کد خبر: 892688
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۰۷ بهمن ۱۳۹۶ - ۲۱:۲۴
چرا بسياري از آدم‌ها در دام سرزنش‌هاي طولاني گرفتار مي‌شوند؟
ما نه تنها با ديگران بلكه با خودمان هم نياز به رفاقت داريم. دوستي دارم كه هر وقت مي‌بينمش در حال بمباران كردن خودش است
حسن فرامرزي

ما نه تنها با ديگران بلكه با خودمان هم نياز به رفاقت داريم. دوستي دارم كه هر وقت مي‌بينمش در حال بمباران كردن خودش است. به شوخي اسم آن دوستم را F14 گذاشته‌ام و هميشه به او مي‌گويم تو روزي چند بار خودت را بمباران نكني روزت شب نمي‌شود. انگار كه حتي يك روز هم نمي‌تواني آن حالات سرزنش را از خود دور كني. اينكه ما خودانتقادگر باشيم و خودشيفته نباشيم خيلي خوب است، اما نبايد در درك اين معاني دچار انحراف و تحريف شويم. خودانتقادي به اين معنا نيست كه ما دائم در حال بمباران خودمان باشيم و آشيانه روحمان را هر روز بمباران كنيم. شما فرض كنيد در گوشه‌اي از عمارتتان يا ساختماني كه در آن ساكن هستيد رخنه‌اي ايجاد شده است. مثلاً گوشه‌اي از سقف چكه مي‌كند، لوله‌اي تركيده يا ديواري از خانه طبله كرده است. در اين صورت شما چه مي‌كنيد؟ زير ستون‌هاي خانه ديناميت مي‌گذاريد و خانه را پايين مي‌آوريد؟ اين دقيقاً همان كاري است كه ما گاه به اسم خودانتقادي با خود مي‌كنيم، اما در واقع اين خودانتقادي نيست، خودتخريبي است. از آن سو هم نگاه كنيد كه احساس رضايت از خود به معناي از خودراضي بودن و خودشيفتگي نيست. برخي تصور مي‌كنند كه اگر مثلاً حس خوشايند و خوبي درباره خود داشته باشند مرتكب خطاي فاحشي شده‌اند. در حالي كه اين حس خوشايند و خوب پايه ساختن روان و روح شماست. به من بگوييد شما كي انگيزه براي ساختن پيدا مي‌كنيد؟ وقتي كه به يك بنا نگاه كنيد و ببينيد كه خوب و مطابق نقشه دارد مي‌رود جلو و بسياري از امور طبق برنامه است، يا اينكه وقتي نگاه كنيد و ببينيد كه آشفتگي و شلختگي در كار اوج گرفته و چيزي سر جاي خودش نيست؟ گاهي برخي تصور مي‌كنند كه نبايد تصويري مثبت از خود داشته باشند و دائم بايد در حال گل‌آلود كردن بركه روح خود باشند و از دريچه لجبازي وارد شوند، اما به نظر نمي‌رسد اين راهكارها ما را به جايي برساند. آيا در بركه زلال و شفاف مي‌توان آن ماهي بخت را به قلاب انداخت يا نه، در يك بركه گل‌آلود كه چشم هيچ كجا را نمي‌بيند؟
 
