
كسب عنوان سوم رقابتهاي بينقارهاي و روي سكو رفتن، نشان از خودباوري فوتبال ساحلي ايران دارد. سالهاست كه بازيكنان ما به اين خودباوري رسيدهاند، به طوري كه در همين مسابقات ميتوانستيم به جايگاهي به مراتب بهتر نيز دست يابيم اگر در بازي با روسيه چيدمان بهتري داشتيم. موفقيتهاي فوتبال ساحلي قابل تقدير است، اما برخي مسائل نبايد لابهلاي اين موفقيتها فراموش و ناديده گرفته شود؛ اول اينكه فوتبال ساحلي ايران نياز به مربي خارجي ندارد. مگر نه اينكه همين تيم با ميرشمسي، به دوم جهان رسيد، پس چه دليلي دارد براي مربي خارجي هزينه شود. هزينهاي كه ميتواند خرج بازيكنان و زيرساختهاي فوتبال ساحلي شود، نبايد خرج مسائل غيرضروري شود. اين همان تيمي است كه هشت سال قبل نفراتش دور هم جمع شدند و به سختي تلاش و تمرين كردند تا به اينجا رسيدند كه ميتوانند به عنوان تنها رشته تيمي روي سكوهاي دوم و سوم جهاني بايستند و جايگاهشان را هر بار بهتر و بهتر كنند. البته اين مسئله نيز نبايد ناديده گرفته شود كه اين تيم نياز به جوانگرايي دارد. فوتبال ساحلي ايران امروز بهترين نفرات را در اختيار دارد، اما به نيروي جوان هم نياز دارد. نفراتي كه بايد بتوانند به شايستگي جاي بازيكناني را بگيرند كه تا به امروز عنوانها و مقامهاي بسياري براي ايران به ارمغان آوردهاند. برگزاري اردوها و بازيهاي تداركاتي كه با مربي خارجي به آن نه گفته نميشود، خوب است اما چرا وقتي فوتبال ساحلي ايران ميتواند با نفرات داخلي هم روي بهترين سكوهاي جهاني برود و مربي صادر كند بايد دست روي گزينه خارجي بگذارد، آنهم يك گزينه تكراري كه در چين نميتواند به عنوان جهاني برسد، اما با ايران ميتواند! آيا اين به دليل توانايي بالاي بازيكنان ايراني نيست؟ بازيكناني كه با كادر فني داخلي هم بهترين نتايج را گرفتهاند و ميتوانند اين نتايج را تكرار كنند. كسب عنوان سوم رقابتهاي قارهاي نتيجهاي خوب و قابل توجه است، اما نتيجهاي نيست كه نتوان با مربي داخلي به آن دست پيدا كرد و اين نبايد لابهلاي موفقيتها گم شود.