کد خبر: 888074
تاریخ انتشار: ۰۸ دی ۱۳۹۶ - ۲۱:۳۸
يادي و تذكاري به مناسبت سالروز شهادت غريبانه آيت‌الله حاج‌شيخ‌حسين غفاري
43 سال پيش در آغازين روزهاي دي ماه، خبر مرگ حيات‌آفرين آيت‌الله حاج شيخ حسين غفاري آذرشهري از دهليزهاي زندان به بيرون رفت و به مبارزاني كه در پي ابراز خشم و عصيان خويش از حاكمان زمان بودند، مجالي دوباره بخشيد. مراسم تشييع و ترحيم آن روحاني مجاهد، به محملي براي اعلام نفرت عمومي از رژيم شاه مبدل گشت و بي‌ترديد بر وقايع بعدي نهضت اسلامي، تأثيري غيرقابل انكار نهاد.
  احمدرضا صدري

 43 سال پيش در آغازين روزهاي دي ماه، خبر مرگ حيات‌آفرين آيت‌الله حاج شيخ حسين غفاري آذرشهري از دهليزهاي زندان به بيرون رفت و به مبارزاني كه در پي ابراز خشم و عصيان خويش از حاكمان زمان بودند، مجالي دوباره بخشيد. مراسم تشييع و ترحيم آن روحاني مجاهد، به محملي براي اعلام نفرت عمومي از رژيم شاه مبدل گشت و بي‌ترديد بر وقايع بعدي نهضت اسلامي، تأثيري غيرقابل انكار نهاد. اينك در سالروز اين رويداد تاريخي، مروري داريم بر زمانه و كارنامه آن مبارز نام‌آشناي نهضت اسلامي. اميد آنكه مقبول افتد.
   
  مبارز نامدار در ادوار گوناگون حيات
بي‌ترديد در شناخت آثار «ممات» يك فعال سياسي و مبارزاتي، مرور منزلگاه‌هاي مختلف حيات او ضرورتي دوچندان مي‌يابد، چه اينكه تأثير يك مرگ آن هم در مقياسي درخور توجه، در گرو چگونگي حيات اوست. اين قاعده درباره مجاهد شهيد آيت‌الله حسين غفاري نيز صادق است، چراكه مردم در هفتمين روز از دي ماه 53، خبر شهادت مردي را شنيدند كه پيش از آن از اهالي مبارزه به شمار مي‌رفت و در اين مسير، جاي پاي او در مواضعي گوناگون قابل رؤيت بود. روايتي كه پيش رو داريد، به قلم تاريخ‌پژوه انقلاب حجت‌الاسلام والمسلمين روح‌الله حسينيان آمده است:
«شهيد آيت‌الله حاج شيخ حسين غفاري در سال 1292 در دهخوارقان (آذرشهر) تبريز در يك خانواده كشاورز و فقير متولد شد. در كودكي پدرش را از دست داد و مجبور شد تا از همان دوران شش، هفت سالگي كار كند تا كمك‌خرج خانواده‌اش باشد. او توانست در كنار كار كردن، تحصيلات علوم ديني را نيز در محضر دايي‌اش، آيت‌الله ميرزا حسين غفاري فرا گيرد. او با پشتكار و همت بي‌نظير خود دوره سطح را به پايان رساند و در سال 1324 به قم مهاجرت كرد. وي در قم از محضر اساتيدي چون آيت‌الله فيض قمي، آيت‌الله سيدمحمدتقي خوانساري، آيت‌الله حجت كوه‌كمري و آيت‌الله بروجردي بهره برد و تحصيلات خود را به كمال رساند. وي با دختر آيت‌الله ميرزا علي مقدس تبريزي ازدواج كرد. آيت‌الله مقدس از علماي سياسي بود كه كتابي به عنوان «الدين و السياسه توأمان» را نوشته بود و مجله‌اي به نام « الدين و الحيات»‌ را منتشر مي‌كرد. اين آشنايي نقش بزرگي در انديشه آيت‌الله غفاري از خود به جا گذاشت. وي در سال‌هاي پاياني دهه 1330 به تهران مهاجرت كرد و در مسجد الهادي به فعاليت‌هاي تبليغي خود پرداخت. پس از نهضت روحانيون، آيت‌الله غفاري از هواداران وفادار امام‌ خميني و دو بار به دست نيروهاي رژيم شاه بازداشت شد. جمله معروف او «دشمن خميني كافر است» ترجمان افكار انقلابي آيت‌الله غفاري است. به همين علت ساواك در مورد وي نوشته است كه وي يكي از روحانيون افراطي طرفدار خميني بوده است. آيت‌الله غفاري به علت فعاليت ضد رژيم و سخنراني‌هاي منتقدانه در تاريخ 18/4/1353 دستگير شد و تحت بازجويي و شكنجه قرار گرفت. بازپرس شعبه 5 دادستاني ارتش در گردش ‌كار خود نوشت:
 « برابر محتويات پرونده، متهم نامبرده به اتفاق فرزندش هادي غفاري در منابر مختلف مطالبي عليه مصالح كشور ايراد و ضمن سخنراني‌ها در مساجد و در شهرستان‌ها و طرفداري از روحانيون مخالف دولت اقدامات و اصلاحات كنوني كشور را با زمان معاويه مقايسه نموده و چنين نتيجه گرفته كه در حال حاضر وضع فعلي حكومت ايران با زمان معاويه تفاوتي ننموده و احتياج است كه از طرف جوانان افرادي چون امام‌حسين(ع) به پا خاسته و وضع امور كشور را به دست گيرند. به همين مناسبت دستگير و با قرار صادره از اين بازپرسي بازداشت گرديده است. ضمن بازرسي از منزلش تعداد زيادي اعلاميه مضره كشف مي‌گردد.»