    يك آينه تخت براي خودت باش
ما نياز داريم كه با خودمان رفيق باشيم. رفيق مثل آينه رفيق خود را نشان مي‌دهد تا او آنچه را كه واقعاً هست ببيند. واقعاً كساني كه خود را در درون خود مطابق با آن چيزي كه هستند مي‌بينند مستحق آفرين و مرحبا هستند، چون بسياري از آدميان نمي‌خواهند و نمي‌توانند آينه‌هاي تخت -آينه‌هايي كه اندازه‌ها و قواره‌ها را درست نشان مي‌دهند- را به سمت خود بچرخانند و تصويري واقعي از خود ببينند، بنابراين كسي كه توانسته آينه را به سمت خود بچرخاند و ضعف‌هاي اخلاقي، رفتاري و پنداري خود را ببيند بسيار كار بزرگي كرده است كه درون‌بيني مي‌كند، اما اگر او بعد از اين مرحله به خودتخريبي و خودويرانگري روي بياورد كار خطايي از او سر زده است. مثل آن سخن معروف كه «آيينه چون نقش تو بنمود راست/خود شكن، آيينه شكستن خطاست». مثل اين مي‌ماند كه شما جلوي آينه مي‌ايستيد و آينه به شما مي‌گويد كه موهايتان نامرتب است و شما به جاي اينكه موهايتان را مرتب كنيد آينه را مي‌شكنيد. در اين جا دو آسيب به شما وارد مي‌شود، اول اينكه آينه را مي‌شكنيد و يعني آن رابطه دروني خوبي كه ميان شما و خودتان بايد برقرار باشد تا بخشي از وجود شما بتواند برايتان آيينگي كند تا شما در برابرش بايستيد و او تصويري واقعي و حقيقي از آنچه هستيد به شما ارائه كند را از بين مي‌بريد. خسارت دوم اينكه با شكستن آينه، موهاي شما مرتب نخواهد شد، يعني با به هم زدن آن رفاقت دروني و خودتخريبي، عملاً تغييري در آن وضعيت شما پديدار نخواهد شد.
 
   آيا نزد خود گرامي هستيد؟
حديث زيبايي از معصوم وجود دارد كه مي‌فرمايد: «من هانت عليه نفسه فلا تامن شره/ از شر و آزار و اذيت كسي كه در نزد خود گرامي نيست در امان نباش.» سخن بسيار عزيز و گرانمايه‌اي است. كسي كه در نزد خود گرامي نباشد يعني خود را گرامي و محترم و متشخص نداند اين فرد كانون شر و بدي‌ها خواهد شد. باز اين جا مرزي ميان متشخص و گرامي بودن و خودخواه و خودپسند بودن وجود دارد و اين دو را نبايد با هم خلط كنيم و يكي بدانيم. گرامي كسي است كه قدر خود را بداند و بداند كه چه گوهر گرانمايه‌اي در او وجود دارد. آن نفخه الهي در وجود او دميده شده و تاج «كرمنا» بر سر او گذاشته شده است. يك روز در جايي اين سطرهاي الهام‌بخش و زيبا را كه از زبان يك عارف آمده بود ديدم، زيبايي اين سطرها مسحوركننده بود: «احساس مي‌كنم كه آدم بسيار خوشبختي هستم. از همه تعلقات و دارايي‌ها، به دوستي واقعي بيشتر ارج مي‌گذارم. براي همه دوست باشيد حتي اگر به عشق و اعتماد شما عده‌اي خيانت ورزند، نگران نباشيد. هميشه خودتان باشيد. شما آنچه هستيد، مي‌باشيد. اين يگانه روش صميمي زندگي كردن است. اگرچه كسي نخواهد دوست شما باشد، ولي شما دوست همه باشيد، و هرگز توقعي از ديگران نداشته باشيد. من همه انسان‌ها را دوست دارم و درك مي‌كنم ولي هرگز از كسي توقع ندارم كه دوست من باشد و مرا درك كند. با تكيه به اين اصل، با خودم و دنيا در صلح و آرامش هستم، و هرگز دليلي براي نگراني پيدا نمي‌كنم.»
نكته‌اي كه در اين سخنان وجود دارد و بسيار مهم است اين است كه هميشه خودتان باشيد. به محض اينكه آدم وانمود مي‌كند، دو تا مي‌شود. بازيگران را ديده‌ايد؟ آنها دو تا هستند اما چون حرفه‌شان هست نه تنها رنجي نمي‌برند بلكه گاه لذت هم مي‌برند، شايد هم واقعاً بازيگري از اينكه در نقشي قرار بگيرد كه به خودش نزديك نباشد رنج هم ببرد اما خارج از اين دنيا آدم به محض اينكه وانمود مي‌كند، در واقع نقش بازي مي‌كند و به محض بازي نقش، دو تا مي‌شود، يكي آن كه واقعاً هست و يكي آن كه مي‌خواهد نشان دهد. سرمنشأ دردها و از دوسو كشيده شدن‌ها و نرسيدن به صلح درون در همين نقطه است. بي‌جهت نيست كه ما از زبان معصومان شنيده‌ايم كه «النجاه في الصدق / نجات در راستي است» و وقتي كسي در درون خود، يكي و واحد شود معلوم است كه نجات خواهد يافت، چون ديگر گسيختگي در ميان نخواهد بود، اما به محض اينكه فرد دو تا مي‌شود نزاع‌ها و كشمكش‌ها هم به دنباله‌اش مي‌آيد. يكي به چپ مي‌كشد و يكي به راست و يكي به بالا و يكي به پايين و در ميان اين نزاع‌هاست كه رنج و بي‌قراري به وجود مي‌آيد.
 
