قانون ازدواج دختر باكره (دختري كه هنوز ازدواج نكرده است) را منوط به گرفتن اجازه از پدر يا جد پدري ميداند و در شرايطي كه پدر يا جد پدري نسبت به اين قضيه مخالفت ورزد، دختر ميتواند مردي را كه تصميم به ازدواج با او دارد، به طور كامل (سن، شغل، سلامت جسمي، شرايط ازدواج و مهري كه بين آنها قرار داده شده است و...) به دادگاه معرفي و از دادگاه تقاضا كند اجازه ازدواج او را با مردي كه معرفي كرده است، صادر كند. دادگاه نيز با توجه به مصلحت دختر و بررسي دلايل مخالفت پدر يا جد پدري، اگر ممانعت موجه نباشد و مرد نيز داراي شرايط كافي براي ازدواج با دختر باشد، به دختر اجازه ازدواج ميدهد و دختر ميتواند با مراجعه به دفاتر ثبت ازدواج عقد را جاري كرده و آن را ثبت کند. اما اگر دادگاه پس از بررسي، دلايل پدر يا جد پدري را براي مخالفت با ازدواج موجه بداند، آن مرجع نيز مخالفت خود را با ازدواج صادر ميكند، زيرا آنچه اهميت دارد، مصلحت دختر است. اجازه ازدواج دختر باكره فقط با پدر و جد پدري است و هيچ كس ديگري حتي مادر نميتواند در اين امر دخالت كند، چون مادر بر دختر و پسر خود ولايت ندارد، البته دادن مشورت بلامانع است.