سرانجام آيت‌الله غفاري تحت شكنجه‌هاي فراوان بيمار و به بيمارستان زندان منتقل شد و در چهارم دي‌ماه 1353 به شهادت رسيد. پزشكي قانوني پس از كالبدشكافي علت مرگ را خونريزي مغزي تشخيص داد. پزشكي قانوني آثار چند لكه كبودي مربوط به زمان حيات را كه حدود يك هفته از وقت آن گذشته است نيز گواهي كرد. جنازه آيت‌الله غفاري در پنجم دي‌ماه به غسالخانه ابوحسين قم منتقل شد. از آنجا كه پسر آيت‌الله، در مدرسه حقاني درس مي‌خواند و همراه پدر در بازداشت به‌سر مي‌برد و موقتاً آزاد شده بود، وارد مدرسه حقاني شد و خبر شهادت پدر را اعلام كرد. كلاس‌هاي مدرسه حقاني به‌سرعت تعطيل شدند و طلاب به طرف قبرستان حركت كردند. جنازه شهيد در اثر كالبدشكافي غرق در خون بود. پس از غسل هنوز از جنازه خون مي‌رفت و به همين دليل وي را در پلاستيك پوشاندند و سپس كفن كردند. به‌زودي طلاب فيضيه و مدارس ديگر قم از موضوع مطلع شدند و جمعيت زيادي در قبرستان تجمع كردند. هوا سرد بود و گاهي برف هم مي‌باريد. جنازه را روي دست‌ها بلند كردند و با شعار لااله‌الا‌الله حركت دادند. تشييع‌كنندگان ابتدا جنازه را به حرم مطهر حضرت معصومه(س) آوردند و پس از طواف، آيت‌الله شريعتمداري بر آن نماز گزارد. پس از نماز، پيكر شهيد را با شعار « به كنج زندان كشته شد/ در خون خود آغشته شد» از پل آهنچي عبور دادند و به سمت قبرستان وادي‌السلام حركت كردند. منظره باشكوهي بود. همسر شهيد غفاري و دختران و پسر بزرگ شهيد، در حالي كه پيشاپيش جنازه با وزانت و ابهت حركت مي‌كردند، به تشييع عظمت خاصي بخشيده بودند. هر لحظه بر جمعيت افزوده مي‌شد. تعدادي از دانش‌آموزان مدرسه ششم بهمن به جمعيت پيوستند. جنازه به ميدان ششم بهمن (شهيد مطهري فعلي) رسيد. نيروهاي ساواك آمبولانسي را جلوي جمعيت آوردند و درصدد پس گرفتن جنازه بودند كه با ممانعت تشييع‌كنندگان روبه‌رو شدند. جنازه را از طريق خيابان خاك‌فرج به قبرستان دارالسلام بردند و در آنجا دفن كردند. پسر بزرگ شهيد، خود به درون قبر رفت و تلقين را خواند و اين اقدام علاوه بر ايجاد شكوه، جمعيت را تحت تأثير قرار داد و يكباره صداي ضجه و ناله جمعيت بالا رفت. بعد از اتمام خاكسپاري در حالي كه جمعيت از قبرستان بيرون مي‌رفت، نيروهاي پليس و ساواك كه در چند جاي خيابان خاك‌فرج مستقر شده بودند، بعضي از تشييع‌كنندگان را دستگير كردند. طبق گزارش‌هاي ساواك در جريان تشييع و مجالس ختم 46 نفر از طلاب قم دستگير شدند كه به حبس‌هاي طولاني محكوم شدند. سال 1353 سالي پر از خفقان بود. رژيم در اوج سركوب و جامعه در قعر سكوت بود. مجالس ختم در قم، تهران و ساير شهرستان‌ها توانست بار ديگر نيروهاي طرفدار امام‌خميني را به تحرك وادارد. در آن زمان راديويي تحت عنوان راديو روحانيت برنامه يك ساعته پخش مي‌كرد كه توانست نقش بزرگي را در انتشار شهادت آيت‌الله غفاري ايفا كند. شايد گزارش ساواك بتواند گوشه‌اي از واكنش روحانيون به اين واقعه را تبيين كند. يكي از ادارات ساواك قبل از فرا رسيدن چهلم آيت‌الله ضمن ارائه گزارشي مي‌نويسد: « فوت نامبرده در زندان مستمسكي به دست طلاب افراطي طرفدار خميني و روحانيون افراطي داد كه بدين‌وسيله دست به تبليغاتي عليه دولت بزنند و بعضاً در بالاي منابر مطالبي در مورد فوت وي عنوان دارند و دولت را متهم نمايند كه ياد شده تحت شكنجه مأموران در زندان درگذشته است.»
 
   انديشه و آرمان يك مبارز
هر چند بازجويي‌ها پس از دستگيري را نمي‌توان آيينه‌اي از انديشه و آرمان يك مبارز قلمداد كرد، اما اين قاعده استثنائات درخور توجهي نيز دارد. بسياري از جهادگران راه استقلال و آزادي اين مرز و بوم در سده اخير، با وجود گرفتار آمدن در ميان تمامي لوازم ارعاب و تهديد، دست از جان شستند و با تمام وجود از ايده و هدف مبارزاتي خويش دفاع كردند كه شهيد آيت‌الله حسين غفاري را مي‌توان در اين عداد به شمار آورد. او در بازجويي 23تيرماه 1353-كه متن آن پيش روي شماست- به گونه‌اي سخن گفته است كه مي‌تواند آيينه‌اي از صلابت و استحكام روحي وي قلمداد گردد:
« آقاي حسين غفاري هويت سركار محرز مي‌باشد در بازجويي‌هاي قبلي عنوان نموده‌ايد كه انگيزه شما از نگهداري اعلاميه مضره در منزل دور نگهداشتن آنها از دسترس عام بوده با توجه به اينكه مطالب شما قابل قبول نمي‌باشد بازگو نماييد چنانچه قصد دور نگهداشتن آنها از دسترس بود به چه علت سعي ننموده‌ايد پس از گذشت سال‌هاي متمادي مدارك مضره را از بين ببريد.
 بسمه‌تعالي شأنه العزيز. در بازجويي‌هاي قبلي اظهار داشتم هر عاقلي مي‌داند اعلاميه مراجع هر چه باشد در كمترين مدتي اگر عمل كردند يا نكردند از قوت خود مي‌افتد، چنانكه همه مردم سالخورده ايران و عراق و جاهاي ديگر ممالك اسلامي مي‌دانند كه حضرت آيت‌الله‌العظمي شيرازي بزرگ براي صرف توتون فتوا بر حرمت دادند و حتي مشهور است در دربار ناصرالدين شاه يك روز خود شاه قليان خواست گفتند خانم ملكه قليان‌ها را شكانده است چون آيت‌الله شيرازي نوشته است «اليوم مصرف التتن في حكم المبارزه مع امام العصر» خلاصه يعني چپق ـ‌ قليان‌ـ سيگار به طور كلي مصرف توتون حرام است اما پس از چند روز كه وضع عوض شد فتواي آيت‌الله‌العظمي مورد عملش تمام شد حتي در منزل خودش و خودشان سيگار مي‌كشيدند و تا به امروز هيچ مجتهدي سيگار كشيدن يا قليان كشيدن را حرام ندانسته است پس همانطور كه در بازجويي قبلي نوشته‌ام، همه اعلاميه‌هاي مراجع لزومش براي چندين روز بود كه به نظر آنان لازم بود اعلاميه‌هايشان مورد عمل قرار بگيرد. حالا در آن مدت كوتاه عملي شد يا نشد از اعتبار افتادند و در آن روزها من بنا به عقيده خودم صلاح نمي‌ديدم پخش بشود. بنابراين آنچه به‌منزل من آوردند يا در مسجد ديدم به قصد حفظ امنيت در كمد اتاقم در ضمن روزنامه‌ها و قرآن پاره‌ها و دسته قبض‌هاي فروش نشده يا  ته‌چك‌ قبض‌ها كه همه‌اش مربوط به مسجد الهادي و شامل آيه تعاون و بسم‌الله‌الرحمن‌الرحيم بود نگه‌ داشتم و چنانكه در بازجويي‌هاي گذشته گفته‌ام امكان تلف آنها سه راه داشت: 1ـ سوزاندن يا  به سطل آشغال شهرداري ريختن و اين عمل براي من امكان عملي نداشت زيرا توهين به قرآن كريم و اسماي‌الهي يا اسماي ائمه طاهرين مي‌شد و من به نام يك فرد مسلمان نمي‌توانم به قرآن كريم يا اسماي الهي و نام گرامي پيغمبر اكرم صلي الله عليه و آله و ائمه طاهرين سلام‌الله عليهم اجمعين توهين كنم. 2ـ ريختن بدريا يا نهر بزرگ. 3ـ چاه كندن و در چاه دفن كردن و چنانكه در بازجويي قبلي نوشته‌ام از پنج سال پيش در فكر و مقدمات كندن چاه آب وضو براي