   قفس كالبدتان را در اختيار وحوش قرار ندهيد
مولانا در فيه مافيه مي‌گويد: «در آدمي بسيار چيزهاست، موش است و مرغست، باري مرغ قفس را بالا مي‌برد و باز موش به زير مي‌كشد و صد هزار وحوش مختلف در آدمي، مگر آنجا روند كه موش، موشي بگذارد و مرغ، مرغي را بگذارد، و همه يك شوند زيرا كه مطلوب نه بالاست و نه زير، چون مطلوب ظاهر شود نه بالا بوّد و نه زير. يكي چيزي گم كرده است، چپ و راست مي‌جويد، و پيش و پس مي‌جويد، چون آن چيز را يافت نه بالا جويد و نه زير، و نه چپ جويد و نه راست، ونه پيش جويد و نه پس، جمع شود.» قفسي را تصور كنيد كه در آن انواع وحوش وجود دارند. مرغي وجود دارد كه مي‌خواهد قفس را به سمت بالا بكشد چون علاقه و تعلق او به سمت بالاست و موشي وجود دارد كه مي‌خواهد قفس را به پايين بكشد چون موش دوستدار پايين و تاريكي و زيرزمين است و همينطور جانوران مختلف كه هركدام طبيعتي و مزاجي دارند و تا زماني كه اين همه وحوش در آن قفس وجود دارند وضع اينطور است. بلبشويي است و هر كس مي‌خواهد قفس را به جانب خود بكشد و مگر نه اين است كه در كالبد ما هم اين تنش‌ها و كشمكش‌ها وجود دارد و به واقع اين قفس كه پرنده به سويي مي‌كشد و موش به سويي ديگر، خود ما هستيم و تا زماني كه يكي نشده‌ايم اين هيجان‌ها و بي‌قراري‌ها در ما خواهد بود.
 
   نكته زيبايي كه قرآن  گوشزد مي‌كند
نكته مهم در رفاقت با خود به وعده و بشارت قرآن قرار گرفتن در مسير نيكي است و امكان ندارد كه كسي به نيكي برسد مگر اينكه بتواند از آنچه دوست دارد بگذرد. وعده قرآن است كه «لن تنالوا البر حتي تنفقوا مما تحبون / هرگز به نيكي نمي‌رسيد مگر اينكه از آنچه دوست داريد انفاق كنيد.» يكي شدن با خود شايد بزرگ‌ترين نيكي‌اي است كه انسان مي‌تواند با خود انجام بدهد، اما قرآن مي‌گويد اين نيكي محقق نخواهد شد مگر اينكه كسي بتواند از آنچه دوست دارد دل بكند. بزرگ‌ترين رفاقت با خود اين است كه انسان بتواند خود را از خمش‌هاي مدام به سمت تعلقات رها كند و به تعبير قرآن از آن چيزهايي كه دوست دارد بگذرد. ما مدام در زندگي‌مان اين خم شدن‌ها را مي‌بينيم و در معرض آن قرار مي‌گيريم، اما هركسي بتواند مثل سرو از اين خمش‌ها رها شود، به آزادگي هم خواهد رسيد.
 
   یک بار هم روی خودت سرمایه گزاری کن
از ياد نبريم كه سرزنش‌هاي طولاني‌مدت ما را دچار گسيختگي رواني و حس بي‌ارزشي خواهد كرد و مسلماً آدم براي يك چيز بي‌ارزش سرمايه‌گذاري نمي‌كند. همه سرمايه‌گذاران به اميدي مي‌آيند و سرمايه خود را در جايي مي‌ريزند و صرف مي‌كنند، به اميد كشف چاه نفتي و به اميد سوددهي و به اميد استحصال معدني و به اميد توليد پرسودي، اما پيش از سرمايه‌گذاري مطالعات دقيقي در اين باره انجام مي‌دهند تا آن نقطه‌اي كه رويش دست گذاشته‌اند واقعاً هماني باشد كه دنبالش مي‌گردند. درباره انسان نيز اين مثال صدق مي‌كند. شما زماني روي خود سرمايه‌گذاري خواهيد كرد -‌مثلاً به دنبال ترميم نقاط ضعف اخلاقي و شخصيتي‌تان خواهيد رفت- كه خود را نزد خود باارزش بيابيد. ذهن و روان و وجود شما زماني اراده و انگيزه براي سرمايه‌گذاري براي ساختن يك انسان بهتر و مطلوب‌تر را شروع خواهد كرد و به ثمر خواهد رساند كه شما به او اين حس را بدهيد كه با يك موجود باارزش و معتبر و گرامي و ذيقيمت طرف هستيد، اما اگر هر روز شروع كنيد به سرزنش كردن خود، هر روز به خودتخريبي روي بياوريد و هر روز بگوييد كه من موجود بد و فرومايه و به دردنخوري هستم، آيا اين امر محقق مي‌شود؟
 
  حسرت زمان سوزی در میانسالگی
نگذاريد هيچ حس و دريافتي شما را در دام سرزنش‌هاي طولاني‌مدت قرار دهد، به ويژه سرزنش‌هايي كه در رابطه با زمان به خود تحميل مي‌كنيد. بسياري از ما در دام سرزنش‌هاي طولاني گذر زمان قرار مي‌گيريم و مدام تأسف زمان‌ها و فرصت‌هاي ازدست‌رفته‌مان را مي‌خوريم و به اين ترتيب در دام سرزنش‌هاي طولاني‌مدت و فلج‌كننده قرار مي‌گيريم. اين درست است كه زمان‌هاي ما محدود است، اين درست است كه فرصت‌ها در گذرند و تا دير نشده بايد از فرصت‌ها استفاده كرد اما آيا با سرزنش كردن خود عملاً فرصت‌هاي باقيمانده را به هدر نخواهيد داد؟
چندي پيش كسي به من مي‌گفت وقتي 30 ساله بودم به فرصت‌هايي كه در 20 تا 25 سالگي داشتم نگاه مي‌كردم چنان با حسرت كه نفهميدم چطور حالا 40 سالم شده است، در حالي كه امروز حسرت فرصت‌هاي 30 تا 35 سالگي‌ام را مي‌كشم. من به او گفتم مطمئن باش كه وقتي 50 ساله شوي حسرت فرصت‌هاي 40 تا 45 سالگي‌ات را خواهي خورد و او بدون اينكه تعصب بورزد واقعاً قبول كرد و پذيرفت كه زندگي‌اش در حسرت‌ها از دست رفته است، در حالي كه اين نوار سرزنش و حسرت را واقعاً بايد جايي پاره كرد و اجازه نداد كه اين سرزنش‌ها و حسرت‌ها باقي عمر ما را هم زير دندان بگيرند و بجوند و چيزي جز تفاله‌اي بي‌ارزش تحويل ما ندهند، بنابراين نكته مهم و اساسي در اين است كه عمر و سرمايه و وجود خود را از زير آرواره‌هاي سرزنش‌هاي فلج‌كننده بيرون بكشيد چون آنها انرژي مثبت رواني و ذهني به شما نخواهند داد و همه چيز را تيره و تاريك جلوه خواهند داد. اگر زمان دارد شما را اذيت مي‌كند و زير بار سرزنش‌هاي زمان هستيد به او بگوييد من 40 سال در كما بودم. بگوييد 40 سال از عمر من در كما گذشته است و اصلاً خودم هم نفهميدم كه چطور گذشت. حالا بيدار شده‌ام و مي‌خواهم خودم را بسازم، پس لطفاً برو آن طرف‌تر تا من به جز تو چيزهاي ديگري را هم در زندگي ببينم. به اين ترتيب خود را از زير آن فشار فلج‌كننده بيرون بكشيد.

 
غیر قابل انتشار: ۱
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۱
ناشناس
|
France
|
۱۸:۲۰ - ۱۳۹۶/۱۱/۰۸
0
0
بسیار مقاله عالی بود....
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها