بودن امروز را نداشت. مديريت يكي ديگر از مسائلي است كه سبب شده تا باشگاههاي ريشهدار شهرستاني ديگر امروز در سطح اول فوتبال كشورمان نباشند. بيكفايتي مديران وقت اين باشگاهها كه استخوان خرد كرده و از بدنه فوتبال نبودند و به صورت سازماني يا از طريق اسپانسرها انتخاب شده بودند، در رسيدن اين تيمها به اين وضعيت تأثير زيادي داشت. مانند گذشته نبود كه يك مدير از بدنه باشگاه انتخاب شود، بلكه بر اساس روابط سازماني مدير پست ميگرفت. شما نگاه كنيد باشگاه نفت تهران به كجا رسيده است؟ امروز اين مدير ميآيد، فردا ميرود و آن مدير ديگر ميآيد. در صورتي كه در قديم مديريت باشگاه ريشهاي بود، اما امروز ورود پولهاي نامقبول در فوتبال مدير را بالا و پايين ميكند.
ميشود اينطور برداشت كرد كه به اعتقاد شما افتادن مديريت فوتبال دست غيرفوتباليها، فوتبال را به اينجا رسانده است؟بايد كار به كاردان سپرده شود، مانند كشتي از وقتي افتاد دست آقاي خادم، مسير درست را اين رشته طي كرد. پول از نوع نامقبولش همراه با مديريتهايي كه ريشهدار نيستند، فوتبال را به اين جايگاه رسانده است. برخي مديران هستند كه بر خلاف نظر مربي و بدون اينكه نظرشان را جويا شوند بازيكن جابهجا ميكنند و قرارداد ميبندند. در حال حاضر مديري كه از بدنه باشگاه و فوتبالي باشد در مديريت باشگاههاي كشورمان واقعاً كم داريم؛ مديراني كه از بدنه برق شيراز، بدنه ابومسلم، بدنه سپاهان باشند، نداريم. اين مسئله سبب شده تا فوتبال كشورمان به صورت ريشهاي ضربه بخورد. مثالي در رابطه با اينگونه مديريتها كه به تيمهاي ريشهدار ضربه زده بزنم. من از سال 73 با باشگاه برق شيراز ارتباط دارم و مربي اين تيم در مقاطعي بودم. چند وقت پيش يكي از مديران باشگاه، بدهكارياي براي تيم گذاشته و رفته بود. وقتي يكي از طلبکاران كه مدير رستوران بود براي وصول طلبش به باشگاه مراجعه كرده بود، مدير جديد به او گفته بود پولي نداريم و شما ميتواني طلبت را از نارنجهاي درختهاي باشگاه برداري! اين نوع نگاه وقتي باشد، تيم ريشهداري مانند برق شيراز نميتواند رو پا بايستد.
بالا رفتن هزينههاي باشگاهداري چه تأثيري در نابودي تيمهاي ريشهدار داشته است؟هزينههاي تيمداري و باشگاهداري هم بالا رفته و در اين زمينه تأثير گذاشته است. تيم سپاهان سال 65 وقتي من دوباره به عنوان مربي به اين تيم برگشتم توانستيم اين تيم را با 850 هزار تومان قهرمان ايران كنيم،اما الان با 8ميليارد هم نميتوانيد سپاهان را دوباره به جمع تيمهاي مدعي برگردانيد!تفاوتها در حال حاضر از زمين تا آسمان است. مديراني هم كه خواستهاند براي فوتبال هزينه كنند مانند شفيعزادهها و ميليونري كه در كرمانشاه تيمداري كرد، برخوردي با آنها شد كه پشيمان شدند و الان ببينيد كجا هستند؟ مدير سر از زندان و تيمارستان سر در ميآورد!
نزول و نابودي باشگاههاي ريشهدار چه ضرباتي به جامعه ميزند؟يك مثال ميزنم و شما با شنيدن همين مثال تا ته خط برويد. زماني كه شيراز بودم، من و آقاي شرفي سرمربيهاي برق و فجر بوديم و وضعيت دو تيم هم خوب بود. در جلسهاي كه با رئيس وقت شهرباني داشتيم به ايشان كه هم لباس و همكار من نيز بودند گفتم من خودم مفاسد اجتماعي، مبارزه با موادمخدر، رئيس زندان و... بودهام، ميخواستم از شما بپرسم الان با توجه به اينكه دو باشگاه شيرازي در ليگ خيلي خوب كار ميكنند، وضعيت بزهكاري و فساد نسبت به زماني كه اين دو تيم فعاليت نداشتند، تغيير كرده است؟ رئيس شهرباني گفت ببين آقاي ياوري، 90 درصد تغيير كرده و الان پروندههاي پاسگاهها خيلي كم شده و مراجعات كمتر شده است؛چراكه مردم مشغول تماشاي بازيها هستند و راجع به آن از اين هفته تا هفته ديگر بحث ميكنند كه جمعه بازي ميكنيم و برق پيروز ميشد، مردم تا مسابقه ديگر خوشحال بودند و عشق ميكردند و در زندگي روزمرهشان تأثير داشت. اين بر خلاف تيمهايي مانند نفت، سايپا، پيكان و... است كه برد و باختشان در جامعه با توجه به اينكه هوادار ندارند، تأثيري ندارد. حساب تيمهاي ريشهدار جداست. يك ابومسلم ميگفتند و يك خراسان. اكبر اوتي اوت ميانداخت 50 متر، همه ذوق ميكردند، هوادار نان نداشت اما با فوتبال و تيم ابومسلم عشق ميكرد. يا باشگاهي مانند ملوان كه بهمن صالح نيا و غفور جهاني عمرشان را براي اين تيم گذاشتند و امروز چون پاك فوتبال بازي كرده و مربيگري كردند، نامشان به نيكي ياد ميشود.
حرف و نكتهاي اگر باقي مانده است بيان بفرماييد.راه فوتبال ايران به سوي تركستان است.در حال حاضر باشگاههاي بزرگ دنيا از بازيكنان و اسطورههايشان قدرشناسي ميكنند و تيمي مثل بايرن از اسطورههايي مثل رومينگه يا اولي هوينس در پستهاي مديريتي استفاده ميكند يا پيشكسوتان هر باشگاه در استاديوم جايگاه مخصوصشان را دارند، اما اينجا من ياوري با اين همه سابقه در فوتبال ورزشگاه نميروم از ترس اينكه من را نشناسند! اين درد فوتبال است كه بايد ريشهيابي شود.