مسجد وزارت كشور بودم و هنوز جاي وضوخانه از نظر جور نيامدن كار مسجد تعيين نشده و نكنده‌ام كه خودم از زحمت نگهداري آن اعلاميه‌ها كه در دست شما و ساير دفن‌كردني‌ها از قرآن پاره شده و ورقه‌هاي كوچك كه آيات كوتاه براي حفظ مي‌نويسم و بعد از حفظ در همان اعلاميه‌ها و دفترچه‌ها مي‌ريزم كه چنانكه خود مأمورين ديدند 10 من بيشتر است و جاي اثاثيه كمدم را گرفته است و وليكن باز ناچارم تا درست شدن جاي چاه در مسجد پارك شهر نگه دارم و به آنجا بريزم چون نزديك تهران رودخانه‌اي كه براي من دسترسي آسان داشته باشد، نمي‌شناسم. خلاصه من به نام يك مسلمان از تلف كردن اعلاميه يا اوراق مقدسه قرآن و روزنامه‌ها كه اكثراً يا آيات مرگ و اعلاميه‌هاي فوت يا اسم اشخاص مثل عبدالله ـ خدابخش ـ خداوردي در آنها نوشته شده است ممنوعم و نمي‌توانم هيچ ‌يك از ورق آنها را با آتش از بين ببرم و ناچارم هرچه اسباب ناراحتي خودم باشد و جاي اثاثيه‌ام را بگيرد تا زمان كندن چاه همه را نگه دارم و اما اينكه در آخر سؤالتان نوشته‌ايد مضره، چنانكه بارها گفته‌ام اعلاميه مراجع اگر پس از نظر دولت و شما صلاحيت نداشته باشد چنانچه خودم نوشته‌ام از نظر خودم صلاح نمي‌دانستم در عين حال با گذشت يكي دو ماه از اعتبار مي‌افتد و فعلاً اسم ورق مضره بر آنها گفتن بي‌مورد است و آنها فعلاً با ساير كاغذهاي باطله هيچ فرقي ندارد وليكن چون اسم خدا و بسم‌الله دارند محترم هستند چنانكه قبلاً گفتم اعلاميه آيت‌الله شيرازي بعد از گذشت چند روز از اعتبار افتاد و در خانه خود آيت‌الله شيرازي سيگار كشيدند. حسين غفاري
 با توجه به اينكه كراراً در مورد راستگويي با شما صحبت شده مع‌الوصف سركار سعي مي‌نماييد با گفتن دروغ از گفتن حقيقت كتمان نماييد. به شما تذكر داده شد كه تنها راه آزادي شما گفتن حقيقت مي‌باشد. مجدداً سؤال مي‌شود اعلاميه فتواي خميني در مورد كمك به زندانيان سياسي ايران را از چه فردي اخذ نموده‌ايد.
 همه مردم مي‌دانند راستگويي در همه جا سبب نجات است و من به عنوان يك انسان كه در سن پيري و در لباس روحانيت و امامت جماعت و قريب 10 سال است مشغول مسجد ساختن و زحمت كشيدن مثل كارگرها در كار مسجد است، به خودم اجازه دروغ گفتن نمي‌دهم كه قبلاً اسم يكي يا چند نفر از آن هيئت شش نفري كه درباره مسجد الهادي كه به ناحق از من شكايت كرده و مطالب باطلي را كه دفتر مسجد و مسجدي‌ها شاهد بطلان آنها هستند به من نسبت داده و خودشان قصد داشتند با فروش قبض كهنه و به امضاي هيئت سابق از مردم پول بگيرند و من نگذاشتم، اسم ببرم يا  فرد ديگري [را] به ناحق براي خلاصي خود متهم سازم و مجبورم به هرگونه مجازات قانوني صبر بكنم و به دروغ كسي را گرفتار نسازم و اگر در اين باره اطلاعي داشتم در اختيار بازپرس محترم مي‌گذاشتم و خودم را از هلاكت نجات مي‌دادم، بارها گفته‌ام مقصودم ديده نشدن و خوانده نشدن اعلاميه‌ها بود فقط و نمي‌دانم از مسجد آورده‌ام يا به خانه‌ام انداخته‌ بودند. حسين غفاري
 اظهارات خود را چگونه تأييد مي‌نماييد.
 اظهارات خود را توسط امضا تأييد مي‌كنم. حسين غفاري.»
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها